دنیای تجارت و سیاست بینالملل شاهد یک رویارویی نمادین میان سنتهای صنعتی قاره سبز و جاهطلبیهای اقتصادی کاخ سفید بود. در حالی که ایالات متحده تلاش میکند با ارائه مشوقهای مالی سنگین، غولهای صنعتی جهان را به خاک خود بکشاند، “اولا کالنیوس”، مدیرعامل مرسدس بنز، در موضعگیری قاطع، پیشنهاد رسمی دولت آمریکا برای انتقال دفتر مرکزی این شرکت به ایالات متحده را رد کرد. این تصمیم، فراتر از یک جابهجایی اداری، نشاندهنده مقاومت آلمانیها در برابر تغییر قطبنمای صنعتی جهان به سمت واشینگتن است.
پیشنهادی که در سال ۲۰۲۵ شوک خبری ایجاد کرد
طبق گزارشهای منتشر شده در وبسایت خبری آلمانی «پایونیر»، این پیشنهاد جسورانه از سوی “هاوارد لوتنیک”، وزیر بازرگانی ایالات متحده، مطرح شده بود. لوتنیک در تلاش بود تا با بهرهگیری از شرایط دشوار اقتصادی در اروپا و هزینههای بالای انرژی در آلمان، یکی از معتبرترین برندهای تاریخ خودروسازی جهان را متقاعد کند که ریشههای خود را از اشتوتگارت کنده و به خاک آمریکا منتقل کند.
اولا کالنیوس با تایید دریافت این پیشنهاد در جریان دیدارهای سال ۲۰۲۵، تصریح کرد که اگرچه آمریکا یک بازار حیاتی و استراتژیک برای مرسدس بنز محسوب میشود، اما هویت این شرکت با خاک آلمان گره خورده است. او با صراحت اعلام کرد که مرسدس بنز را نمیتوان از پایگاه اصلی و تاریخی خود جدا کرد، چرا که این برند بخشی از میراث مهندسی و فرهنگی اروپا است.
رقابت نابرابر برای جذب سرمایه؛ هشدار کالنیوس به اروپا
مدیرعامل مرسدس بنز در لایههای پنهان سخنان خود، به یک واقعیت تلخ اشاره کرد: «رقابت شدید جهانی برای جذب سرمایه». رد پیشنهاد آمریکا توسط مرسدس بنز، در واقع هشداری جدی به سیاستمداران اتحادیه اروپا و آلمان بود. کالنیوس تأکید کرد که پیشنهاد وزیر بازرگانی آمریکا نشاندهنده فشاری است که مراکز صنعتی اروپا در حال حاضر با آن دست و پنجه نرم میکنند.
آمریکا با اجرای سیاستهای حمایتی و ارائه تسهیلات مالیاتی گسترده، سعی دارد به بهشت جدید تولیدکنندگان تبدیل شود. در مقابل، صنعتگران اروپایی با بوروکراسی پیچیده، هزینههای سرسامآور انرژی و کمبود نیروی کار متخصص روبرو هستند. کالنیوس با “نه” گفتن به آمریکا، در حقیقت بر لزوم بهبود شرایط کسبوکار در آلمان تأکید کرد تا دیگر شرکتها مجبور به اتخاذ تصمیمات دردناک برای مهاجرت نشوند.
مرسدس بنز؛ یک غول چندملیتی با قلب آلمانی
بر اساس گزارشهای تحلیلی وبسایت «اینوستینگ»، استراتژی مرسدس بنز در سالهای اخیر بر پایه «تولید در محل فروش» بنا شده است. این شرکت سرمایهگذاریهای عظیمی در ایالتهای مختلف آمریکا انجام داده و کارخانههای پیشرفتهای در این کشور دارد که هزاران شغل ایجاد کردهاند. اما از دیدگاه مدیران بنز، داشتن کارخانه در آمریکا با انتقال «مغز متفکر» و دفتر مرکزی به این کشور، تفاوتی بنیادین دارد.
حفظ دفتر مرکزی در آلمان برای مرسدس بنز، حفظ اعتبار نشان «ساخت آلمان» (Made in Germany) است. این برند معتقد است که نوآوریهای مهندسی و استانداردهای کیفی که بنز را به نماد اشرافیت و تکنولوژی تبدیل کرده، ریشه در اکوسیستم صنعتی آلمان دارد. انتقال به آمریکا ممکن است سودآوری کوتاه مدتی داشته باشد، اما اصالت برند را در درازمدت با چالش روبرو میکند.
ژئوپلیتیک خودرو؛ واشینگتن به دنبال چیست؟
تلاش دولت آمریکا برای جذب دفتر مرکزی مرسدس بنز را باید در قاب بزرگتری به نام «جنگ سرد اقتصادی» دید. آمریکا به دنبال آن است تا با جذب شرکتهای پیشرو در حوزه خودروهای برقی و خودران، رهبری تکنولوژیک جهان را از دست چین و اروپا خارج کند. حضور دفتر مرکزی مرسدس بنز در خاک آمریکا، نه تنها میلیاردها دلار مالیات به خزانه این کشور واریز میکرد، بلکه هزاران شغل با ارزش افزوده بالا در بخشهای تحقیق و توسعه (R&D) ایجاد مینمود.
همچنین، این اقدام میتوانست ضربهای نمادین به پیکره اقتصاد آلمان باشد که پیش از این نیز با بحران در شرکتهایی نظیر فولکسواگن دست و پنجه نرم میکرد. رد این پیشنهاد از سوی کالنیوس، نوعی وفاداری به اتحاد صنعتی اروپا تلقی میشود که در میان سهامداران و افکار عمومی آلمان با استقبال روبرو شده است.
نتیجهگیری و چشمانداز آینده
مقاومت مرسدس بنز در برابر وسوسههای واشینگتن نشان داد که برای برخی برندها، “هویت” فروشی نیست. با این حال، فشارها بر صنعت خودروی اروپا همچنان ادامه خواهد داشت. اولا کالنیوس با این حرکت، زمان بیشتری برای اروپا خرید تا خود را با استانداردهای رقابتی جدید جهان تطبیق دهد.
واقعیت این است که مرسدس بنز همچنان به عنوان یک شرکت چندملیتی قدرتمند به حضور و سرمایهگذاری خود در آمریکا ادامه خواهد داد، اما پرچم این ستاره سهپر همچنان در ایالت بادن-وورتمبرگ آلمان به اهتزاز درخواهد آمد. این تقابل نشان داد که در قرن ۲۱، رقابت بین قدرتهای اقتصادی تنها بر سر فروش محصول نیست، بلکه نبردی برای تصاحب «مراکز تصمیمگیری و نوآوری» است.







