سه برنامه تلویزیون مشابه «ماه عسل» در جذب مخاطب ناکام ماندند

سه برنامه مشابه «ماه عسل» در جذب مخاطب ناکام ماندند

فهرست محتوا

تلویزیون در سال جاری بار دیگر تلاش کرد تا با بازسازی فرمول طلایی «ماه عسل»، مخاطبان از دست رفته خود را در ساعات افطار بازیابی کند؛ اما به نظر می رسد این بار تیر برنامه سازان به سنگ خورده است. سه برنامه «محفل»، «پریزاد» و «می شود» با تکرار کلیشه های رنج و رستگاری، نه تنها نتوانستند جادوی احسان علیخانی را زنده کنند، بلکه با لحنی شعاری و ساختاری کپی برداری شده، حتی در حفظ مخاطب متوسط نیز با چالش روبرو شده اند.

در سال هایی که از پایان دوران طلایی برنامه «ماه عسل» می گذرد، صداوسیما همواره در پی بازتولید آن الگوی موفق بوده است. الگویی که بر پایه روایتِ سختی ها و رسیدن به رستگاری بنا شده و سعی دارد با تکیه بر معنویت، امید را در دل جامعه زنده کند. با این حال، سه تجربه تلویزیونی امسال نشان داد که تکیه صرف بر فرمول های قدیمی بدون خلاقیت در فرم و اجرا، نتیجه ای جز تولید نسخه های کم رمق و تکراری به همراه ندارد. این برنامه ها بیش از آن که بر دل مخاطب بنشینند، به کپی های بی جانی بدل شده اند که قادر به جذب طیف وسیع بینندگان نیستند.

«محفل»؛ وقتی معنویت در دام شعار گرفتار می شود

برنامه «محفل» که به نوعی نسخه رمضانی «حسینیه معلی» به شمار می رود، تلاش می کند با دعوت از اقشار مختلف، از سلبریتی ها گرفته تا افرادی با تجربه ترک اعتیاد، روایت هایی از ایمان و بازگشت ارائه دهد. برای نمونه، حضور آزیتا ترکاشوند و نقد زیست سلبریتی محور توسط او، در همین چارچوب تعریف می شود. با این حال، ایراد اساسی «محفل» در لحن مستقیم و گاهی ایدئولوژیک آن نهفته است. هدایت هر مهمان به سمت یک نتیجه گیری مشخص و معنوی، باعث شده تا برنامه بیش از حد شعاری به نظر برسد. این رویکرد شاید مخاطبان همیشگی تلویزیون را راضی نگه دارد، اما قطعا نمی تواند با نسل جدید و کسانی که با پیام های مستقیم رسمی فاصله دارند، ارتباط برقرار کند.

«پریزاد»؛ روایت های پزشکی در قالبی تکراری و بی روح

برنامه «پریزاد» نیز دقیقا همان مسیر آشنای «ماه عسل» را دنبال می کند، با این تفاوت که سوژه های خود را از دنیای سلامت و پزشکی انتخاب کرده است. حضور خانواده های درگیر با بیماری های خاص یا جراحان قلب، تلاشی است برای نمایش امید در دل رنج. اگرچه اجرای محمدرضا شهیدی فرد با بیان شیوا و صمیمیت او یک نقطه قوت نسبی محسوب می شود، اما اصرار بر قطع صحبت مهمان و فرم تکراری برنامه، مانع از ایجاد نوآوری شده است. «پریزاد» نشان داد که حتی با داشتن سوژه های انسانی تاثیرگذار، اگر فرم برنامه سازی فرسوده باشد، نمی توان شور و کشش سال های گذشته را بازگرداند.

سه برنامه تلویزیون مشابه «ماه عسل» در جذب مخاطب ناکام ماندند

«می شود»؛ شکستی که حتی فرصت اصلاح نیافت

برنامه «می شود» با تمرکز بر زندگی زندانیان آزاد شده که توانسته اند کسب وکاری راه اندازی کنند، بر همان الگوی قدیمی رنج و بازگشت پافشاری کرد. الهام اخوان در مقام مجری تلاش داشت با ایجاد فضای احساسی و همدلی، مخاطب را با خود همراه کند. اما عجیب ترین نکته درباره این برنامه، توقف ناگهانی آن پس از پخش تنها یک قسمت بود. این توقف بدون توضیح، می تواند نشانه ای از عدم استقبال مخاطب یا چالش های تولیدی باشد که حتی اجازه نداد برنامه مسیر خود را پیدا کند. شکست «می شود» تیر خلاصی بر پیکر تلاش های تلویزیون برای کپی برداری ناشیانه از برنامه های موفق سابق بود.

سخن پایانی؛ چرا کپی های ماه عسل دیگر نمی گیرند؟

در نهایت باید گفت هر سه برنامه با نیتی خیرخواهانه برای ترویج معنویت ساخته شده اند، اما پیام مشترک آن ها یعنی «شکست بخورید و با معنویت بازگردید»، در قالبی بسیار مستقیم و بدون خلاقیت ارائه می شود. واقعیت این است که مخاطب امروز، هوشمندتر از آن است که با کپی های دست چندم و روایت های شعاری تحت تاثیر قرار گیرد. مشکل اصلی اینجاست که برنامه سازان به جای نوآوری، تنها به بازتولید فرمول هایی روی آورده اند که دیگر اثرگذاری خود را از دست داده اند و تنها فاصله میان رسانه ملی و بخش بزرگی از جامعه را بیشتر می کنند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *