سرمایهگذاری پرریسک در ستارههای خارجی: راهی به سوی موفقیت یا ورطه نابودی پول باشگاههای فوتبال؟
آیا باشگاههای فوتبال با جذب ستارههای گرانقیمت خارجی، راهی به سوی افتخارات بیشتر مییابند یا سرمایه خود را به باد میدهند؟
بازار نقل و انتقالات تابستانی لیگ MLS به زودی آغاز میشود و تیمها به دنبال بازیکنانی هستند که بتوانند آنها را در این فصل و فصلهای آینده به صف مدعیان لیگ برتر برسانند. اما همانطور که پنجرههای نقل و انتقالات اخیر نشان دادهاند، چنین معاملاتی باید با برچسب “خریدار مراقب باش” همراه باشند.
نمونههای ناموفق؛ هشداری برای باشگاهها
دوره حضور دو ستاره تورنتو اف سی، لورنزو اینسینیه و فدریکو برناردسکی، که به ترتیب سالانه ۱۵.۴ میلیون دلار و ۶.۳ میلیون دلار دستمزد دریافت میکردند، آنقدر فاجعهبار بود که باشگاه با توافق دوجانبه قراردادهای آنها را فسخ کرد تا به صورت بازیکن آزاد از تیم جدا شوند. اینسینیه با ۱۵ گل و ۱۰ پاس گل در چهار فصل، تیم را ترک کرد. هرچند برناردسکی با ۲۵ گل و ۱۲ پاس گل در همین مدت، آمار پربارتری داشت، اما جدایی او نیز به منزله “اضافه کردن چیزی که باعث کاستن میشود” تلقی شد. تورنتو اف سی در هیچکدام از سالهای حضور این دو بازیکن نتوانست به مرحله پلیآف راه یابد.
چند روز پیش از آن و در منطقهای دیگر، لس آنجلس اف سی نیز با اولیویه ژیرو، مهاجم خود، تصمیمی مشابه اتخاذ کرد. قرارداد او به صورت توافقی فسخ شد تا به تیم لیل در لیگ دسته اول فرانسه ملحق شود. آمار نهایی ژیرو شامل ۳ گل و ۴ پاس گل در ۲۱ بازی لیگ با مجموع ۱۱۳۶ دقیقه حضور بود. با وجود اینکه او گل اول را در فینال جام حذفی آمریکا سال گذشته مقابل اسپورتینگ کانزاس سیتی به ثمر رساند، اما در مجموع، بازدهی او برای بازیکنی که مدال قهرمانی جام جهانی را در اختیار دارد، بسیار ناچیز به نظر میرسید.
چگونه از دام خرید بازیکنان گرانقیمت اجتناب کنیم؟
هوشمندی در جذب بازیکن؛ بیش از صرفاً مهارت روی زمین
برای اجتناب از خطرات احتمالی خرید بازیکنان گرانقیمت (DP) که غالباً ستارههایی با دستمزد بالا هستند، اولین قدم، انجام تحقیقات گسترده و دقیق است. این موضوع به ویژه زمانی اهمیت دوچندان پیدا میکند که نام بازیکن مورد نظر، لیونل مسی نباشد. پیچیدگیها فراتر از بررسی سوابق صرف بازیکن در زمین است؛ عواملی مانند همخوانی با سیستم تاکتیکی تیم، موانع زبانی، سابقه مصدومیت، و توانایی انطباق با شرایط لیگ مانند آب و هوا و سفرهای طولانی، همگی باید به دقت مورد بررسی قرار گیرند.
انواع بازیکنان DP؛ اهداف باشگاهها
سوال اساسی این است که تیمها به دنبال چه نوع بازیکن DP هستند؟ آیا آنها به دنبال بازیکنی مسنتر هستند که آخرین ایستگاه دوران حرفهای خود را تجربه میکند، یا بازیکنی جوانتر که چشم به اروپا دارد و ممکن است در آینده با فروش او، مبلغ قابل توجهی به دست آورند؟ آیا شهرت و اعتبار بازیکن به حدی است که بتواند بر میزان تماشاگران و اسپانسرشیپ تأثیر بگذارد؟ در مورد ژیرو، او بسیاری از این معیارها را داشت، اما عدم توانایی او در تطابق با سبک بازی LAFC که بر ضدحملات تأکید داشت، به شکست او منجر شد.
پروفسور پات اونستاد، مدیرکل هیوستون دینامو، در این باره میگوید: “موفقیت زمانی حاصل میشود که بازیکنان با سبک بازی ما سازگار شوند و در گروه و با کادر فنی ما به درستی جای بگیرند. این مورد اولویت اول است. مورد دوم، چگونگی سازگاری آنها در خارج از زمین است. آیا پس از ورود به تیم، احساس راحتی میکنند؟ فکر میکنم این دو عامل کلیدی برای موفقیت هستند.”
انگیزه؛ موتور محرک موفقیت
مهمتر از همه، انگیزه بازیکن نقش بسزایی در میزان بهرهوری او دارد. یکی از دلایل موفقیت چشمگیر اینتر میامی با حضور مسی، سرخیو بوسکتس و جوردی آلبا، رویکرد رقابتی آنها در لیگ MLS بوده است.
گرگ وانی، مدیر تیم لس آنجلس گلکسی، در دوران حضورش در این تیم و همچنین تورنتو اف سی، شاهد فراز و نشیبهای متعددی در جذب بازیکنان DP بوده است. وقتی از او پرسیده شد که چرا بازیکنی مانند سباستین جووینکو در تورنتو موفق بود، اما جرمین دفو اینطور نبود، پاسخی قاطع داد: “اگر بخواهم رک و راست بگویم، به خاطر شخصیت است.”
وانی احساس میکرد که دفو برای گلزنی و لذت بردن از سبک زندگی در تورنتو آنجا بود، در حالی که انگیزه جووینکو متفاوت بود: “جووینکو میخواست ستاره باشد، اما به گونهای که با گلزنی و قهرمانی تعریف شود. او به میراث خود اهمیت میداد و دلیل حضورش، بردن بود.”
تناسب با نیازهای تیم؛ فراتر از نام و آوازه
وانی همچنین بر اهمیت جذب بازیکنانی که متناسب با نیازهای خاص تیم باشند، تأکید دارد، نه صرفاً تحت تأثیر قرار گرفتن از سوابق یک بازیکن. او با خندهای تلخ، اذعان میکند که جذب بازیکنی برجسته مانند داگلاس کاستا (که سابقه بازی در شاختار دونتسک، بایرن مونیخ و یوونتوس را داشت) نتوانست بازدهی مورد انتظار را به همراه داشته باشد. لس آنجلس گلکسی سال گذشته با درخشش سهگانهی گابریل پک، ریکاردو پوئگ و جوزف پینتسِیل، ششمین قهرمانی خود در MLS را جشن گرفت. در تورنتو نیز، جووینکو، جوزی آلتیدور و مایکل بردلی، تورنتو اف سی را به سطح بالاتری رساندند. در هر دو مورد، بازیکنان مکمل یکدیگر بودند و اجازه دادند تا دیگر اعضای تیم نیز بدرخشند.
وانی میگوید: “تلاش برای یافتن یک بازیکن خوب که در دسترس است و سپس تلاش برای تطبیق او با نیازهایمان، معمولاً موفقترین رویکرد نیست. اما اگر بگوییم ‘اینها نیازهای ما هستند، اینها بازیکنانی هستند که میدانیم میتوانند این نیازها را برآورده کنند، آیا میتوانیم آنها را جذب کنیم؟’ این مسیر، مسیر موفقیتآمیزتری خواهد بود.”
شناخت شخصیت؛ کلید گمشده در جذب DP
شناختن این موضوع از قبل، خود یک چالش است. این امر مستلزم تحقیقات گسترده در مورد پیشینه بازیکن و درک ماهیت شخصیت اوست که انجام آن بسیار دشوارتر از حرف زدن درباره آن است.
پروفسور اونستاد معتقد است: “اگر قرار است پول قابل توجهی برای جذب بازیکن DP هزینه شود، فکر میکنم باید با آنها رو در رو ملاقات کرد، با آنها نشست و صحبت کرد و انگیزههایشان را درک کرد. در تجربه ما، ما با چند بازیکن DP صحبت کردهایم و پس از آن مکالمه، متوجه شدهایم که پروژه احتمالاً برای همه مناسب نیست.”
او ادامه میدهد: “شما باید مراقب باشید و مطمئن شوید که بازیکنانی را جذب میکنید که تشنه موفقیت هستند، میخواهند رشد کنند و چالش را میپذیرند. اینها همان بازیکنانی هستند که به نظر من در لیگ ما موفقترین بودهاند.”
وانی اشاره میکند که بازیکنان امروزه در مصاحبه با تیمهای احتمالی بسیار ماهر هستند. بنابراین، اولویت با برقراری ارتباط با افرادی است که بازیکن را از دوران حضورش در تیمهای قبلی میشناسند. باید با متخصصان پزشکی برای بررسی سابقه مصدومیت بازیکن مشورت شود. همچنین، بررسی عادات تمرینی بازیکنان نیز یک شاخص مهم است. لیگهایی که بازیکنانشان سابقه موفقیت در MLS را دارند، نیز مورد توجه قرار میگیرند.
وانی میگوید: “بلژیک لیگی است که شاید بازیکنانش گرانترین نباشند، اما به نظرم بازیکنانی که در بلژیک موفق بودهاند، هنگام انتقال به لیگ ما، معمولاً عملکرد خوبی از خود نشان میدهند. شباهتهای زیادی بین لیگهای ما وجود دارد. بنابراین، باید مواردی را در نظر گرفت؛ اینکه بازیکن از کجا میآید، گرایشها و تطابقهای احتمالی بین آن لیگ و لیگ ما چیست.”
تجربه بینالمللی؛ عامل موفقیت یا شکست؟
پیشبینیکننده دیگر موفقیت یا دشواری، این است که آیا بازیکن پیش از این سابقه بازی در خارج از کشور خود را داشته است یا خیر. کریس آلبرایت، مدیرکل اف سی سینسیناتی، هر دو سوی طیف DP را تجربه کرده است؛ هم با برنر، مهاجم کنونی اودینزه، و هم با اوندر، هافبک فعلی FCC. برنر تنها در کشورش، برزیل، بازی کرده بود، در حالی که اوندر در دانمارک و در MLS برای پورتلند تیمبرز بازی کرده بود. برنر گلزنی خوبی بود (۲۷ گل در ۷۰ بازی لیگ)، اما مشکلات دیگری نیز وجود داشت، از جمله درخواست انتقال او در سال ۲۰۲۲.
آلبرایت میگوید: “ما مجبور بودیم در زمین تمرین حضور داشته باشیم تا برنر سطوح خاصی از حرفهایگری، فرهنگ، تغذیه، وقتشناسی و غیره را درک کند. در حالی که اوندر با رفتن به دانمارک و یادگیری همه اینها، حرفهایتر شده بود. بنابراین، ما میتوانیم بر روی جنبههای دیگر کار کنیم و او را در دستههای دیگر پیشرفت دهیم. نیازی به نگرانی در مورد جنبه ‘نگهداری’ او نداریم.”
خودآگاهی؛ برگ برنده در دنیای حرفهای
آلبرایت نگاه متفاوتی نیز به موضوع شخصیت دارد و آن را “خودآگاهی” مینامد که شامل مسائل مربوط به انطباقپذیری نیز میشود. علاوه بر مواردی مانند سفر و آب و هوا، ساختار سقف دستمزد میتواند بازیکنان DP را در موقعیتهایی قرار دهد که سطح تجربه همتیمیهایشان – یا فقدان آن – چیزی است که به آن عادت ندارند.
او توضیح میدهد: “وقتی بازیکنی مانند اینسینیه را کنار یک بازیکن نوجوان homegrown یا بازیکنی که شش ماه پیش در اسلیپری راک بازی میکرده، قرار میدهید، پذیرش این موضوع برای کسی که از ناپولی آمده، نیازمند شخصیت خاصی است. اگر این گشادهرویی وجود نداشته باشد، اوضاع میتواند به هم بریزد.”
آلبرایت با تأکید بر اهمیت خودآگاهی میگوید: “خودآگاهی – به معنای واقعی کلمه، هرچه بیشتر در این کار هستم – مهمترین ویژگی برای همه است؛ خود شما، بازیکنان. بنابراین، بازیکنانی که از خودآگاهی کافی در مورد مرحلهای که در آن قرار دارند، برخوردار نیستند و سعی میکنند چیزی باشند که نیستند، و مکان فعلی خود را نمیپذیرند، فکر میکنم دلیل شکست بسیاری از این بازیکنان، همین ناتوانی در پذیرش جایگاهشان در مسیر شغلیشان است.”
حمایت از بازیکن؛ عاملی حیاتی برای موفقیت
مراقبت از بازیکن پس از ورود به تیم نیز حیاتی است، به ویژه اگر بازیکن همراه با همسر و فرزندانش مهاجرت کند. باید پزشکان، مدارس و شبکه حمایتی را برای آنها فراهم کرد. زمان صرف شده در جادهها ممکن است برای خانوادهها بیشتر از حد معمول باشد و لحظات تنهایی را ایجاد کند. داشتن یک کادر حمایتی برای مدیریت این مسائل در MLS امروزه رایج است، اما اهمیت آن کم نشده است. زندگی خانوادگی ناخوشایند میتواند عامل مهمی در انحراف تمرکز بازیکن باشد.
آلبرایت در مورد سطح مراقبت از بازیکنان تیمش میگوید: “ما سعی میکنیم به هر نحوی که میتوانیم، حمایت کنیم. ما در سینسیناتی بسیار خوششانس هستیم که از هر کسی و هر چیزی فقط یک تماس تلفنی فاصله داریم. شاید وقتی در این بازارهای بزرگ هستید، اوضاع کمی متفاوت باشد. بله، ما درک میکنیم که این بخش بزرگی از موضوع است. این بخش بزرگی از نحوه جذب ما است. بنابراین، ما سعی میکنیم پس از ورود بازیکن به باشگاه، از این موضوع حمایت کنیم.”
چالش تصمیمگیری؛ جدایی از DP پرهزینه
آلبرایت با جذب اوندر و کوین دنکی، یک خلقکننده و یک تمامکننده، به نقطه بهینه خود رسیده است. زمانی که اوبینا انوابودو، هافبک توپگیر، سالم بود، این وضعیت حتی بهتر هم بود، هرچند او دیگر DP نیست. اما این همیشه برای FCC همینطور نبوده است، به ویژه زمانی که آلبرایت مجبور به مقابله با مشکلاتی بود که با برنر و آرون بوبندزا (که متأسفانه اوایل سال جاری درگذشت) پیش آمد. حتی با وجود تمام حمایتها، هیچ تضمینی وجود ندارد و این میتواند روزی منجر به تصمیم دشوار برای جدا شدن از یک DP شود، صرف نظر از اینکه چه مقدار پول سرمایهگذاری شده است.
آلبرایت در این باره میگوید: “بسیار دشوار است، درست است؟ چون همیشه در حال آرزو کردن و پیشبینی کردن بیشتر هستید و میگویید، اگر فقط کار متفاوتی انجام میداد، اگر مربی او را اینطور بازی میداد، آنگاه او واقعاً [یک DP] بود. بنابراین، باید صادق باشید و خودآگاهانه بدانید که تعصباتتان چیست، چون از این بازیکن حمایت کردهاید. باید سعی کنید موضوع را ساده کنید و با افرادی که به آنها اعتماد دارید صحبت کنید و افرادی را در اطرافتان داشته باشید که به شما بگویند اشتباه میکنید. این بسیار مهم است.”
روند فعلی؛ گرایش به سوی بازیکنان جوانتر
با درس گرفتن از این تجربیات، آیا تغییری در نوع DP هایی که تیمهای MLS جذب میکنند، ایجاد شده است؟ آلبرایت احساس میکند که DP ها قطعاً به سمت جوانتر شدن گرایش دارند.
او میگوید: “[دنکی] واقعاً در این مورد قالب را میشکند. ما هرگز بهترین گلزن بلژیک را در سن ۲۳ سالگی جذب نکرادهایم.”
استقبال از بازیکنان نامآشنا؛ چهرهای از بازاری بزرگ
اما احتمالاً همیشه بازاری برای بازیکنان نامآشنا وجود خواهد داشت. اگرچه مارکو رویس در گلکسی DP نیست، اما همچنان یک نام بزرگ محسوب میشود. وانی گفته است که از عملکرد این بازیکن سابق تیم ملی آلمان در فصل دشوار تیم، با پنج گل و هفت پاس گل، و همچنین راهنمایی بازیکنان جوانتر، راضی است. وانی مخالف جذب چنین بازیکنی در آینده نیست، حتی با وجود اینکه رویس با مصدومیت دست و پنجه نرم کرده است.
وانی میگوید: “ایالات متحده، یک بازار ورزشی بسیار بزرگ است. من فکر نمیکنم ورزش بتواند همان اعتبار را داشته باشد اگر ما فقط با DP های جوانتر که هنوز نامی ندارند، کار کنیم، اما امیدواریم نام آنها را در آینده بسازیم.”
آینده قوانین DP
سوال اینجاست که قوانین DP در آینده چگونه خواهد بود؟ آیا این بازیکنان در بودجه کلی تیم ادغام خواهند شد، یا همچنان خارج از آن باقی خواهند ماند؟
در هر صورت، با تعامل تیمها با بازار، آنها نیاز دارند که هوشیار باقی بمانند و تحقیقات لازم را انجام دهند.
