روایت دلنشین از دو یار دیرین جنگ: در ستایش “غلامعلی رشید” و “محمد باقری”

روایت دلنشین از دو یار دیرین جنگ: در ستایش "غلامعلی رشید" و "محمد باقری"

فهرست محتوا

محسن رخصت طلب، از پژوهشگران و راویان باسابقه دفاع مقدس، که در طول هشت سال نبرد مقدس افتخار همراهی با فرماندهان بزرگ را داشته است، یادداشتی عمیق و پر احساس درباره دو تن از این بزرگ مردان، یعنی سرلشکر غلامعلی رشید و سپهبد شهید محمد باقری (رئیس فقید ستاد کل نیروهای مسلح) منتشر کرده است. او در این نوشته، به بیان ابعاد شخصیتی، تفکرات راهبردی و نقش بی بدیل این دو فرمانده کلیدی در سال های جنگ تحمیلی پرداخته است. این یادداشت، دریچه ای تازه به تاریخ شفاهی جنگ می گشاید.

عنوان یادداشت: “بسم رب الشهدا و الصدیقین – سلام بر روح الله و فرزندانش غلامعلی و محمد”

راوی در ابتدای کلام خود، با لحنی سرشار از اندوه و صداقت، خداوند را گواه می گیرد که هر انچه می نویسد، از ته دل و با صداقت کامل است.

غلامعلی رشید: طراح نظامی با صلابت و محبتی عمیق

غلامعلی رشید، شخصیتی بود که در طول بیش از چهار دهه از زندگی شصت و چند ساله راوی، همواره به عنوان یک فرمانده با ابهت، جدی، متفکر و در عین حال دوست داشتنی شناخته می شد. راوی از اشنایی خود با ایشان در سن بیست و یک سالگی یاد می کند.

رشید در عین جدیت نظامی، فردی بسیار عمیق و دقیق در شناخت ترکیبی از جغرافیا و توانایی های دشمن بود. همین ویژگی های تحلیلی و ژرف نگری، او را به یک طراح نظامی بی نظیر و همچنین یک مشاور مورد اعتماد و امین برای فرماندهان ارشد تبدیل کرده بود. جالب انکه ایشان چند سال پیش با بیان این ارزو گفته بود که: “اگر خداوند عمر دهد و بازنشسته شوم، از مرکز اسناد و تحقیقات جنگ تقاضا می کنم اتاقی در اختیارم بگذارند تا بتوانم تا اخرین روزهای عمرم، بخوانم و بنویسم درباره دفاع مقدس.” این جمله، عمق عشق او به ثبت تاریخ جنگ را نشان می دهد.

سوابق پیش از جنگ و شکل گیری ساختار رزمی

از همان ابتدای کار راویان برای ثبت وقایع و تاریخ نگاری جنگ، رشید با احترام و علاقه ای خاص به این حوزه و دست اندرکاران ان می نگریست. او در بحث های دینی، بسیار هوشیار و اینده نگر بود و در عین احترام به همکاران، دیدگاه های خود را با قاطعیت بیان می کرد.

پیش از انقلاب، رشید در یکی از گروه های سیاسی-مذهبی (گروه منصورون) فعالیت داشت و در خانه های تیمی، قابلیت های نظامی و اطلاعاتی او شکل گرفته بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان مسئول عملیات سپاه دزفول، علاوه بر پیگیری فعالیت های گروهک های ضد انقلاب، به رصد دقیق مرزهای استان خوزستان، تردد معاندین، ورود سلاح و فعالیت های استخبارات عراق می پرداخت.

با اغاز تجاوز سراسری ارتش صدام به ایران، با وجود اینکه سپاه پاسداران به طور رسمی ماموریت حفظ مرزها را بر عهده نداشت، افرادی چون غلامعلی رشید و تعدادی دیگر از فرماندهان بومی سپاه در خوزستان، عملا وارد حوزه های رزمی شدند و به این ترتیب، تشکیلات نظامی اولیه سپاه در استان های مرزی شکل گرفت.

نقش آفرینی در عملیات های بزرگ

با گسترش حملات عراق، رشید از سپاه دزفول به ستاد عملیات جنوب در اهواز منتقل شد. در این ستاد، او در مدت کوتاهی به همراه چند نفر دیگر، هسته اولیه فرماندهان نظامی سپاه در جنگ را تشکیل داد. این هسته ابتدا به عنوان فرماندهان اطلاعاتی و عملیاتی در محورها و عملیات های ایذایی فعالیت می کردند و به مرور زمان، فرماندهی عملیات های محدود و سپس گسترده را بر عهده گرفتند و دانش، تجربه و توانایی انها روز به روز افزایش یافت.

رشید یکی از طراحان و هدایتگران اصلی عملیات های مهمی چون ثامن الائمه (ع) و طریق القدس بود و نقشی بی بدیل در موفقیت انها ایفا کرد. زمانی که با حکم امام خمینی (ره)، محسن رضایی به فرماندهی کل سپاه منصوب شد، فرماندهی عملیات و اعلام رمز عملیات طریق القدس به عهده غلامعلی رشید گذاشته شد. به دلیل اشراف کامل رشید به زمین عملیات، توان دشمن و چالش های پیش روی رزمندگان، مانور عملیات به بهترین شکل ممکن اجرا شد و رزمندگان با کمترین اسیب بر دشمن غلبه کردند.

در عملیات فتح المبین، او مسئولیت عملیات قرارگاه مرکزی کربلا و در عملیات بیت المقدس، فرماندهی قرارگاه فتح را بر عهده داشت. در این عملیات ها، فرماندهی یگان های زیر نظر رشید از جمله تیپ 14 امام حسین (ع) و تیپ 8 نجف اشرف، شامل یکی از سخت ترین ماموریت ها، یعنی فرماندهی بر احمد کاظمی و حسین خرازی، بود. او در تعامل با این دو فرمانده، بر اساس وضعیت لحظه ای، مش پدرانه، برادرانه، ملتمسانه و قدرتمندانه از خود نشان می داد. این شیوه اقناع سازی و بیان نظرات کارشناسی، یکی از ویژگی های منحصر به فرد فرماندهان سپاه در دوران جنگ بود که شاید در هیچ ارتش کلاسیک دیگری دیده نشود.

تعهد به تاریخ نگاری جنگ

غلامعلی رشید حتی پس از پایان جنگ نیز، تعهد بی نظیری به تاریخ و اسناد دفاع مقدس داشت. مسئول دفتر ایشان نقل می کرد که به دلیل ارتروز شدید گردن، او کتاب های حجیم روز شمار جنگ را به صورت درازکش تا نیمه های شب مطالعه می کرد. زمانی که کتاب “خرمشهر در جنگ طولانی” به او تحویل داده شد، صبح روز بعد، کتاب را با حاشیه نویسی های دقیق و اظهار نظرهای کارشناسی بازگرداند و گفت که محتوای ان به قدری جذاب بوده که از بعد ساعت کاری شروع کرده و تا اذان صبح تمام کرده است و بارها حین مطالعه گریسته است.

ایشان سال های متمادی، با وجود مشغله های فراوان، به عنوان ناظر علمی، اطلاعاتی و محتوایی پژوهش های مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس همکاری می کرد و هرگز درخواست این مرکز حساس را رد نمی کرد. او عمر خود را پس از انجام مسئولیت ها، به رسیدگی به امور خانواده، کوهنوردی و مهمتر از همه، مطالعه اختصاص می داد. او در اوج مشغله های دهه 60، مطالعات و یادداشت برداری های خود را قطع نمی کرد.

سپهبد شهید محمد باقری: وارث دانش برادر

راوی، محمد باقری را در عملیات فتح المبین و در قامت مسئول اطلاعات – عملیات قرارگاه فتح شناخت. محمد، شاگرد برادر بزرگتر خود، حسن باقری بود و به عنوان یک نیروی اطلاعاتی جوان، شجاع و بسیار باهوش فعالیت می کرد.

محمد در عملیات فتح المبین، معاون اطلاعات عملیات قرارگاه فتح به فرماندهی رحیم صفوی و در عملیات بیت المقدس، معاون اطلاعات عملیات قرارگاه فتح به فرماندهی غلامعلی رشید بود. او با کسب تجربه نزد برادرش، نه تنها مطالعات تئوریک را گذرانده بود، بلکه به طور مستمر در صحنه های عملیاتی نیز تجربه کسب می کرد. حسن باقری نیز بدون توجه به رابطه برادری، مسئولیت های سنگین و پر ریسک را به محمد می سپرد.

محمد باقری، علاوه بر دریافت اطلاعات از یگان ها، شخصا همراه نیروهای خود به نزدیک و میان مواضع دشمن برای شناسایی می رفت و همواره اطلاعات دقیق و به روز را برای فرماندهان فراهم می کرد.

راوی در طول بیش از چهل سال شناخت، از محمد جز احترام، محبت، خوش رویی، دقت، وقار و صلابت ندیده است. او شخصیتی بی نهایت دوست داشتنی و عزیز بود. پس از عملیات فتح المبین، زمانی که راوی برای مستند سازی به او مراجعه کرد، محمد با تواضع کامل به تمامی سوالات پاسخ داد و هنگامی که راوی درخواست اسناد کرد، گفت: “همه اسناد، کالک ها و عکس هوایی مال شما. ما جایی برای نگهداری نداریم، لااقل پیش شما محفوظ می مونه.” این رفتار، نشان از بلندنظری و اعتماد عمیق او به کار تاریخ نگاری جنگ داشت، در حالی که بسیاری از فرماندهان در اوایل جنگ به اهمیت این کار اگاه نبودند.

با شهادت حسن باقری در سال 1362، محمد با وجود از دست دادن پشتوانه خود، خم به ابرو نیاورد و مسئولیت های برادرش را تا پایان جنگ به دوش کشید. پس از جنگ، او علاوه بر حضور مستمر در اداره اطلاعات ستاد کل نیروهای مسلح، با اراده ای وصف ناپذیر، تحصیلات خود را تا مقطع دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه تهران ادامه داد و به تدریس و پژوهش پرداخت. او با طی کردن سلسله مراتب شغلی، به بالاترین سطح فرماندهی نائل امد و با اخلاق مداری و مردم دوستی، بدون هیچ تبلیغات رسانه ای، به محبوبیت عمیقی در میان جامعه دست یافت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *