به گزارش واضح، فضای سیاسی و رسانهای کشور طی ۲۴ ساعت گذشته تحت تأثیر یک جمله کوتاه اما به شدت استراتژیک از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی قرار گرفته است. علی لاریجانی با استفاده از پلتفرم اجتماعی «ایکس» (توییتر سابق)، در حالی که موجی از اخبار نگرانکننده درباره احتمال درگیریهای نظامی فضای رسانهای را پر کرده بود، با یک پیام حسابشده، جهتگیری کلان نظام در حوزه بینالملل را ترسیم کرد.
عبور از فضای غبارآلود رسانهای؛ جنگ یا مذاکره؟
علی لاریجانی در توییت خود به صراحت اعلام کرد: «برخلاف فضاسازی جنگ رسانهای تصنعی، شکلگیری ساختاری برای مذاکرات درحال پیشرفت است.» این جمله نه تنها یک خبر ساده، بلکه یک پاتک دیپلماتیک به جریانهایی است که تلاش میکنند با بزرگنمایی شبح جنگ، ایران را در موضع ضعف قرار دهند.
روزنامه رسمی دولت (ایران) در تحلیلی جامع بر این موضعگیری، تاکید کرده است که سخنان لاریجانی را نباید صرفاً یک اظهارنظر شخصی دانست، بلکه این اعلان، نقطه پایانی بر یک ماراتن دیپلماتیک نفسگیر و سنگین است که در پشت پرده و در سطوح عالی منطقهای و فرامنطقهای جریان داشته است.
مثلث دیپلماسی؛ تهران، آنکارا، مسکو
تحلیلگران معتقدند که این «ساختار مذاکراتی» که لاریجانی از آن سخن میگوید، نتیجه یک زنجیره از تحرکات دیپلماتیک فشرده است. در یک سوی این مثلث، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با سفر به ترکیه و رایزنیهای سطح بالا با مقامات ارشد آنکارا، بخشی از پازل ثبات منطقهای را تکمیل کرد.
در سوی دیگر، سفر غیرمنتظره و راهبردی خودِ علی لاریجانی به مسکو و دیدار رودررو با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، نشاندهنده هماهنگیهای عمیق میان قدرتهای تاثیرگذار برای مدیریت بحرانهای جاری است. این رفتوآمدهای دیپلماتیک نشان میدهد که ایران به جای انفعال، با استفاده از تمام ظرفیتهای خود در شرق و غرب منطقه، به دنبال ایجاد یک چتر امنیتی پایدار از طریق گفتگوست.
نقش کلیدی «سفر محرمانه» وزیر خارجه قطر به تهران
یکی از نکات حائز اهمیت در تحلیلهای اخیر، نقش میانجیگرانه دوحه است. به نظر میرسد جرقه نهایی برای انتشار پیام امیدبخش لاریجانی، پس از سفر محرمانه و اعلامنشده وزیر امور خارجه قطر به تهران زده شده باشد. قطر که همواره به عنوان پل ارتباطی میان ایران و غرب (بهویژه آمریکا) شناخته میشود، احتمالاً حامل پیامهایی بوده است که ساختار مذاکرات جدید را وارد فاز اجرایی کرده است.
انتشار توییت دبیر شورای عالی امنیت ملی دقیقاً در پایان عصر حضور این مقام قطری در تهران، نشاندهنده این واقعیت است که تفاهمات مهمی در حال شکلگیری است که میتواند سایه تهدیدات را از سر منطقه دور کند.
ایستادگی ملی؛ پشتوانه میز مذاکره
روزنامه دولت در تحلیل خود بر یک نکته کلیدی پافشاری میکند: اگر امروز ایران از موضع قدرت از «مذاکره» سخن میگوید، این ثبات نتیجه ایستادگی چندوجهی است. این ایستادگی شامل سه ضلع اصلی است:
پایداری دولت: پیگیری دیپلماسی فعال و هوشمندانه در سختترین شرایط تحریمی.
مقاومت ملت: همراهی مردم در برابر فشارهای اقتصادی که مانع از عقبنشینی مسئولان شده است.
اقتدار نیروهای مسلح: ایجاد بازدارندگی نظامی که باعث شده دشمنان، گزینه نظامی را هزینهبر و غیرممکن ببینند.
در واقع، پیام لاریجانی نشان داد که جمهوری اسلامی ایران از مذاکره ابایی ندارد، اما این مذاکره نه از روی اضطرار، بلکه از روی تدبیر و بر پایه قدرتِ حاصل از مقاومت داخلی است.
گامهای بعدی؛ توپ در زمین بازیگران بینالمللی
اگرچه پیام لاریجانی یک قدم راهبردی و تعیینکننده محسوب میشود، اما واقعیت این است که موفقیت این «ساختار مذاکراتی» تنها به اراده ایران بستگی ندارد. رفتارهای آتی بازیگران غربی و آمریکا، و همچنین میزان صداقت آنها در رفع مسائل ادعایی، تعیین خواهد کرد که آیا این مسیر به نتایج ملموس منجر خواهد شد یا خیر.
کشورهای منطقه نیز با هشدار نسبت به هرگونه تجاوز یا درگیری فراگیر، نشان دادهاند که تمایلی به شعلهور شدن آتش جنگ ندارند و از ابتکار عمل تهران برای حلوفصل مسائل از طریق میز گفتگو حمایت میکنند.
ضرورت هوشیاری در برابر «جنگ رسانهای تصنعی»
تاکید لاریجانی بر واژه «تصنعی» در توصیف فضاسازیهای جنگی، هشداری جدی به افکار عمومی و فعالان اقتصادی است. این بخش از پیام او تلاش دارد تا هیجانات کاذب بازار و نگرانیهای اجتماعی را که منشأ بیرونی دارند، کنترل کند. ثبات در جبهه دیپلماسی نیازمند آرامش در جبهه داخلی است و لاریجانی با این پیام، آرامش را به فضای سیاسی کشور تزریق کرد.
نتیجهگیری:
پیام یکجملهای علی لاریجانی، ورق را در بازی رسانهای دشمن برگرداند. حالا به جای صحبت از «ساعت صفر جنگ»، همگان از «ساختار مذاکرات» سخن میگویند. این تغییر لحن، پیروزی بزرگی برای دستگاه دیپلماسی و امنیتی کشور است که توانست با ترکیبی از سفرهای محرمانه، دیدارهای استراتژیک و مواضع صریح، مسیر صلح مسلح و اقتدار دیپلماتیک را هموار کند.
به نظر شما، آیا بازگشت به میز مذاکرات در مقطع کنونی میتواند منجر به گشایشهای اقتصادی پایدار شود یا باز هم شاهد کارشکنیهای طرف غربی خواهیم بود؟ نظرات ارزشمند خود را در واضح با ما به اشتراک بگذارید.
