رقص زنده: هماهنگی مغزی تماشاگران در یک تجربه مشترک
تأثیر شگفتانگیز اجرای زنده رقص بر همگامسازی امواج مغزی
مطالعه جدیدی که در ۹ ژوئیه ۲۰۲۳ در مجله iScience منتشر شده است، نشان میدهد که تماشای اجرای زنده رقص میتواند امواج مغزی تماشاگران را همگامسازی کند. این پدیده منعکسکننده تمرکز مشترک و ارتباط اجتماعی بین افراد حاضر در سالن است.
یافتههای کلیدی تحقیق:
- همگامسازی مغزی: امواج مغزی تماشاگران در طول اجرای زنده رقص، بهویژه در باند دلتا، همگام میشوند.
- تأثیر حضور جمعی: تماشای گروهی حتی در صورت دیدن یک اجرای ضبطشده نیز باعث افزایش همگامسازی میشود.
- قابلپیشبینی بودن اوجهای تعامل: لحظاتی که طراح رقص پیشبینی کرده بود جذابتر هستند، دقیقاً با اوج همگامسازی مغزی تماشاگران مطابقت داشت.
جزئیات مطالعه و روششناسی
این پژوهش که توسط محققان دانشگاه کالج لندن (UCL)، گلداسمیتز، دانشگاه لندن، مؤسسه ماکس پلانک برای زیباییشناسی تجربی و استودیوهای سیوبان دیویس انجام شده است، بخشی از پروژه NEUROLIVE محسوب میشود.
روش اجرای تحقیق:
- ۵۹ تماشاگر با هدستهای EEG در سه اجرای زنده رقص معاصر به نام “کار کاراگاهی” شرکت کردند.
- این اجرا توسط سکه چیموتنگوند در همکاری با استفانی مکمن طراحی شده بود.
- گروه دیگری نیز اجرای ضبطشده را در سینما (به صورت گروهی) یا در آزمایشگاه (به تنهایی) تماشا کردند.
نتایج شگفتانگیز همگامسازی مغزی
گیدو اورگز، نویسنده ارشد این مطالعه و عصبشناس دانشگاه کالج لندن میگوید: “ما میخواستیم بررسی کنیم چه چیزی باعث میشود اجرای زنده اینقدر با تماشای ضبطشده متفاوت احساس شود. رقص رسانه مناسبی برای این تحقیق بود چون معمولاً در لحظه و در فضای مشترک تجربه میشود.”
یافتههای کلیدی:
- همگامسازی مغزی در باند دلتا (۱-۴ هرتز) رخ داد که معمولاً با ذهنگردی و پردازش اجتماعی مرتبط است.
- این همگامسازی زمانی که اجراکنندگان با تماشاگران ارتباط چشمی برقرار میکردند، به اوج خود میرسید.
- تماشای گروهی اجرای ضبطشده نیز تا حدی همگامسازی ایجاد میکرد، اما این اثر در تماشای انفرادی به شدت کاهش مییافت.
لورا رای، نویسنده اول این مطالعه و عصبشناس شناختی UCL توضیح میدهد: “تحقیقات قبلی معمولاً توجه را به امواج مغزی آلفا مرتبط میدانستند، اما در مطالعه ما، باند دلتا بهترین نشانگر مشارکت مشترک بود که یافتهای شگفتانگیز است.”
اهمیت اجتماعی اجراهای زنده
اورگز در این باره میگوید: “اینکه همگامسازی را در باند دلتا پیدا میکنیم، تجربه رقص زنده را به این ایده پیوند میزند که هنرهای نمایشی، فرمهای هنری اجتماعی هستند. آنها توسط اجراکنندگان و مخاطبانی خلق میشوند که در یک زمان و مکان واحد حضور دارند.”
پیشبینی لحظات تعاملبرانگیز:
- محققان از چیموتنگوند خواستند صحنههایی را که فکر میکند بیشترین جذابیت را دارند مشخص کند.
- همگامسازی مغزی تماشاگران تقریباً در تمام این لحظات پیشبینیشده به اوج رسید.
اورگز در این زمینه توضیح میدهد: “مردم اغلب بر شخصی و ذهنی بودن هنر تأکید میکنند و این در مورد تفسیر کاملاً درست است. اما وقتی به توجه میرسیم، متوجه شدیم که نحوه تعامل مردم با اجرای زنده میتواند به طرز شگفتآوری قابل پیشبینی و اندازهگیری باشد. در اصل، هنرمندان میدانند چه کار میکنند.”
چشماندازهای آینده
تیم تحقیقاتی امیدوار است روزی این اجرا و مطالعه را به تور جهانی ببرد تا دادههای بیشتری جمعآوری کند و یافتهها را در محیطهای جدید آزمایش کند. آنها همچنین منتظر پیشرفت فناوری EEG هستند، زیرا سیستمهای فعلی حجیم، حساس به حرکت و زمانبر برای گروههای بزرگ هستند.
ماتیاس اسپرلینگ، مدیر هنری و محقق NEUROLIVE میگوید: “دانش زیادی در اجرای زنده نهفته است. هنرمندان در زندهبودن متخصص هستند و مخاطبان نیز چنین هستند. این تحقیق راه جدیدی برای روایت داستانهایی درباره آنچه در آن محیط غنی و پیچیده میگذرد ارائه میدهد.”
اطلاعات تکمیلی:
- منبع: Cell Press
- نویسنده: جولیا گریمت
- تماس: جولیا گریمت – Cell Press
- تصویر: اعتبار تصویر به Neuroscience News تعلق دارد
- تحقیق اصلی: دسترسی آزاد به مقاله “Delta-band audience brain synchrony tracks engagement with live and recorded dance” توسط گیدو اورگز و همکاران در iScience







