راز مزرعه‌های میلیاردی بیل گیتس فاش شد: غذا، آب و هوا، یا… قدرت؟!

راز مزرعه‌های میلیاردی بیل گیتس فاش شد: غذا، آب و هوا، یا... قدرت؟!

فهرست محتوا

راز مزرعه‌های میلیاردی بیل گیتس فاش شد: غذا، اقلیم یا قدرت؟!

بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، که ثروت خود را از دنیای غیرملموس کدهای باینری به دست آورده، با هزاران هکتار زمین کشاورزی در آمریکا چه هدفی را دنبال می‌کند؟ این سوالی است که بسیاری را به فکر واداشته است. حقیقت این است که این موضوع بسیار جدی‌تر از یک شوخی به نظر می‌رسد. بیل گیتس، غول فناوری که به یک نیکوکار جهانی تبدیل شده، به آرامی مجموعه‌ای از بیش از ۱۰۰,۰۰۰ هکتار زمین کشاورزی در سرتاسر ایالات متحده را جمع‌آوری کرده و به بزرگترین مالک خصوصی زمین‌های کشاورزی در این کشور تبدیل شده است.

این روند خرید گسترده، که عمدتاً از طریق شرکت سرمایه‌گذاری شخصی او، Cascade Investment، انجام می‌شود، در یک منطقه متمرکز نیست، بلکه یک امپراتوری پراکنده در ۱۹ ایالت، از دشت‌های حاصلخیز نبراسکا تا مزارع آفتاب‌خورده آریزونا است. برای درک مقیاس این سرمایه‌گذاری، باید در نظر داشت که ۱۰۰,۰۰۰ هکتار تقریباً دو برابر مساحت کشور آندورا است و حدود ۱٪ از کل زمین‌های کشاورزی ایالات متحده را تشکیل می‌دهد.

این‌ها فقط قطعات تصادفی زمین نیستند؛ بلکه خریدهای استراتژیک یک منبع هستند که اساساً محدود است. زمین کشاورزی به عنوان یک طبقه دارایی، ثابت کرده است که یک سرمایه‌گذاری فوق‌العاده پایدار است و به طور متوسط بازده سالانه ۵٪ خالص از تورم را در طول سه دهه گذشته ارائه می‌دهد؛ واقعیتی که از دیدگاه تیزبینانه مالی گیتس و تیمش دور نمانده است.

انگیزه‌های گوناگون در خاک حاصلخیز

وقتی کاربران در یک انجمن “از من هر چیزی بپرس” (Ask Me Anything) در وب‌سایت Reddit مستقیماً درباره این استراتژی تهاجمی خرید زمین از گیتس سوال کردند، پاسخ او به طرز عجیبی مبهم و تا حدودی نامنسجم بود. او اظهار داشت که گروه سرمایه‌گذاری‌اش تصمیم به این کار گرفته و این موضوع “مرتبط با اقلیم نیست“، اما بلافاصله تغییر موضع داد و استدلال کرد که “بخش کشاورزی مهم است” و با دانه‌های پربازده‌تر می‌توان “از جنگل‌زدایی جلوگیری کرد و به آفریقا کمک کرد.” این ناهمگونی، گویای این است که انگیزه‌های او احتمالاً ترکیبی پیچیده از اهداف بشردوستانه، عمل‌گرایانه و سودآور است.

از یک سو، مأموریت اعلام شده بنیاد او وجود دارد. از طریق ابتکاراتی مانند اتحاد برای انقلاب سبز در آفریقا (AGRA)، که توسط بنیاد بیل و ملیندا گیتس و بنیاد راکفلر پشتیبانی می‌شود، او از توزیع بذرهای پربازده و دارای حق ثبت و کودها به کشاورزان خرده‌پا حمایت کرده است.

هدف این کار والا بود: دو برابر کردن درآمدها و نصف کردن ناامنی غذایی. با این حال، نتایج به طور گسترده به عنوان یک “شکست خردکننده” مورد انتقاد قرار گرفته است، که اغلب کشاورزان را در چرخه‌های بدهی برای خریدهای سالانه بذر به دام می‌اندازد و در عین حال، در تحقق وعده‌های خود ناکام می‌ماند. دارایی‌های زمینی او در ایالات متحده می‌تواند به عنوان آزمایشگاه‌های وسیع آمریکای شمالی برای توسعه فن‌آوری‌های کشاورزی – شاید از جمله GMOها (محصولات تراریخته) مقاوم در برابر اقلیم – که قصد دارد در خارج از کشور مستقر کند، خدمت کند.

اما نکته اینجاست: این مأموریت به طور جدایی‌ناپذیری با یک محاسبه مالی بی‌رحمانه مرتبط است. غول‌های مالی، از وارن بافت – که برای اولین بار زمین کشاورزی را به عنوان یک دارایی عمیقاً کم‌ارزش شناسایی کرد – تا صندوق‌های سرمایه‌گذاری عظیمی مانند Vanguard و BlackRock، سال‌هاست که زمین‌های کشاورزی را خریداری می‌کنند. وزارت کشاورزی ایالات متحده تخمین می‌زند که ۳۰ درصد از زمین‌های کشاورزی آمریکا در حال حاضر متعلق به مالکان غیرکشاورز است.

این روند، که گیتس اکنون آن را رهبری می‌کند، اقتصاد روستایی را عمیقاً تغییر داده است، بازار را روان‌تر کرده اما در عین حال قیمت‌ها را بالا برده و مالکان مزرعه‌های چندنسلی را به مستاجر در زمین‌های خود تبدیل کرده است. این موضوع شعار بحث‌برانگیز پیش‌بینی مجمع جهانی اقتصاد را به ذهن متبادر می‌کند: “شما هیچ چیز نخواهید داشت، و خوشحال خواهید بود.”

فراتر از مرزها: هجوم جهانی به زمین

این پدیده به سختی محدود به غرب میانه آمریکا یا بیل گیتس است. این یک هجوم جهانی برای به دست آوردن خاک است. از سرادو برزیل تا استپ اوکراین، موسسات مالی و میلیاردرهایی مانند جف بزوس در حال به دست آوردن بخش‌های وسیعی از زمین‌های زراعی هستند. وضعیت در اوکراین به طور خاص وخیم است، جایی که تا اوت ۲۰۲۲، سرمایه‌داران خصوصی غربی مالک ۲۸ درصد از خاک این کشور بودند.

این زمین اغلب به کشاورزان محلی اجاره داده می‌شود، اما شرایط تعامل توسط مالکان دوردست و شرکت‌های بزرگ صنایع شیمیایی کشاورزی – مانند Bayer-Monsanto و DuPont – که اغلب آن‌ها را همراهی می‌کنند، تعیین می‌شود و نوع جدیدی از امپریالیسم کشاورزی را ایجاد می‌کند.

این موضوع به قلب تردیدهایی می‌رسد که گیتس در مکان‌هایی مانند داکوتای شمالی با آن مواجه است، جایی که خرید اخیر ۸۵۰ هکتار از یک مزرعه سیب‌زمینی محلی، آتش خشم مخالفان محلی را شعله‌ور کرد. جوامع با احتیاط نظاره‌گر هستند که چگونه یک میلیاردر بدون هیچ ریشه‌ای در خاک آن‌ها، کنترل حیاتی‌ترین منبع و موتور محرکه اقتصادی اصلی آن‌ها را به دست می‌گیرد. آن‌ها از دست دادن حاکمیت می‌ترسند، جایی که تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه چیزی کاشته شود – چه بذر مهندسی ژنتیکی شده دارای حق ثبت اختراع باشد و چه یک محصول نقدی پرمصرف – در یک اتاق هیئت مدیره در قاره‌ای دوردست تعیین می‌شود، نه توسط کشاورزی که خاک را در دستان خود احساس می‌کند.

بهترین پوشش ریسک در برابر آینده‌ای نامشخص

بنابراین، هدف نهایی چیست؟ قانع‌کننده‌ترین توضیح ممکن است ساده‌ترین باشد: زمین کشاورزی بهترین پوشش ریسک است. این یک دارایی ملموس و ضد تورم است که یک کالای ضروری – غذا – تولید می‌کند. در دنیایی که با فجایع فزاینده اقلیمی، بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی و اختلالات احتمالی زنجیره تامین مواجه است، کنترل ابزار تولید غذا نوعی قدرت و امنیت است که باعث می‌شود مالکیت سهام فناوری یا املاک ساحلی تقریباً بی‌اهمیت به نظر برسد.

گیتس، که به طور گسترده در مورد تهدید وجودی تغییرات آب و هوایی در کتاب خود با عنوان “چگونه از یک فاجعه آب و هوایی جلوگیری کنیم” نوشته است، شاید به عملی کردن آنچه موعظه می‌کند، به عمل‌گرایانه‌ترین روشی که می‌داند، می‌پردازد: با به دست آوردن منابعی که برای بقا و نفوذ در دنیایی گرم‌تر، شلوغ‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر حیاتی خواهند بود.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *