راز سرسختی ایران و نقشه‌های جدید ترامپ برای صلح در اوکراین و بازسازی غزه

راز سرسختی ایران و نقشه‌های جدید ترامپ برای صلح در اوکراین و بازسازی غزه

فهرست محتوا

به گزارش واضح؛ تحولات اخیر در سیاست خارجی ایالات متحده، به ویژه با روی کار آمدن مجدد دونالد ترامپ، وارد فاز جدید و پرشتابی شده است. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا، در گفتگویی مفصل با شبکه خبری فاکس‌نیوز، پرده از جزئیات مهمی برداشته که نشان‌دهنده استراتژی‌های پیچیده واشنگتن در قبال بحران‌های جهانی، از جنگ اوکراین گرفته تا پرونده هسته‌ای ایران و بازسازی غزه است.

شگفتی ترامپ از ایستادگی ایرانی‌ها

یکی از بخش‌های قابل توجه اظهارات ویتکاف، به نگاه دونالد ترامپ نسبت به جمهوری اسلامی ایران اختصاص داشت. بر اساس گفته‌های این مقام آمریکایی، ترامپ با وجود اعمال فشارهای سنگین اقتصادی و حضور گسترده نظامی در منطقه، از اینکه تهران همچنان بر مواضع خود پافشاری می‌کند، دچار نوعی «حیرت توأم با کنجکاوی» شده است.

ویتکاف فاش کرد که ترامپ در دیدارهای اخیر خود، به طور مشخص درباره «خطوط قرمز» ایران سوالاتی را مطرح کرده است. فرستاده ترامپ می‌گوید رئیس‌جمهور آمریکا انتظار داشت که تحت فشار حداکثری و حضور ناوگان‌های عظیم دریایی در نزدیکی مرزهای ایران، مقامات تهران برای مذاکره و پذیرش شروط آمریکا پیش‌قدم شوند. اما واقعیت میدانی و دیپلماتیک، ترامپ را با این پرسش مواجه کرده است که چرا با وجود این حجم از تهدیدات و محدودیت‌ها، ایران همچنان به مسیر خود ادامه می‌دهد و تسلیم خواسته‌های کاخ سفید نمی‌شود.

وی در ادامه افزود که از نظر تیم ترامپ، ایران به لحاظ فنی در آستانه جهش هسته‌ای قرار دارد و غنی‌سازی اورانیوم در این کشور فراتر از نیازهای صلح‌آمیز برآورد می‌شود. با این حال، سرسختی ایران در میز مذاکره و عدم عقب‌نشینی در برابر قدرت‌نمایی نظامی آمریکا، موضوعی است که ذهن ترامپ را به خود مشغول کرده است.

شمارش معکوس برای پایان جنگ اوکراین

در جبهه‌ای دیگر، به نظر می‌رسد دولت ترامپ با جدیت به دنبال بستن پرونده جنگ اوکراین است. ویتکاف با خوش‌بینی از پیشرفت مذاکرات در ژنو سخن گفت. این مذاکرات که با حضور نمایندگانی از مسکو، کی‌یف و واشنگتن برگزار شد، گامی کلیدی برای دستیابی به یک توافق پایدار محسوب می‌شود.

ولادیمیر مدینسکی، که سرپرستی هیئت روسی را بر عهده داشت، فضای گفتگوها را «دشوار اما کاری» توصیف کرده است. این نشان می‌دهد که طرفین برخلاف لفاظی‌های رسانه‌ای، در پشت درهای بسته به دنبال یافتن نقاط مشترک هستند. ویتکاف تأکید کرد که در هفته‌های آینده باید منتظر اخبار غافلگیرکننده و مثبتی در مورد سازش در اوکراین باشیم.

نکته جالب توجه در سخنان ویتکاف، تمجید او از صداقت ولادیمیر پوتین در دیدارهای دوجانبه بود. او مدعی شد که پوتین همواره با او رک و راست بوده و همین شفافیت باعث شده تا کانال‌های ارتباطی میان دو طرف تقویت شود. برنامه احتمالی ترامپ این است که طی هفته‌های آتی، مقدمات دیداری میان ولودیمیر زلنسکی و ولادیمیر پوتین را فراهم کند و در نهایت، یک نشست سه‌جانبه با حضور خود او برگزار شود تا مهر پایانی بر این بحران فرسایشی زده شود.

از ویرانه‌های غزه تا رویای بازسازی

بخش دیگری از استراتژی ترامپ که ویتکاف به آن اشاره کرد، مربوط به منطقه بحران‌زده غزه است. برخلاف رویکردهای صرفاً نظامی، به نظر می‌رسد تیم ترامپ به دنبال استفاده از ابزارهای اقتصادی برای تغییر موازنه در این منطقه است.

ویتکاف اعلام کرد که بودجه‌های ویژه‌ای برای بازسازی زیرساخت‌های غزه در نظر گرفته شده است. این پروژه‌ها شامل جمع‌آوری آوارها، احداث واحدهای مسکونی جدید و توسعه سیستم‌های حمل و نقل عمومی است. جرد کوشنر، داماد ترامپ، نیز در تدوین این طرح‌های اقتصادی نقش کلیدی دارد. هدف از این اقدامات، ایجاد نوعی ثبات از طریق توسعه عمرانی است، هرچند که تحقق چنین وعده‌هایی در گروی پایان درگیری‌ها و دستیابی به یک توافق سیاسی جامع در خاورمیانه خواهد بود.

ترامپ؛ تاجری در جستجوی «بهترین نتیجه»

رویکرد ترامپ به دیپلماسی، همان‌طور که ویتکاف اشاره کرد، شباهت زیادی به دنیای تجارت دارد. او تنها زمانی وارد صحنه می‌شود که مطمئن باشد نتیجه نهایی، یک «برد» بزرگ برای او و دولتش خواهد بود. فرستاده ترامپ تصریح کرد که رئیس‌جمهور آمریکا مایل نیست وقت خود را در جلساتی صرف کند که خروجی ملموسی ندارند.

در واقع، استراتژی ترامپ ترکیبی از فشار نظامی (مانند آنچه در قبال ایران دیده می‌شود)، مذاکره مستقیم و بدون واسطه (مانند پرونده اوکراین) و وعده‌های اقتصادی (در مورد غزه) است. او تلاش می‌کند با استفاده از این ابزارها، نظم جهانی را مطابق میل خود بازتعریف کند.

جمع‌بندی و چشم‌انداز آینده

آنچه از گفته‌های استیو ویتکاف برمی‌آید، این است که جهان در هفته‌های پیش‌رو شاهد تحرکات دیپلماتیک شدیدی خواهد بود. از یک سو، تلاش برای کشاندن روسیه و اوکراین به پای میز قرارداد صلح و از سوی دیگر، تلاش برای درک رمز و راز ایستادگی ایران در برابر فشارهای واشنگتن.

ترامپ اکنون با واقعیتی روبروست که شاید در دور اول ریاست‌جمهوری‌اش کمتر به آن توجه داشت؛ اینکه قدرت نظامی و اقتصادی، لزوماً به معنای تسلیم شدن طرف مقابل نیست. ایستادگی ایران، معادلات ذهنی ترامپ را به هم ریخته و او را وادار کرده تا با نگاهی کنجکاوانه‌تر به تحولات تهران بنگرد. حال باید دید آیا این کنجکاوی در نهایت به تغییر در رفتار تهاجمی آمریکا منجر خواهد شد یا خیر.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *