آیا سایه زمین، کلید گشودن راز تمدنهای بیگانه است؟ استراتژیهای جدید اخترشناسان برای یافتن حیات فرازمینی
آیا ممکن است سایه سیارهی خودمان، زمین، مکانی برای پنهان شدن و کشف تمدنهای بیگانه باشد؟ اخترشناسان با رویکردهای نوینی در جستجوی هوش فرازمینی، به دنبال یافتن پاسخ این سوال هستند. پژوهشی که در نشریه معتبر Monthly Notices of the Royal Astronomical Society منتشر شده، پیشنهاد میکند از سایهی زمین برای شناسایی کاوشگرهای احتمالی موجودات فضایی در نزدیکی سیارهمان استفاده کنیم. همزمان، مقالهای دیگر در The Astrophysical Journal Letters، به تحلیل امواج رادیویی ارسالی از زمین میپردازد تا مشخص شود چه زمان و در کجا، پیامهای ارسالی ما بیشتر از همه برای موجودات فضایی قابل ردیابی خواهند بود.
منطقهای امن در سایه، به دور از پارازیت ماهوارهها
فضای شلوغ و پر ازدحام اطراف زمین، همواره برای اخترشناسان یک چالش جدی بوده است. وجود هزاران ماهواره و میلیونها قطعه زباله فضایی که نور خورشید را بازتاب میدهند، یافتن هر چیز ناشناختهای – بهویژه یک شیء ساخته شده توسط موجودات بیگانه – را به یافتن سوزن در انبار کاه تبدیل کرده است. برای مقابله با این مشکل، تیمی به سرپرستی بئاتریز ویلاروئل (Beatriz Villarroel) از دانشگاه استکهلم، راهحلی جسورانه ارائه دادهاند: رصد تنها در محدودهی سایهی زمین.
این سایه که هر شب به شکل یک مخروط در فضا گسترده میشود، از تابش مستقیم نور خورشید جلوگیری کرده و در نتیجه، درخشندگی خیرهکنندهی ناشی از بازتاب نور توسط ماهوارهها و زبالههای فضایی را حذف میکند. این امر، یک منطقه “پاک” برای رصد ایجاد میکند. تیم ویلاروئل با استفاده از بیش از 200 هزار تصویر تهیهشده توسط “تاسیسات گذرا زویکی” (Zwicky Transient Facility (ZTF)) در کالیفرنیا – یک سیستم تلسکوپی که برای اسکن آسمان و بررسی تغییرات در طول زمان طراحی شده است – بر روی این منطقه متمرکز شده تا به دنبال اشیاء ناشناخته بگردد.
سیستم هوش مصنوعی آنها که NEOrion نام دارد، هزاران مورد بالقوه را شناسایی کرد که بیشتر آنها در نهایت به عنوان شهابسنگ، هواپیما یا سیارکهای شناختهشده تشخیص داده شدند. با این حال، یک مورد توجه آنها را به خود جلب کرد. این سیستم، یک شیء ثبتنشده را شناسایی کرد که سریعتر از سیارکهای معمولی حرکت میکرد و در هیچیک از پایگاههای داده رسمی مربوط به اجسام فضایی نیز وجود نداشت. با وجود تلاشهای بعدی، این تیم نتوانست ماهیت آن را مشخص کند و این شیء همچنان ناشناخته باقی مانده است.
شکار کاوشگرهای بیگانه در تصاویر قدیمی
مطالعهای که در Monthly Notices of the Royal Astronomical Society منتشر شده، پیشنهاد میکند تصاویر نجومی قبل از سال 1957 – یعنی قبل از پرتاب اولین ماهوارهی مصنوعی به فضا – را برای یافتن اشیاء ناشناختهای بررسی کنیم که احتمالاً منشاء غیرانسانی داشته باشند. این بررسیهای قدیمی آسمان، ممکن است حاوی ناهنجاریهایی باشند که پیش از آغاز عصر فضانوردی مدرن، مورد توجه قرار نگرفتهاند.
علاوه بر این، این تیم در حال مطالعه طیف رنگی اشیاء غیرعادی است تا موادی را شناسایی کند که به نظر میرسد بر اثر قرار گرفتن طولانیمدت در فضا فرسوده شدهاند – این نیز میتواند سرنخ دیگری برای اثبات ساخت مصنوعی و احتمالاً فرازمینی بودن این اشیاء باشد.
اگرچه هنوز هیچ فناوری بیگانهای به طور قطعی تأیید نشده است، اما این رویکرد، روشی کاملاً جدید برای بررسی حیاط خلوت آسمانی خودمان ارائه میدهد. این تیم در حال حاضر در حال توسعهی پروژهی ExoProbe است، شبکهای جهانی از تلسکوپها که برای ردیابی اشیاء ناشناخته در زمان واقعی و تعیین موقعیت دقیق آنها با استفاده از مشاهدات همزمان طراحی شده است.
گوش دادن در لحظهی مناسب
تحقیق دوم که توسط پینچن فن (Pinchen Fan) از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا رهبری شده و در The Astrophysical Journal Letters منتشر شده، به تحلیل 20 سال از گزارشهای ارتباطی شبکهی فضای دور ناسا (DSN) پرداخته است. این گزارشها شامل ماموریتهای انجام شده به سمت مریخ، کاوشگرهای نزدیک نقاط لاگرانژی خورشید-زمین و کاوشگران دوردستی مانند وویجر (Voyager) و نیوهورایزنز (New Horizons) است.
آنچه محققان کشف کردند این است که همترازیهای سیارهای، مانند همترازی بین زمین و مریخ، یک مسیر مستقیم در فضا برای قویترین و پایدارترین امواج رادیویی ما ایجاد میکند. به گفتهی جوزف لاتزیو (Joseph Lazio) از آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا، این همترازیها به این معنی است که “قویترین و پایدارترین امواج رادیویی بشر” در امتداد راهروهای باریک کیهانی متمرکز میشوند – و احتمال رهگیری آنها توسط تمدنهای بیگانه در مکان مناسب را تا 77 درصد افزایش میدهد.
سیگنالهای فضایی هم شاید از همین منطق پیروی کنند
این تیم استدلال میکند که ما باید این ایده را معکوس کنیم. اگر سیگنالهای ما در طول همترازیهای سیارهای به راحتی قابل شناسایی هستند، پس شاید تمدنهای بیگانه نیز به طور قابل اعتمادتری در طول لحظات مشابه در منظومههای خود، اقدام به ارسال پیام کنند.
این منطق، به طور قابل توجهی انبار کاهی را که در آن به دنبال سوزن میگردیم، کوچکتر میکند. اخترشناسان به جای اسکن تصادفی آسمان، میتوانند سیستمهای فراخورشیدی را در طول همترازیها هدف قرار دهند، زمانی که هندسهی فضا به نفع انتقال و دریافت سیگنالهای قدرتمند است.
پرتاب قریبالوقوع تلسکوپ فضایی نانسی گریس رومن (Nancy Grace Roman Space Telescope) میتواند این رویکرد را تسریع کند. با توجه به پتانسیل این تلسکوپ برای شناسایی بیش از 100 هزار سیارهی فراخورشیدی جدید، دانشمندان نقشهای بسیار گستردهتر برای کار در اختیار خواهند داشت و شانس شنیدن نجواهای فرازمینی در لحظهی مناسب افزایش مییابد.
در مقابل، همترازی بین زمین و سیارات دورتر مانند مشتری تنها 12 درصد شانس شناسایی ایجاد میکند، زیرا فضاپیماهای کمتری به منظومه شمسی بیرونی فرستاده میشوند. این امر، یک مسیر عملی رو به جلو را نشان میدهد: تمرکز بر سیستمهای سیارهای فراخورشیدی با نمای لبهای، جایی که چنین همترازیهایی را میتوان مشاهده و به طور استراتژیک هدف قرار داد.
هر دو مطالعه نشان میدهند که چگونه اخترشناسان در حال تکامل روشهای خود در جستجوی هوش فرازمینی هستند. همانطور که فن میگوید، درک “جهت و فرکانس رایجترین سیگنالهای ما” نه تنها به ما کمک میکند تا بفهمیم چقدر برای دیگران قابل مشاهده هستیم، بلکه ممکن است ما را به سمت زمان و مکان گوش دادن به صداهای بیگانگان نیز هدایت کند.





