ترامپ؛ حامی اصلی توافق با ایران؟!
در سالهای اخیر، روابط بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران به یکی از پیچیدهترین و حساسترین موضوعات سیاست بینالمللی تبدیل شده است. این موضوع نهتنها در داخل ایران و ایالات متحده، بلکه در سطح جهانی نیز توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. در این راستا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، نقش بیبدیلی در تحولات مربوط به توافق هستهای ایران ایفا کرده است.
توافق هستهای ایران که به طور رسمی با عنوان برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) شناخته میشود، در سال 2015 میلادی میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 (آلمان و پنج کشور دائمی شورای امنیت سازمان ملل شامل چین، فرانسه، روسیه، بریتانیا و ایالات متحده) به امضا رسید. هدف این توافق محدود کردن برنامه هستهای ایران به مدت معین و در عوض کاهش تحریمها بود. این توافق در زمان خود با استقبال بینالمللی و تایید اذهان عمومی مواجه گردید.
اما با روی کار آمدن ترامپ در سال 2017، سیاستهای ایالات متحده به طور چشمگیری تغییر کرد. رئیسجمهور پیشین آمریکا، با اتخاذ مواضع تند علیه ایران، به سرعت اعلام کرد که ایالات متحده از برجام خارج خواهد شد. این تصمیم نهتنها نگرانیهای بسیاری را در سطح جهانی برانگیخت، بلکه منجر به تشدید تنشها میان ایران و آمریکا شد. ترامپ به دلیل انتقاد از سیاستهای دولت قبلی، تأکید کرد که برجام یک توافق یک طرفه و ناکارآمد است و به هیچوجه منافع ایالت متحده را تأمین نمیکند.
دولت ترامپ اقدام به بازگرداندن تحریمهای اقتصادی و مالی علیه ایران کرد و با استفاده از سیاست “فشار حداکثری” تلاش کرد تا این کشور را به پذیرش شرایط جدید وادار کند. در این راستا، ترامپ به دنبال تجزیه و تحلیل مجدد هرگونه توافق در آینده بود. این رویکرد نهتنها بر وضعیت اقتصادی ایران تأثیر گذاشت، بلکه بر روند مذاکرات و دیپلماسیهای میان دو کشور نیز سایه افکند.
با این حال، برخی از تحلیلگران بر این باورند که این تغییرات به رغم تندرویهای ترامپ، در واقع او را به عنوان یکی از حامیان اصلی یک توافق جدید با ایران معرفی کرده است. آنها معتقدند که فشارهای اقتصادی و تهدیدات نظامی باعث شده که ایران به سمت مذاکره و یافتن راهحلهای دیپلماتیک حرکت کند. این نکته را میتوان در تلاشهای مجدد دولت بایدن، رئیسجمهور فعلی ایالات متحده، برای احیای توافق هستهای مشاهده کرد. بهویژه پس از گذشت چند سال از خروج ترامپ از برجام، مذاکرات برای بازگشت به توافق آغاز شده است.
افزون بر این، ترامپ هرچند به دلایل سیاسی از برجام خارج شد، اما تغییر در سیاستهای او به نوعی موقعیتی را برای بررسی مجدد منافع ایران و ایالات متحده به وجود آورد. برخی تحلیلگران بر این باورند که ترامپ در نهایت با خروج خود، یک نقطه عطف استراتژیک ایجاد کرد که ایران را بر آن داشت تا برای ادامه بقا و ثبات خود به دنیای دیپلماتیک بازگردد.
در این میان، باید به این نکته اشاره کنیم که سیاستهای ترامپ نهتنها بر آینده توافق هستهای بلکه بر وضعیت کلی منطقه خاورمیانه نیز تأثیرگذار بوده است. خروج از برجام و تشدید تحریمها، باعث شکلگیری رویکردهای متفاوت از سوی کشورهای همسایه ایران شده و تنشها در منطقه را افزایش داده است.
در نتیجه، این سوال مطرح میشود که آیا ترامپ در نهایت به عنوان حامی اصلی یک توافق جدید با ایران شناخته خواهد شد؟ پاسخ به این سوال نیازمند تحلیل دقیقتری از پیامدهای اقدامات او و نتایج مذاکرات جاری است. یکی از نکات قابل توجه این است که در شرایط کنونی، دیپلماسی و گفتگو به عنوان بهترین راه حلها برای حل مشکلات پیچیده و بهدست آوردن ثبات در خاورمیانه به شمار میروند.
بهطوریکه میتوان گفت سیاستهای ترامپ به عنوان یک عامل کلیدی نه تنها در ایجاد تنش بلکه در شکلگیری فضای جدید برای مذاکرات و توافقات آینده نیز تأثیرگذار بوده است. به زعم بسیاری از پژوهشگران و کارشناسان، ایالات متحده و ایران باید به دیپلماسی بازگردند و از سیاستهای خصمانهای که صرفاً منجر به تشدید تنشها و درگیریها میشود، پرهیز کنند. در نهایت تنها از این طریق است که میتوان به یک راه حل پایدار در موضوع هستهای و همچنین سایر مسائل منطقهای دست یافت.
