تأثیرات روانی و اجتماعی سیل ۲۰۲۱ بلژیک بر زندگی مردم
فاجعه سیل ۲۰۲۱ اروپا و تلفات انسانی
در ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۱، بارشهای شدید در آلپ و سایر مناطق اروپا رخ داد که منجر به جاری شدن سیلهای ویرانگر شد. با وجود هشدارهای قبلی درباره سیلهای بزرگ، نزدیک به ۲۰۰ نفر در آلمان جان خود را از دست دادند. در روزهای بعد با حرکت آب به سمت پاییندست، بیش از سی نفر در بلژیک کشته شدند.
مطالعه تأثیرات روانی-اجتماعی سیل در بلژیک
یک مطالعه اخیر به بررسی تأثیرات روانی-اجتماعی این فاجعه در بلژیک پرداخته است. این تحقیق از این جهت منحصر به فرد است که مطالعات قبلی درباره این سیل بر بلژیک و سلامت روان تمرکز نداشتند. اهمیت این پژوهش همچنین در توجه به تأثیرات میانمدت (۲۴ تا ۳۶ ماه پس از فاجعه) است، در حالی که اغلب مطالعات مشابه عمدتاً به پیامدهای فوری میپردازند.
بررسی وضعیت آسیبدیدگان
محل انجام این پژوهش دره وزدر (Vesdre Valley) بود که رودخانه موز (Meuse) به عنوان شریان اصلی و شهر لیژ (Liège) به عنوان بزرگترین شهر منطقه محسوب میشود. نله د مایر (Nele De Maeyer) از دانشگاه خنت (Ghent University) بلژیک، تیمی متشکل از چهار پژوهشگر دیگر را برای توزیع یک پرسشنامه آنلاین کمی به زبان فرانسوی هدایت کرد.
شرکتکنندگان از طریق سازمانهای محلی، گروههای شبکههای اجتماعی، شهرداریها، سازمانهای بهداشتی و روش “گلوله برفی” (روشی در تحقیقات که شرکتکنندگان جدید از طریق معرفی شرکتکنندگان قبلی جذب میشوند) انتخاب شدند.
نتایج پرسشنامه و وضعیت روانی آسیبدیدگان
پژوهشگران ۲۰۵ پاسخ دریافت کردند که ۱۱۴ مورد آن کامل و مرتبط با مطالعه بود و برای تحلیل استفاده شد. از این تعداد، ۴۱ پاسخدهنده مرد، ۷۲ نفر زن و یک نفر جنسیت خود را اعلام نکرده بود. علاوه بر پاسخ به سوالات بسته پرسشنامه، ۵۰ پاسخدهنده ۶۴ نظر باز قابل استفاده ارائه دادند که به دادهها اضافه شد.
شهر وروریه (Verviers) که حدود ۲۵ کیلومتر جنوب شرقی لیژ قرار دارد (اما همچنان در استان لیژ است) با ۸۴ پاسخدهنده بیشترین نمایندگی را داشت. این نتیجه چندان تعجبآور نیست چرا که وروریه به عنوان “پایتخت آب” منطقه والونی (بخش فرانسویزبان بلژیک) شناخته میشود. در ژوئیه ۲۰۲۱، بیش از ۱۰۰۰۰ نفر در وروریه تخلیه شدند.
از میان تمام پاسخدهندگان، ۶۲ نفر اعلام کردند که سلامت روانی-اجتماعی آنها پس از سیل بدتر شده است (۳۳ نفر کمی بدتر و ۲۹ نفر به میزان قابل توجهی بدتر)، ۳۸ نفر تغییری احساس نکردند و ۱۴ نفر بهبود را گزارش دادند (۷ نفر کمی بهتر و ۷ نفر به میزان قابل توجهی بهتر). تأثیرات منفی گزارش شده شامل ترس از باران و سیل، احساس آسیب با علائم خاص، آسیبهای روانی، جسمی و مالی و از دست دادن دلبستگی به خانه و مکان بود.
بهبود خدمات بهداشتی و عوامل مؤثر بر سلامت روان
پس از تحلیل دادهها، نتیجه کلی مطالعه این بود که دو عامل بیشترین تأثیر منفی بر سلامت روانی-اجتماعی را داشتهاند: وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایینتر و تجربه بیشتر از سیل.
اینکه افراد فقیرتر معمولاً بدترین تأثیرات فاجعه، از جمله بر سلامت خود را تجربه میکنند، یک واقعیت شناخته شده است. این مقاله شواهد بیشتری ارائه میدهد که سلامت روان نیز بخشی از این وضعیت است.
ضرورت دسترسی عادلانه به خدمات سلامت روان
در نتیجه، خدمات بهداشتی از جمله حمایت روانی-اجتماعی باید به طور یکسان در اختیار همه قرار گیرد، صرف نظر از وضعیت اقتصادی-اجتماعی، در حالی که دلایل وجود نابرابریهای اقتصادی-اجتماعی بلندمدت نیز مورد توجه قرار گیرد. این نتیجهگیری از مطالعه – و پاسخهای کلی شناخته شده به مشکلات شناسایی شده – همگی بخشی از پذیرش این واقعیت هستند که اصطلاح “بلایای طبیعی” گمراهکننده است، حتی اگر این مقاله بدون نقد از این اصطلاح استفاده کند.
این نکته به نتیجهگیری دوم کلی مقاله منجر میشود که تجربه بیشتر سیل به معنای تأثیرات منفی بیشتر بر سلامت روان است. با آمادگی، برنامهریزی، کاهش خطر و خدمات بهداشتی مناسب – که مدتها قبل از شروع باران مورد نیاز است – سیل لزوماً نباید به فاجعه سیل برای هیچکس تبدیل شود. نکته اصلی در مورد بلایای انسانی (به جای طبیعی) این است که مواجهه با سیل لزوماً نباید به پیامدهای مخرب منجر شود.
سیل بدون فاجعه: درسهایی از تجربیات موفق
به این ترتیب، تمرکز کمتر بر سیل و توجه بیشتر به مردم میتواند به یادگیری و الگوبرداری از موفقیتها در جلوگیری از فجایع سیل کمک کند. اگرچه هلند نیز در جولای ۲۰۲۱ به شدت تحت تأثیر سیل قرار گرفت، اما هیچ مرگی گزارش نشد. این امر عمدتاً به پروتکلهای بلندمدت کاهش خطر، هشدار و تخلیه نسبت داده میشود که با موفقیت اجرا شدند.
در واقع، باید در مورد ادعاهای مقاله مبنی بر اینکه فجایع سیل لزوماً با تغییرات آبوهوایی ناشی از انسان مرتبط است و اینکه تمام سیلها در بلژیک و کشورهای اطراف به دلیل تغییرات آبوهوایی ناشی از انسان باید بدتر شوند، احتیاط کرد. از نظر تاریخی، سیلهای ناشی از انسداد رودخانهها توسط یخ و ذوب ناگهانی برف هر ساله یک تهدید بودند. زمستانهای گرمتر به معنای یخ و برف کمتر است و پیشبینیها نشان میدهد که چنین سیلهایی در شمال و مرکز اروپا کمتر رخ خواهند داد.
علاوه بر این، سیلهای رودخانهای به شدت تحت تأثیر مدیریت رودخانه، مهندسی رودخانه و کاربری زمین قرار دارند. حتی اگر بارشها به دلیل تغییرات آبوهوایی ناشی از انسان در حال تشدید است و قطعاً منجر به پتانسیل سیل بالاتر در اطراب آبراهههای بلژیک میشود، تصمیمات میتوانند سیلها را کاهش داده و پتانسیل فجایع سیل را کم کنند.
به عنوان بخشی از سلامت روان مثبت و امید به اقلیم، هم برای بهبودی از بلایا و هم برای جلوگیری از موارد آینده، دانستن این که باران لزوماً نباید منجر به مصیبتهای سیل شود، نشان میدهد که چگونه میتوانیم و باید عمل کنیم. سوال واقعی این است که آیا چنین خواهیم کرد یا خیر.
