تأثیرات مخرب وسایل الکترونیکی بر رشد و سلامت کودکان؛ هشداری که هر پدر و مادری باید جدی بگیرد
مقدمه: پنج کلید زندگی سالم در معرض تهدید فناوری
همانطور که در یکی از پستهای قبلی بلاگم اشاره کردم، پنج کلید اصلی برای زندگی خوب شامل خواب کافی، ورزش منظم، رژیم غذایی سالم، زندگی اجتماعی فعال و داشتن هدف در زندگی است. متأسفانه بسیاری از شرکتها برای فروش محصولات و افزایش درآمد، مشوقهایی ارائه میدهند که دقیقاً در تضاد با این پنج اصل اساسی هستند.
خواب کافی: قربانی رقابت با سرگرمیهای دیجیتال
در سال 2017 میلادی، اسکات هستینگز، مدیرعامل و بنیانگذار نتفلیکس اظهار داشت که تنها ساعات محدودی در روز افراد فعال هستند و هدف نتفلیکس اشغال این لحظات است. او گفت که هدف شرکتش ایجاد لذت برای بینندگان است.
هستینگز افزود: «وقتی یک سریال یا فیلمی را میبینید که واقعاً مشتاق تماشای آن هستید، تا دیروقت بیدار میمانید، بنابراین ما در واقع با خواب رقابت میکنیم.» او پیشنهاد داد که خواب اصلیترین رقیب نتفلیکس است، حتی بیشتر از سایر سرویسهای استریم. او سپس در مورد وضعیت این رقابت اظهار داشت: «ما در حال پیروزی هستیم!»
اگر ارزیابی هستینگز را بپذیریم، پیروزی نتفلیکس به معنای باخت جامعه است، زیرا کاهش زمان خواب باعث اختلالات زیادی در زندگی افراد میشود که منجر به عملکرد ضعیفتر در مدرسه و محل کار و همچنین وخامت سلامت جسمی و روانی میشود.
ورزش منظم: قربانی جذابیتهای دیجیتال
تماشای برنامهها و ویدیوها (از جمله از طریق نتفلیکس)، بازیهای رایانهای و تعامل با رسانههای اجتماعی از طریق وسایل الکترونیکی همگی با کاهش فعالیت بدنی مرتبط هستند. متأسفانه، برنامهریزی محتوای ارائه شده از طریق وسایل الکترونیکی، مصرفکننده را وسوسه میکند تا زمان بیشتری را صرف تعامل با مطالب ارائه شده کند که این امر منجر به کاهش زمان برای فعالیتهای سالمتر میشود.
برنامهریزان تلویزیونی، طراحان بازی و خدمات رسانههای اجتماعی از اصول روانشناختی برای معتاد کردن مصرفکنندگان خود استفاده میکنند. این اصول شامل:
- فعالسازی مرکز پاداش مغز برای تحریک ترشح دوپامین، «هورمون لذت»
- ارائه پاداشهای متغیر که کاربر را ترغیب میکند تا حد امکان درگیر شود تا بررسی کند که آیا پاداشی کسب کرده است یا خیر. (اگر پاداشها به طور مداوم داده شوند، به محض قطع آنها، کاربران بسیار بیشتر احتمال دارد که به سرعت به دنبال آنها نروند.)
تماشای تلویزیون سیستم پاداش ما را از طریق ارائه محتوای جذابی که میتواند از نظر فکری یا عاطفی ما را تحریک کند، رنگهای جذاب و تحریک شنوایی از جمله موسیقی فعال میکند.
پاداشهای متغیر شامل پیچوتابهای داستانی، حضورهای کوتاه و «تخم مرغ عید پاک» هستند که جزئیات پنهان یا شوخیهای داخلی هستند که توسط فیلمسازان برای کشف بینندگان قرار داده شدهاند. به عنوان مثال، در فیلم «مهاجمان صندوق گمشده»، هنگامی که ایندیانا جونز صندوق عهد را بلند میکند، هیروگلیفهای R2-D2 و C-3PO (از فرانچایز فیلم «جنگ ستارگان») را میتوان روی ستونی در کنار او حک شده دید.
در مورد بازیها، سیستم پاداش از طریق استفاده از رنگهای روشن و موسیقی جذاب، تکمیل سطوح، کسب دستاوردها یا یافتن گنجینههای پنهان فعال میشود، در حالی که در رسانههای اجتماعی از طریق ویژگیهایی مانند لایکها، نظرات، پستهای جدید و استریکها فعال میشود.
رژیم غذایی سالم: قربانی تبلیغات تجاری
یک رژیم غذایی متعادل و متناسب برای سلامت بلندمدت ضروری است. با این حال، تبلیغات بسیاری از شرکتها منجر به رفتارهایی میشود که باعث سلامت جسمی و روانی ضعیف میشوند. چنین تبلیغاتی شامل ترویج غذاها و نوشیدنیهای ناسالمی است که میتوانند در مقادیر کم لذت بخش باشند، اما در مقادیر زیاد مضر هستند.
چنین محصولاتی شامل نوشیدنیهای الکلی، غذاهای پر از چربیهای ترانس، نمک یا محتوای قند (از جمله در تنقلات و فست فودها) و وعدههای غذایی بزرگ مانند آنچه در تبلیغات رستورانها دیده میشود هستند.
علاوه بر این، تبلیغات غذایی که هدف آنها کودکان است، وضعیت را پیچیدهتر میکند، که نه تنها کودکان را وسوسه میکند تا غذاهای ناسالم را بخواهند، بلکه به جوانان ما میآموزد که چنین غذاهایی باید بخشی از یک رژیم غذایی قابل قبول و جذاب باشند.
در سال 2009 میلادی، صنایع غذایی 1.8 میلیارد دلار برای بازاریابی که به طور خاص برای کودکان هدفگیری شده بود، هزینه کردند. نوشیدنیها و غلات شیرین، آبنبات، تنقلات ناسالم و فست فود 91 درصد از این دلارهای هزینه شده را تشکیل میدادند. در آن سال، یک کودک به طور متوسط تنها در تلویزیون 13 تبلیغ غذا در روز تماشا میکرد.
تحقیقات نشان دادهاند که الگوهای غذایی ناسالم در دوران کودکی اغلب منجر به عادات غذایی ضعیف در بزرگسالی میشود، زیرا ترجیحات غذایی (از جمله طعم و مقدار) و ایجاد وابستگی به غذا برای ارائه آرامش عاطفی اغلب در دوران کودکی شکل میگیرد.
زندگی اجتماعی فعال: قربانی رسانههای اجتماعی
یک زندگی اجتماعی فعال استرس را کاهش میدهد، سلامت روان را تقویت میکند (یعنی خطر اضطراب یا افسردگی را کاهش میدهد) و به مبارزه با احساس تنهایی و انزوا کمک میکند. با این حال، در سالهای اخیر، تعاملات اجتماعی حضوری اغلب با رسانههای اجتماعی جایگزین شدهاند.
در حالی که رسانههای اجتماعی میتوانند ارتباطات اجتماعی را با تسهیل تعاملات از راه دور و کمک به افراد خجالتی یا مضطرب برای یافتن جوامع بهبود بخشند، اغلب منجر به تعاملات سطحیتر و سوءتفاهمهای بیشتری میشوند که بخشی از آن مربوط به تبادلات ناهمزمان و کاهش شدید در دسترس بودن ارتباطات غیرکلامی است.
تعقیب رایج نوجوانان برای جستجوی محبوبیت اجتماعی توسط رسانههای اجتماعی تحریف شده است که آنها را تشویق میکند تا با ارسال ویدیوهایی از رفتارهای غیرمعمول یا تحریکآمیز، از جمله از خودشان، به دنبال «لایک» باشند. متأسفانه، در سالهای اخیر، وقتی از کودکان در مورد اهداف شغلیشان پرسیدهام، اغلب تمایل به تبدیل شدن به یک «یوتیوبر» را شنیدهام.
تحقیقات نشان دادهاند که هرچه مردم بیشتر از رسانههای اجتماعی استفاده میکنند، بیشتر احتمال دارد که تنهایی، اضطراب و افسردگی را گزارش کنند. تشدید وضعیت، ماهیت اعتیادآور رسانههای اجتماعی همانطور که در بالا توضیح داده شد و الگوریتمهای رسانههای اجتماعی است که اغلب محتوایی را به کودکان و نوجوانان ارائه میدهند که برای سلامت روان آنها مضر است، مانند ستایش مزایای تفکر افسرده.
داشتن هدف در زندگی: قربانی استفاده بیش از حد از وسایل الکترونیکی
یافتن یک هدف، جهتگیری، انگیزه و معنا به زندگی میدهد، که میتواند از طریق تأمل در خود و آزمایش ایدهها و فعالیتهای جدید به دست آید. با این حال، زمان برای تأمل در خود اغلب با تعاملات با وسایل الکترونیکی مصرف میشود. بنابراین، استفاده بیش از حد از وسایل الکترونیکی که قبلاً ذکر شد، همچنین روند توسعه بینش و درک بهتر خود را کند میکند.
راهکار: محدودیت در معرض قرارگیری کودکان با برنامههای غیرآموزشی
در یک جامعه آزاد، ما تمایلی به تنظیم تلاشهای بازاریابی شرکتهای مختلف نداریم، حتی اگر اقدامات آنها به وضوح باعث آسیب شود.
با این حال، معتقدم بر عهده همه جوامع است که هر آنچه ممکن است انجام دهند تا کودکانی را پرورش دهند که در بزرگسالی رشد کنند. به همین دلیل است که جوامع بر ارائه محیطهای امن و حمایتی تا حد امکان به کودکان و توسعه سیستمهای آموزشی برای جوانان خود تأکید میکنند.
بنابراین، پیشنهاد میکنم که اقدامات اضافی برای محافظت از کودکان ما باید شامل محدودیت شدید در معرض قرارگیری آنها با برنامههای الکترونیکی غیرآموزشی باشد. به این ترتیب، کودکان ما در معرض محتوای مضر قرار نمیگیرند که میتواند منجر به نگرانیهای مادامالعمر در مورد سلامت جسمی و روانی شود، همانطور که در این پست وبلاگ شرح داده شد.
