بوگونیا: وقتی نبوغ لانتیموس، پرده از رازهای پنهان ونیز برمی‌دارد (نمره منتقدین: منفجر کننده ذهن!)

بوگونیا: وقتی نبوغ لانتیموس، پرده از رازهای پنهان ونیز برمی‌دارد (نمره منتقدین: منفجر کننده ذهن!)”

فهرست محتوا

“بوگونیا”: شاهکار جدید لانتیموس با درخشش اما استون، رازهای ونیز را فاش می‌کند

یورگوس لانتیموس، کارگردان مولف سینمای مدرن، بار دیگر با “بوگونیا” (Bugonia) -با بازی اما استون- به سینماها بازگشته است. این فیلم که منتقدان از آن به عنوان “منفجر کننده ذهن” یاد می‌کنند، قرار است در جشنواره ونیز ۲۰۲۵ به نمایش درآید.

این فیلم که با حضور اما استون و جسی پلمونز، نوید تجربه‌ای مستثنایی را می‌دهد، در حالی آماده اکران می‌شود که پیش‌نمایش‌های اولیه و نقدهای اولیه حاکی از آن است که لانتیموس همچنان در اوج به سر می‌برد.

داستان “بوگونیا” چیست؟

داستان “بوگونیا” به روایت تدی (جسی پلمونز) می‌پردازد، یک تئوریسین که درگیر توطئه‌های عجیب و غریب جمعیتی از غریبه‌های فرقه‌گرا می‌شود. او به دنبال فاش کردن راز آن‌ها، با شخصیتی به نام میشل (اما استون) همراه می‌شود. میشل هم‌دست داروهای تجربی است و ماجراهای این دو، ناگهان وارد دنیای توطئه‌هایی می‌شوند که در زیر پوست شهر ونیز در جریان است.

اما چرا تدی به دنبال برملا کردن راز این جمعیت است؟ چون باور دارد که میشل یک موجود فضایی است و می‌خواهد کره‌ی زمین را نابود کند!

امتیازات و نقدهای اولیه “بوگونیا”: یورگوس لانتیموس همچنان در اوج

همانطور که انتظار می‌رفت، “بوگونیا” تا این‌جا نقدهای مثبتی دریافت کرده است. میانگین امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز، با ۲۱ نقد، ۱۰۰٪ است و در متاکریتیک نیز میانگین امتیاز ۷۹ از ۱۰۰ را کسب کرده است (۹ نقد مثبت و ۲ نقد متوسط). تماشاگران نیز از فیلم استقبال کرده‌اند، به‌طوری که میانگین امتیاز آن در سایت IMDb، ۷.۴ از ۱۰ است که نشان می‌دهد سینمادوستان نسبت به “انواع مهربانی” (ساخته‌ی قبلی لانتیموس)، با “بوگونیا” ارتباط بیشتری برقرار کرده‌اند.

برخی از نظرات منتقدین درباره فیلم:

گاردین – پیتر بردشاو

پیتر بردشاو از گاردین، فیلم را تجربه‌ای “ترسناک و بامزه” توصیف کرده و از بازی اما استون، موسیقی متن ارکسترال بسیارجذاب فردریک هندریکس و مونتاژ پویای فوکالا یاد کرد. اما به اعتقاد بردشاو، فیلم یک “مقدمه بسیار بسیار طولانی” برای اوج داستان است.

دراپ – استیو پاند

استیو پاند از دراپ، “بوگونیا” را “پیچیده و بی‌رحمانه” خوانده و آن را ترکیبی هیستریک و تنه به تنه بین دو بازیگر کهنه‌کار، اما استون و جسی پلمونز، توصیف کرده است.

ورایتی – اوون گلیبرمن

اوون گلیبرمن از ورایتی، با اشاره به فیلم‌سازی خاص یورگوس لانتیموس (همچون “بیچارگان” و “انواع مهربانی”)، فیلم‌سازی او را “خارج از قاعده و خشن” توصیف کرده است. به باور گلیبرمن، فیلم جدید او، “بوگونیا”، تجربه‌ای “هیجان‌انگیز و گیرا” است.

گلیبرمن با اشاره به میشل فولر، شروع‌کننده‌ی فیلم، می‌نویسد: او مدیر عامل شرکت Auxolith است، شرکتی داروسازی که در آن‌چه به نظر یک منطقه سرسبز در شمال غربی اقیانوس آرام است، قرار دارد. میشل، یک ستاره نوظهور در دنیای شرکت‌ها است که عکسش روی جلد مجلات تایم و فورچون قرار گرفته و به سردی بی‌نقصی توسط اما استون بازی می‌شود. او به این شخصیت، یک پرگویی دیوانه‌وار می‌بخشد که تماماً درباره‌ی وضوح، توجه و ارتباط برقرار کردن است.

بر اساس طرحی از فیلم، میشل با رفتار متکبرانه‌اش، شبیه به یک جامعه‌گرای کفش پاشنه‌بلند، خانه‌ی بزرگ، رژیم شخصی فشرده و تمرینات هنرهای رزمی، شخصیتی است که ما آماده‌ایم از او متنفر باشیم. ما از قبل می‌دانیم که شرکت او در حال انجام کارهای بسیار بدی است.

تدی با بازی پلمونز، در حالی‌که نظریه‌های پیچیده‌اش را مطرح می‌کند، به وضوح عقلش را از دست داده است. این بازیگر که در “انواع مهربانی” در سه نقش مختلف بازی داشت، تدی را به یک فرد خل و چلّ متعهد و دوست‌داشتنی با عمق غیرمنتظره تبدیل می‌کند و حقایق تا زمانی که شکنجه میشل، مدیرعامل دارویی با بازی استون، را آغاز نکرده است، محقق نمی‌شود.

جسی پلمونز که به رسانه‌های جریان اصلی بی‌اعتماد است، تحقیقات خود را در اینترنت درباره سرمایه‌داری و تئوری‌های توطئه انجام می‌دهد و حالا اعتقاد پیدا کرده که میشل یک بیگانه فضایی شیطانی است. او با پافشاریِ معمول و قابل اعتمادش (با بازی ایدن دیلبیچ)، تصمیم می‌گیرد میشل را در زیرزمین خودش حبس و شکنجه کند تا زمانی که او و همکارانش، “آندرومدایی‌ها”، قول دهند که زمینی‌ها را به حال خود بگذارند.

استون در نقش میشل، به شکلی مرگبار سرد و بی‌عاطفه است. او هر روز ساعت ۴:۳۰ صبح برای تمرینات مختلف از خواب بیدار می‌شود و به دفتر کار می‌آید. واکنش او به ربوده شدن، از طریق هفت مرحله شبیه‌سازی شده به مراحل غم و اندوه، از درخواست و تهدیدهای آمرانه، التماس و در نهایت همراهی با تدی، به توافق این‌که، بله، او یک بیگانه است، می‌گذرد. پلمونز نیز در نقش تدی متعصب، اجرایی موثر و قاطع ارائه می‌دهد.

منتقد سایت اخیراً تعطیل‌شده‌ی اکیرا آریا استر، “ادینگتون”، این فیلم نیز نشان می‌دهد که چقدر دشوار است که وسواس‌های مربوط به تئوری‌های اینترنتی را جدی نگیریم. از نظر من، “بوگونیا” فاقد خلاقیت و ظرافت آثار قبلی لانتیموس، “انواع مهربانی” و جسارت عاطفی آثار فانتزی-استیم‌پانک او، “بیچارگان”، است. این فیلم یک گل خاردار و حساس است که در گلخانه‌ رشد کرده.

دراپ – استیو پاند

استیو پاند از دراپ می‌گوید: «بوگونیا» پیچیده و بی‌رحمانه است. رویارویی هیستریک و تنه به تنه بین دو بازیگر کهنه‌کار یعنی یورگوس، اما استون و جسی پلمونز. فیلم یک وجه مشترک هم با «سوگلی» و «بیچارگان» دارد، آن‌ها تنها فیلم‌های لانتیموس هستند که فیلم‌نامه‌های ارجینال نیستند.
وی با اشاره به اقتباس ویل تریسی از فیلم کره ای «سگ‌های سبز را نجات دهید» (۲۰۰۳) ادامه می‌دهد، در هر دو فیلم، یک مرد روستایی علاقه‌مند به تئوری‌های توطئه، یک مدیر اجرایی با نفوذ را می‌رباید، زیرا به این نتیجه رسیده‌اند که این مدیرعامل از سیاره‌ای به نام آندرومدا آمده.

تدی با بازی پلمونز در حالی که نظریه‌های پیچیده‌اش را بازگو می‌کند، به وضوح عقلش را از دست داده است. تدی تدی را به یک فرد خل و چلّ متعهد و دوست‌داشتنی با عمق غیرمنتظره تبدیل می‌کند و حقایق خود را در اینترنت درباره سرمایه‌داری و تئوری‌های توطئه در اینترنت دارد و معتقد است که میشل یک بیگانه فضایی است که برای نابودی کره زمین آمده است. او با پافشاریِ معمول و قابل اعتمادش، تصمیم می‌گیرد میشل را در زیرزمین خودش حبس و شکنجه کند تا زمانی که او و همکارانش، «آندرومدایی‌ها»، قول دهند که زمینی‌ها را به حال خود بگذارند.
تدی از اتفاقی که برای مادرش افتاده بسیار خشمگین است. او با پرسه زدن در فلش‌بک‌ها توسط آلیشیا سیلوورستون در کما به سر می‌برد و همه اینها نتیجه استفاده از یک داروی تجربی معیوب است که برای ترک مواد مخدر طراحی شده بود. و حالا اعتقاد پیدا کرده است که میشل یک بیگانه فضایی است. او با پافشاریِ معمول و قابل اعتمادش (با بازی ایدن دیلبیچ)، تصمیم می‌گیرد میشل را در زیرزمین خودش حبس و شکنجه کند تا زمانی که او و همکارانش، «آندرومدایی‌ها»، قول دهند که زمینی‌ها را به حال خود بگذارند.
اسم فیلم به افسانه‌های درباره‌ی پرورش زنبورعسل اشاره دارد، تدی، صادقانه خوشحال است که می‌خواهد دیدگاه آشفته‌اش را به اشتراک بگذارد، به جز میل به انتقام، او هیچ مشکلی برای به انتها رساندن زندگی ندارد.

اسکرین‌دیلی – جک والترز

به گفته جک والترز از اسکرین‌دیلی، جدیدترین فیلم یورگوس لانتیموس، “بوگونیا”، وقت را تلف نمی‌کند تا سریعاً به ما بفهماند که این بازسازی علمی-تخیلی جنجالی جیسورانه‌، یک تغییر مسیر بزرگ برای این فیلم‌ساز تحسین‌شده خواهد بود.

لانتیموس به جای شخصیت‌های دست‌وپاشلفتی و دیالوگ‌های عجیب‌وغریب همیشگی‌اش، یک مطالعه‌ی عمیق شخصیتی ارائه می‌دهد که من را با مضامین تامل‌برانگیز، ناآرامی‌های اجتماعی-اقتصادی و ماهیت خودویرانگر انسان، در لبه‌ی صندلی‌ام میخکوب کرد.

در ظاهر، «بوگونیا» فیلمی درباره‌ی دو تئوریسین (جسی پلمونز و اما استون) است که یک مدیرعامل ثروتمند (اما استون) را می‌ربایند؛ زیرا گمان می‌کنند او مخفیانه یک بیگانه است که برای نابودی زمین فرستاده شده. با این‌حال، در زیر لایه‌های طنز این داستان مضحک، جدیدترین فیلم لانتیموس بینشی عمیقاً درگیرکننده درباره‌ی میل ذاتی بشریت به مقصر دانستن دیگران برای مشکلات خود ارائه می‌دهد.

اما استون و جسی پلمونز با تمجید منتقدان بیگانه نیستند، اما کار آن‌ها در «بوگونیا» از اعماق بسیار بالاتری برخوردار است. هر دو با قدرتی باورنکردنی در نقش‌های خود فرو می‌روند که یک شیمی الکتریکی روی پرده ایجاد می‌کند و کل داستان را به جلو می‌راند. استون نسبت به همکاری‌های قبلی‌اش با لانتیموس کاملاً متفاوت است.
جک والترز به شیوه‌ای شگفت‌انگیز در توازن شوخ‌طبعی «سوگلی» یا سادگی بچه‌گانه‌ی «بیچارگان»، بازی استون در «بوگونیا» بسیار کنترل‌شده و چندلایه است و مخاطب را در سرتاسر فصل نگه می‌دارد و هرگز به طور کامل به آن‌ها اجازه نمی‌دهد وارد ذهن او شوند وارد شوند وارد ذهن او شوند.

به‌جای شوخی‌های آشکار که «سوگلی» یا سادگی کودکانه در «بیچارگان» وجود داشت، بازی استون در «بوگونیا» بسیار کنترل شده و چندلایه است و به مخاطب اجازه نمی‌دهد هرگز در واقعیت به طور کامل چهره‌ی شخصیتش میشل را از دست دهد و همیشه پلمونز بهتر او را به نمایش می‌گذارد .

با این‌حال، این جسی پلمونز است که اثری به یادماندنی از خود به جای می‌گذارد و قوی‌ترین نقش‌آفرینی فیلم را ارائه می‌کند. تدی با بازی پلمونز، در حالی که سر تا پا عینک و چشمانش را پوشانده، شروع به تعامل با تدی می‌کند و اگرچه اهداف هدایت‌کننده‌ی او متزلزل است، فریب آن‌چه که اوست آسان است.
روایت‌های میشل بر روی پرده به طرز فریبنده‌ای کار می‌کنند: او معتقد است که او یک خیرخواه است، اما یک انسان است، و ما به طور غریزی نمی‌خواهیم باور کنیم که با کسی این‌گونه رفتار می‌شود. این تنها جسی پلمونز است که این استثنایی‌ترین نقش آفرینی فیلم را ارائه می‌دهد. تدیِ او نامیده می‌شود و او برای محافظت از خود با هر دروغی که دست‌وپا می‌کند.

جمع‌بندی

«بوگونیا» با بازی اما استون و جسی پلمونز، به نظر می‌رسد که فیلمی درگیرکننده و غنی از لایه‌های زیرین است. داستان، فیلم‌سازی و بازی‌های درخشان، به خوبی با هم ترکیب می‌شوند تا تجربه‌ای سینمایی فراموش‌نشدنی را رقم بزنند. “بوگونیا” یک گل خاردار و حساس است که در گلخانه رشد کرده و تماشاگران را به سفری عمیق در اعماق روان انسان می‌برد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *