اکسیتوسین چگونه انگیزه اجتماعی را تقویت میکند؟ کشف مکانیسم عصبی جدید
نقش انگیزه فردی در تأثیرگذاری اکسیتوسین بر رفتارهای اجتماعی
تحقیقات جدید نشان میدهد که اکسیتوسین، هورمون معروف به “عشق و پیوند اجتماعی”، تنها زمانی میتواند رفتارهای اجتماعی را تقویت کند که فرد از قبل تمایل به تعامل اجتماعی داشته باشد. این یافتهها که بر اساس مطالعات روی میمونهای رزوس انجام شده، ممکن است توضیحی برای نتایج متناقض درمانهای مبتنی بر اکسیتوسین در انسانها باشد.
یافتههای کلیدی پژوهش:
- تأثیر وابسته به حالت: اکسیتوسین فقط در میمونهایی که از قبل تمایل اجتماعی داشتند، رفتار اجتماعی را تقویت کرد.
- هماهنگی عصبی: افزایش فعالیت و ارتباط بین آمیگدال بازولترال (BLA) و قشر سینگولیت قدامی (ACC) در حالتهای اجتماعی پایدار مشاهده شد.
- پیامدهای درمانی: این نتایج نشان میدهد که درمانهای اکسیتوسین باید با انگیزه اجتماعی فعلی بیمار هماهنگ باشد.
جزئیات مطالعه و یافتههای عصبی
استیو چانگ از دانشگاه ییل و تیم تحقیقاتیاش، با تمرکز بر دو ناحیه کلیدی مغز – آمیگدال بازولترال (BLA) و قشر سینگولیت قدامی (ACC) – به بررسی مکانیسمهای عصبی تأثیر اکسیتوسین پرداختند. این مناطق در پردازش پاداش و یکپارچهسازی اطلاعات در تصمیمگیریهای اجتماعی نقش دارند.
در این مطالعه که در مجله علوم اعصاب (Journal of Neuroscience) منتشر شده، محققان دریافتند که تزریق مستقیم اکسیتوسین به BLA اثراتی وابسته به حالت دارد:
- در حالتهای با انگیزه اجتماعی بالا، اکسیتوسین تصمیمگیریهای اجتماعی مفید و رفتارهای مرتبط با وظایف اجتماعی را برای مدت طولانیتری حفظ کرد.
- در حالتهای با انگیزه اجتماعی پایین، اکسیتوسین تأثیر قابلتوجهی بر رفتار میمونها نداشت.
مکانیسم عصبی کشف شده
اسکنهای مغزی نشان دادند که اکسیتوسین فقط در حالتهای با انگیزه اجتماعی، فعالیت BLA و ACC را افزایش میدهد. همچنین، هماهنگی بین این دو ناحیه مغزی در حالتهای اجتماعی پایدار بیشتر بود، که نشان میدهد اکسیتوسین ممکن است با تثبیت ارتباط در این مسیر عصبی، رفتار اجتماعی را پایدار کند.
چانگ در این باره میگوید: “پیش از این دریافتیم که ارتباط بین این مناطق مغزی برای پاداش و رفتار اجتماعی مهم است. بنابراین، مشاهده ارتباط بین تقویت این سیگنال و رفتار اجتماعی پایدار بسیار جالب بود.”
پیامدهای بالینی و ضرورت شخصیسازی درمان
یافتههای این مطالعه توضیح میدهد که چرا آزمایشهای بالینی اکسیتوسین در بیماران مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم نتایج متناقضی داشته است. چانگ تأکید میکند: “باید دقت بیشتری داشته باشیم و صرفاً از یک روش استاندارد استفاده نکنیم. حتی درون یک فرد، اثربخشی درمان اکسیتوسین میتواند متفاوت باشد! ممکن است مهم باشد که درمانها را به صورت فردی تنظیم کنیم.”
این پژوهش گامی مهم در جهت درک شرایطی است که تحت آن اکسیتوسین میتواند مؤثر باشد و راه را برای توسعه درمانهای شخصیسازی شده برای اختلالات اجتماعی هموار میکند.
