از تلاقی ناگزیر روزنامه نگاری و سیاست تا حفظ بی طرفی حرفه ای: مرجعیت رسانه ها در «اوج بحران» و «آزمون ها» شکل می گیرد

از تلاقی ناگزیر روزنامه نگاری و سیاست تا حفظ بی طرفی حرفه ای: مرجعیت رسانه ها در «اوج بحران» و «آزمون ها» شکل می گیرد

فهرست محتوا

مرجعیت رسانه ای در عصر تکثر: تحلیل دکتر فرقانی از چالش های روزنامه نگاری مستقل

در روزگاری که رسانه ها به طور همزمان هم می توانند ابزار قدرتمندی در دست صاحبان قدرت باشند و هم ایینه ای شفاف برای بازتاب حقیقت، دکتر محمدمهدی فرقانی، استاد باسابقه و برجسته ارتباطات، با صراحت بر این نکته تاکید می کند که حرفه روزنامه نگاری هرگز نمی تواند از حوزه سیاست جدا شود. با این حال، ایشان قاطعانه بیان می کند که روزنامه نگار باید استقلال و بی طرفی کامل خود را حفظ کند. یک روزنامه نگار حرفه ای، نماینده ای از طرف مخاطبان است که وظیفه دارد واقعیت را «همان گونه که وجود دارد» گزارش کند، نه ان طور که قدرت سیاسی یا تمایلات شخصی فرد طلب می کند.

دکتر فرقانی در جریان گفتگوی مفصل خود، به بررسی مفاهیمی چون مرجعیت رسانه ای، اعتماد مخاطب و نقش اساسی و حیاتی جامعه مدنی در کنار رسانه های مستقل می پردازد. او نشان می دهد که چگونه یک نظارت و نقد درست و اصولی از سوی رسانه، می تواند هم دولت و هم مردم را به سمت درک صحیح حقیقت و منافع عمومی هدایت کند.

ماهیت سیاسی روزنامه نگاری در عین پرهیز از وابستگی حزبی

در پاسخ به این پرسش که چگونه می توان میان پرهیز از سیاسی بودن (وابستگی جناحی) و انجام وظیفه نظارتی رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسی، توازن برقرار کرد، دکتر فرقانی ابتدا یک اصل مهم را تبیین می کند:

«در وهله اول باید تاکید کنم که روزنامه نگاری را به هیچ وجه نمی توان از امر سیاست جدا دانست. ذات این حرفه، برخلاف تصور برخی، یک امر سیاسی است. دلیل ان هم این است که روزنامه نگاری اساساً با قدرت سیاسی سروکار دارد.»

اگر قرار باشد وظیفه اصلی یک روزنامه نگار، نقد و نظارت بر عملکرد قدرت و فرآیندهای سیاسی و اجتماعی باشد، این حرفه ناگزیر است که همواره در تعامل مستمر با سیاست قرار بگیرد و به قول معروف، همیشه «موی دماغ قدرت» باشد.

از تلاقی ناگزیر روزنامه نگاری و سیاست تا حفظ بی طرفی حرفه ای: مرجعیت رسانه ها در «اوج بحران» و «آزمون ها» شکل می گیرد

مرز میان تعهد حرفه ای و منافع حزبی

به گفته دکتر فرقانی، روزنامه نگار نباید در جهت منافع گروهی، حزبی یا جناحی فعالیت کند. اگرچه ممکن است علایق سیاسی شخصی داشته باشد، اما وظیفه حرفه ای ایجاب می کند که این علایق را تا حد امکان از کار خود جدا کند. این جدایی به معنای این است که: واقعیت را بی طرفانه ببیند و کشف کند و از جهت دادن به وقایع و رویداد ها تحت تاثیر منافع باندی، جناحی یا حزبی پرهیز کند. ایشان از تصویر سازی «سیاه و سفید» افراد و جریان ها به شدت انتقاد می کند.

عینیت نسبی: روزنامه نگار به عنوان نماینده مخاطب

در مواجهه با نظریه هایی که عینیت محض را زیر سوال می برند، دکتر فرقانی این نکته را می پذیرد که هیچ «عینیت محضی» در عمل وجود ندارد. «بازنمایی واقعیت ناگزیر تحت تاثیر علایق، سلیقه ها، منافع و وضعیت روانی روایتگر قرار می گیرد.»

با این حال، ایشان یاداوری می کند که روزنامه نگاری یک حرفه تخصصی است، نه یک کار ذوقی و سلیقه ای. تفاوت روزنامه نگاری حرفه ای با روزنامه نگاری مسلکی، دقیقاً در همین توانایی برای حداقل رساندن دخالت علایق شخصی در روایت واقعیت است. روزنامه نگار به عنوان نماینده مخاطب وظیفه دارد که واقعیت را تا حد امکان «ان گونه که هست» روایت کند. هرچند عینیت نسبی است، اما درصد این عینیت باید در حد بسیار بالایی حفظ شود.

مرجعیت رسانه در «آزمون ها» شکل می گیرد

مرجعیت رسانه و اعتماد مخاطب، مسئله ای است که امروز رسانه های کشور با چالش جدی در ان روبرو هستند. دکتر فرقانی در توضیح چگونگی کسب مرجعیت، یک مفهوم کلیدی را مطرح می کند: «مرجعیت در طول زمان، در کوران حوادث و رویداد ها و به ویژه در «ازمون ها» شکل می گیرد.»

ایشان تاکید می کند که مرجعیت بر اساس عملکرد رسانه ای شکل می گیرد؛ زمانی که مخاطب در طول زمان دریافته باشد که یک رسانه، «صادق ترین راوی حقیقت» است، تحریف نمی کند و اگر اشتباهی رخ دهد، بدون درنگ ان را اصلاح و حتی عذرخواهی می کند. دکتر فرقانی هشدار می دهد که: سرمایه اعتماد مخاطب مهم ترین دارایی رسانه است و می تواند یک شبه از دست برود، اگر مردم ببینند که روزنامه نگار از مسیر حقیقت منحرف شده یا جانبدارانه عمل کرده است.

از تلاقی ناگزیر روزنامه نگاری و سیاست تا حفظ بی طرفی حرفه ای: مرجعیت رسانه ها در «اوج بحران» و «آزمون ها» شکل می گیرد

قدرت و رسانه: نزاعی دائمی در راستای منافع عمومی

دکتر فرقانی در تحلیل رابطه قدرت و رسانه می گوید که هیچ قدرتی از «مزاحمت رسانه ای» خوشحال نمی شود، اما در نظام های دموکراتیک، صاحبان قدرت ناگزیرند در چهارچوب قانون به نقش نقد و نظارت رسانه ها تن دهند.

قدرت ها باید دو نکته مهم را بپذیرند: ۱. در غیاب نقد و نظارت، احتمال فساد و سوءاستفاده از قدرت بالا رفته و خطر از دست دادن قدرت افزایش می یابد. ۲. رسانه ها، به عنوان نمایندگان افکار عمومی، موظف اند بر امور نظارت کنند و کژتابی ها را آشکار سازند. به عبارت دیگر، «یک رسانه مستقل، قوی و ازاد، هم به نفع مردم است و هم به نفع دولت و قدرت سیاسی»؛ زیرا به سالم سازی فرآیند ها و روند ها در جامعه کمک می کند.

جامعه مدنی و شکست سانسور در عصر رسانه های جدید

در بخش پایانی گفتگو، دکتر فرقانی به مفهوم «گفت‌وگومندی» می پردازد. او معتقد است که هرچند فضای مجازی پتانسیل توسعه این گفتگوی عقلانی را دارد، اما قدرت ها نیز از همین ابزارها برای نظارت، کنترل و سانسور استفاده می کنند و این یک «نزاع دائمی» است. وی وضعیت جامعه مدنی در ایران را نه چندان امیدوارکننده توصیف می کند.

در خصوص سوال اخر مبنی بر امکان سانسور در دنیای جدید رسانه ای، دکتر فرقانی قاطعانه می گوید: «خیر. پنهان کردن حقیقت دیگر ممکن نیست.» در فضای جدید ارتباطی با وجود شبکه های اجتماعی و فناوری های نوین، روایت های دیگر بلافاصله شکل می گیرند و خنثی کردن تبعات ان روایت ها ساده نیست. «مرجعیت رسانه ای جابجا می شود.»

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *