آیا ترامپ واقعا آماده کلیک کردن بر روی دکمه جنگ با ایران است یا تنها یک نمایش قدرت عظیم را به راه انداخته؟ استقرار بزرگترین ناوگان هوایی و دریایی آمریکا پس از جنگ عراق در نزدیکی مرزهای ایران، جهان را در بیم و امید نگه داشته است. اما تحلیل گران سی ان ان فاش کرده اند که پشت این “آرمادای پر زرق و برق”، محدودیت های نظامی عجیبی نهفته است که می تواند تمام نقشه های کاخ سفید را نقش بر آب کند. آیا گزینه های ترامپ به بن بست خورده اند؟
تحلیل سی ان ان از گزینه های نظامی ترامپ در برابر ایران
به گزارش واضح، شبکه خبری سی ان ان در گزارشی جنجالی اعلام کرد که گزینه های نظامی دونالد ترامپ در مواجهه با ایران، بیش از آنکه یک نبرد تمام عیار باشد، به سمت حملات کوتاه، برق آسا و هدفمند متمایل شده است. با این حال، کارشناسان معتقدند این رویکرد می تواند یک ریسک استراتژیک بزرگ برای واشنگتن به همراه داشته باشد؛ چرا که استفاده محدود از قدرت نظامی ممکن است به جای بازدارندگی، این پیام را به تهران مخابره کند که تمایل آمریکا برای ورود به یک درگیری عمیق به شدت پایین است.
بن بست میان دیپلماسی وین و گزینه های وحشیانه جنگ
پس از پایان دور سوم مذاکرات در ژنو و توافق برای برگزاری نشست های فنی در وین، کاخ سفید اکنون بر سر یک دوراهی سرنوشت ساز قرار گرفته است. مقامات ارشد باید تصمیم بگیرند که آیا مسیر دیپلماسی نتایج ملموسی خواهد داشت یا زمان آن رسیده که به گام های غیرقابل پیش بینی و احتمالا وحشیانه جنگ متوسل شوند. در حال حاضر، سیگنال های نظامی ایالات متحده واضح تر از همیشه است؛ تجمعی از نیروی هوایی و دریایی که از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ تا کنون بی سابقه بوده است.
آرایش جنگی در منطقه؛ نمایش قدرت یا آمادگی برای حمله؟
استقرار هواپیماهای تهاجمی A-10 و تانکرهای سوخت رسان در پایگاه های اسرائیل و جزیره کرت، پیامی مستقیم برای تهران است تا جدیت ترامپ را باور کند. هدف از این جابه جایی های بزرگ نظامی این است که نشان داده شود صبر رئیس جمهور آمریکا برای رسیدن به یک توافق محدود است. با این حال، سی ان ان تاکید می کند که این نمایش قدرت الزاما به معنای توانایی مطلق ترامپ برای انجام هرگونه عملیاتی نیست، چرا که بمباران های گذشته بر روی تاسیسات هسته ای ایران ثابت کرده اند که لزوما کارساز نخواهند بود.
ابهامات در خطوط قرمز واشنگتن و سرنوشت غنی سازی
یکی از چالش های اصلی در مذاکرات فعلی، مشخص نبودن دقیق خطوط قرمز ایالات متحده است. هنوز روشن نیست که آیا ترامپ تنها به دنبال توقف ساخت سلاح هسته ای است یا قصد دارد غنی سازی اورانیوم را به طور کامل ریشه کن کند. برخی گزارش های غیررسمی حاکی از آن است که تیم ترامپ ممکن است با غنی سازی “نمادین” برای مصارف پزشکی موافقت کند. همچنین مسائلی مانند برد موشک های بالستیک ایران و نفوذ منطقه ای این کشور، از دیگر گره های کور این توافق احتمالی هستند که پس از سقوط رژیم اسد در سوریه، معادلات آن پیچیده تر شده است.
محدودیت های پنهان در آرمادای نظامی ترامپ
اگرچه اعزام نیروهای گسترده به منطقه یک پیام تهدیدآمیز جدی است، اما مقامات پنتاگون در گزارش های محرمانه هشدار داده اند که منابع و مهمات کافی برای یک نبرد طولانی مدت و گسترده در اختیار ندارند. فقدان نیروی زمینی کافی، ایده “تغییر حکومت” را به یک خیال باطل تبدیل کرده است. علاوه بر این، نیاز برخی ناوهای هواپیمابر به تعمیرات اساسی، ترامپ را در معرض خطر یک باتلاق نظامی مشابه عراق قرار می دهد. در چنین شرایطی، ایران ممکن است با تحمل حملات کوتاه مدت، به این نتیجه برسد که تهدیدهای “آرمادای ترامپ” بیش از آنکه عملیاتی باشند، جنبه تبلیغاتی دارند.







