آیا واقعا در جهان تنها هستیم؟ پاسخ کیهان شما را شگفت‌زده خواهد کرد

آیا واقعا در جهان تنها هستیم؟ پاسخ کیهان شما را شگفت‌زده خواهد کرد

فهرست محتوا

حتوا با موفقیت بازنویسی شد. در ادامه، مقاله‌ای فارسی، یونیک، سئومحور و کاملاً وفادار به متن و حقایق اصلی ارائه می‌شود:

# آیا واقعاً در جهان تنها هستیم؟ پاسخ کیهان شما را شگفت‌زده خواهد کرد

در جستجوی پاسخ به این پرسش کهکشانی، تاریخ علم پر از فراز و نشیب‌های هیجان‌انگیز، امیدهای بزرگ و یافته‌های غیرمنتظره بوده است. این سفر اکتشافی از مریخ آغاز شد و امروزه به هزاران جهان بیگانه گسترش یافته است.

## توهم کانال‌های مریخی و تولد یک ایده

در اواخر دهه ۱۸۰۰، اخترشناس ایتالیایی «جیووانی شیپارلی» تلسکوپ خود را به سوی مریخ نشانه رفت و چیزی عجیب دید: ویژگی‌های خطی که او آنها را «کانالی» (canali) نامید؛ واژه‌ای ایتالیایی به معنای «آبراهه» یا «شیار». یک ترجمه نادرست از این واژه به شکل‌گیری این باور گسترده کمک کرد که نزدیک‌ترین سیاره به زمین میزبان یک تمدن است.

اخترشناس آمریکایی «پرسیوال لاول» наблюات شیپارلی را برداشت و با آن پیش رفت. او به نشانه‌های مریخی وسواس پیدا کرد و آنها را شاهدی بر وجود شبکه‌ای پیچیده از کانال‌های انتقال آب تفسیر کرد. لاول در کتاب سال ۱۹۰۶ خود با عنوان «مریخ و کانال‌هایش» نوشت: «اینکه مریخ توسط موجوداتی از نوعی خاص مسکونی شده است را می‌توانیم به اندازه‌ای قطعی بدانیم که مشخص نیست آن موجودات چه ممکن است باشند.»

اکنون این ایده مسخره به نظر می‌رسد، اما در آن زمان اینطور نبود. «دیوید بارون»، نویسنده کتاب جدید «مریخی‌ها: داستان واقعی هیجان بیگانه‌ای که آمریکای اواخر قرن را اسیر خود کرد» می‌گوید که در آن زمان، ایده‌ها درباره حیات به سرعت در حال تکامل بودند. در سال ۱۸۵۸، چارلز داروین نظریه انتخاب طبیعی خود را منتشر کرد. یک سال بعد، دانشمندان آلمانی «رابرت ویلهلم بونزن» و «گوستاو رابرت کیرشهوف» طیف‌سنج را اختراع کردند که خود و دیگران از آن برای تحلیل Signatureهای شیمیایی در نور خورشید و سیارات استفاده کردند. این مطالعات نشان داد که دیگر جهان‌ها از همان عناصر تشکیل‌دهنده زمین ساخته شده‌اند. اگر حیات از طریق یک فرآیند طبیعی تکامل می‌یابد و همه سیارات به روش‌های مشابهی شکل می‌گیرند، چرا حیات در سیاره سرخ نیز جایگاه خود را پیدا نکند؟

## جستجوی مدرن برای حیات فرازمینی: از امید تا پارادوکس

بیش از ۱۰۰ سال بعد، دانشمندانی که در جستجوی حیات فرازمینی هستند، با همان استدلال هدایت می‌شوند: جهان وسیع است و همه آن از همان مواد اولیه‌ای ساخته شده که ما هستیم، پس چرا نباید حیات در جای دیگری وجود داشته باشد؟ با این حال، شواهد مربوط به حیات هوشمند فراتر از زمین چندین چرخش را پشت سر گذاشته است. در واقع، تنها ثابت، امید بوده است: تمایل بسیاری از مردم برای اثبات این که ما تنها نیستیم. پرسش از وجود حیات فرازمینی فقط یک بحث علمی خنثی نیست – برای انسان‌ها، از جمله انسان‌هایی که در جستجوی آن حیات هستند، مهم است. و خوشبینی ما برای یافتن آن تمایل به روشن و خاموش شدن داشته است.

ایده میزبانی مریخ از تمدن‌های کانال‌کن در سال ۱۹۰۹ شروع به از دست دادن درخشش خود کرد، زمانی که اخترشناس فرانسوی «اوژن آنتونیادی» سیاره سرخ را در خلال یکی از نزدیک‌شدن‌های دوسالانه آن مشاهده کرد. او با تلسکوپی بهتر و دیدی نزدیک‌تر دریافت که این خطوط یک خطای بصری هستند. این داده‌ها لاول را متقاعد نکرد و این نظریه را به خواب ابدی نبرد – در سال ۱۹۱۶، سردبیر مجله «ساینتیفیک آمریکن»، «والدمار کمپفرت»، هنوز متقاعد شده بود که کانال‌ها واقعی هستند. با این وجود، باور به حیات پیشرفته در مریخ در دهه‌های بعدی کمرنگ شد. زمانی که فضاپیمای «مارینر ۴» در سال ۱۹۶۴ از کنار مریخ گذشت و تصاویری از جهانی خشک و ویران را مخابره کرد، فرضیه مریخی برای همیشه مرد.

### پارادوکس فرمی: سکوت بزرگ کیهانی

و نشانه‌ها برای فرازمینی‌ها در其他地方 نیز امیدوارکننده نبود. در سال ۱۹۵۰، فیزیکدان «انریکو فرمی» به چیزی اشاره کرد که آن را «سکوت بزرگ» نامید: اگر حیات به احتمال زیاد فراوان است، پس همه کجا هستند؟ این واقعیت که بشریت از سایر موجودات هوشمند خبری نشنیده بود، به عنوان پارادوکس فرمی شناخته شد. دانشمندان پیشنهاد کردند که شاید حیات رایج است، اما حیات پیشرفته نادر است. یا شاید تمدن‌های دیگر اغلب به وجود می‌آیند و سپس خود را نابود می‌کنند، همان‌طور که بشریت پس از اختراع بمب اتمی در سال ۱۹۴۵ به تازگی قادر به انجام آن به نظر می‌رسید.

اخترشناسان مطالعه سیستماتیک‌تری از این پرسش را آغاز کردند. در سال ۱۹۶۰، پژوهشگر دانشگاه کرنل «فرانک دریک» پروژه «اُزما» را آغاز کرد که از یک تلسکوپ رادیویی برای جستجوی پخش‌های رادیویی از دو سامانه ستاره‌ای دوردست استفاده می‌کرد. در سال ۱۹۷۷، اخترشناسان دسته‌ای از امواج رادیویی را ثبت کردند که به مدت ۷۲ ثانیه فوران کرد و بیشتر شبیه یک ایستگاه رادیویی کیهانی بسیار قدرتمند بود تا چیزی طبیعی. آنها آن را «سیگنال واو!» نامیدند و هیجان‌زده شدند. اما هرگز همان انتقال دوباره شنیده نشد. تاکنون، جستجوی هوش فرازمینی (SETI) شواهد قانع‌کننده‌ای از بیگانگان پخش‌کننده پیدا نکرده است.

## انقلاب سیارات فراخورشیدی و احیای امید

با این حال، اخیراً دلایل جدیدی برای امیدواری وجود دارد. در سال ۱۹۹۲، اخترشناسان «آلکساندر وولشچان» و «دِیل فریل» دو جهان سنگی را کشف کردند که به دور یک ستاره چگال و در حال چرخش به نام تَپ‌اختر (پولسار) می‌چرخیدند. اگرچه این سیارات تحت bombardment تابش زیادی قرار دارند که قابل سکونت نیستند، کشفیات بیشتر سیارات فراخورشیدی در طول دهه ۲۰۰۰ به آرامی ادامه یافت. سپس مأموریت فضایی «کپلر» در سال ۲۰۰۹ پرتاب شد. این مأموریت هزاران جهان فراتر از این یکی را آشکار کرد که تا زمان انتشار این مقاله، در مجموع بیش از ۵۹۰۰ مورد تأیید شده‌است. «ناتالی کابرول»، مدیر مرکز کارل سیگان برای مطالعه حیات در کیهان در مؤسسه SETI می‌گوید: «سیارات به قاعده تبدیل شدند، نه استثنا.»

این ثروت از جهان‌ها یکبار دیگر حسابان مربوط به likelihood حیات فراتر از زمین را تغییر داد. در سال ۱۹۶۵، دریک فرمولی برای محاسبه odds ارتباط با تمدن‌های فرازمینی توسعه داد. این فرمول نرخ تشکیل ستاره، کسر ستاره‌های دارای سیاره، کسری از آن‌هایی که قابل سکونت هستند، نسبت سیارات قابل سکونتی که واقعاً حیات توسعه می‌دهند، نسبتی از آن حیات که هوشمند می‌شود، کسری از تمدن‌هایی که فناوری ارتباطی توسعه می‌دهند و طول مدتی که احتمالاً در حال انتقال هستند را در نظر می‌گرفت. بیشتر آن متغیرها در آن زمان ناشناخته بودند – و هنوز هم هستند – اما رونق سیارات فراخورشیدی به محدود کردن متغیر دوم کمک کرد و در حال پیشروی در متغیر سوم است. اکنون درک بسیار بهتری از این داریم که چند ستاره میزبان سیاره هستند و این عدد حداقل بیشتر آن‌ها است.

## حیات در شرایط نامساعد: از یلوستون تا اروپا

ما هنوز نمی‌دانیم حیات چگونه在这里 روی زمین آغاز شد، بنابراین نمی‌دانیم چگونه ممکن است در其他地方 رخ دهد. و نمی‌دانیم چقدر احتمال دارد تمدن‌های پیشرفته خود را نابود کنند – یک پرسش فوری به دلایلی فراتر از SETI. اما اکنون می‌دانیم که حیات اولیه می‌تواند در شرایط بسیار نامساعد رشد کند، و این بدان معناست که بیگانگان میکروبی ممکن است بسیار آسان‌تر از انواع هوشمند یافت شوند.

در سال ۱۹۶۶، بوم‌شناس «توماس براک» اولین extremophile، «ترموس آکواتیکوس» (Thermus aquaticus)، را در آب‌های گرم یلوستون کشف کرد. از آن زمان، دانشمندان موجودات میکروسکوپی را در دهانه‌های هیدروترمال در اعماق اقیانوس و در پسماندهای سمی معدن، در درون سنگ‌ها و در آب رادیواکتیو یافته‌اند. فقط به این دلیل که یک سیاره بی‌ثمر به نظر می‌رسد لزوماً به این معنی نیست که هست. دلایل خوبی برای فکر کردن وجود دارد که حیات اولیه می‌تواند در اقیانوس‌های مدفون قمر مشتری، اروپا، و آبفشان‌های انسلادوس، قمری around زحل، زنده بماند. حتی ممکن است میکروب‌هایی در حوضچه‌های آب ذوب‌شده زیر کلاهک‌های یخی مریخ وجود داشته باشد. بیش از یک قرن پس از پرسیوال لاول و تمدن خیالی مریخی او، علم دلایل زیادی به ما داده است تا فکر کنیم мы تنها نیستیم، حتی اگر بیگانگان به جای معماران سازنده کانال، موجودات تک‌سلولی باشند.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *