حالا نوبت ویلنوو است: آیا کارگردان «تلماسه» میتواند جیمز باند را احیا کند؟
با قطعی شدن تغییر مالکیت مجموعه فیلمهای «جیمز باند» و انتقال آن به آمازون، یکی از مهمترین سوالاتی که برای طرفداران سینما و بهویژه دنبالکنندگان این سری فیلمها مطرح میشود، این است که چه کسی پس از دنیل کریگ میتواند نقش 007 را ایفا کند و چه کسی کارگردانی این پروژه پرطرفدار را بر عهده خواهد گرفت؟ در این میان، نام دنی ویلنوو، کارگردان آثار تحسینشدهای چون «تلماسه» و «بلید رانر 2049» به چشم میخورد؛ اما آیا او گزینه مناسبی برای احیای این مجموعه است؟
همین چندی پیش بود که خبر رسید دنی ویلنوو، کارگردان فرانسوی-کانادایی فیلمهای «تلماسه»، «بلید رانر 2049»، «زندانیان»، «سیکاریو» و «ورود»، برای کارگردانی قسمتهای بعدی جیمز باند ابراز علاقه کرده است. این فیلمساز 56 ساله که به ساخت آثار علمی-تخیلی و تریلرهای خوشساخت شهرت دارد، میتواند گزینه بسیار جذابی برای این مجموعه باشد؛ اما این انتخاب با چالشهایی نیز همراه است.
آیا دنی ویلنوو بهترین انتخاب برای جیمز باند است؟
شاید برایتان سوال باشد که چرا باید کارگردانی که سابقه ساخت فیلمی چون «بلید رانر 2049» را دارد، به سراغ مجموعه جیمز باند برود؟ اگر بخواهیم یک نگاه اصولی و ریشهای به ژانر سایبرپانک داشته باشیم، «بلید رانر 2049» ویلنوو آن را مدرنتر کرده و با سطحی تازه از کیفیت، به مخاطبان نسل جدید معرفی میکند. این فیلم، چه از نظر بصری و چه از نظر محتوا، قدرت این کارگردان در مقابل نسخههای اصلی را نشان میدهد و حتی در بعضی از بخشها، آن را کنار میزند. او اما در ادامه به سراغ یک پروژه بهمراتب چالشبرانگیزتر رفت: اقتباس از رمان «تلماسه». رمانی که به خاطر پیچیدگیهایش، پیش از این بارها تلاش شده بود تا به فیلم تبدیل شود، اما هربار با شکست مواجه شده بود (حتی دیوید لینچ، افسانهی سینما، هم از پس آن برنیامد!)؛ اما دنی ویلنوو موفق شد، نهتنها یکبار، بلکه دوبار!
ویلنوو در پیامی به طرفداران اطمینان داده است که همیشه یک طرفدار «دوآتشه» باند بوده و قصد دارد به سنتهای این مجموعه «احترام بگذارد». این کارگردان با هیجان گفت: «من از کودکی فیلمهای جیمز باند را با پدرم تماشا میکردم، از دکتر نو با شان کانری به بعد. برای من، او مقدس است.»
با این حال، واکنشها به انتخاب ویلنوو کاملاً مثبت نبوده است. آجی چودری (Ajay Chowdhury)، سخنگوی «باشگاه بینالمللی طرفداران جیمز باند»، در مصاحبهای گفت که انتصاب او «از نظر هنری مهمترین پیشرفت» است که این فرنچایز در سالهای اخیر به خود دیده. او همچنین با اشاره به این اختلاف سلیقهها اضافه کرد: «دنی ویلنوو کارگردانی صاحبسبک است که شن در داستانش به طلا تبدیل میشود و با توجه به علاقه قلبیاش به جیمز باند، مثل همیشه تمام تلاش خود را میکند تا یک فیلم بینقص بسازد.»

با در نظر گرفتن این موضوع، واکنشها به انتخاب ویلنوو کاملاً مثبت بوده است. آجی چودری (سخنگوی باشگاه بینالمللی طرفداران جیمز باند) در مصاحبهای گفت که انتصاب او «از نظر هنری مهمترین پیشرفتی» است که این فرنچایز در سالهای اخیر به خود دیده است. با این ادعا مخالف هستید؟ دنی ویلنوو کارگردانی صاحب سبک است که شن در داستانش به طلا تبدیل میشود و با توجه به علاقه قلبیاش به جیمز باند، مثل همیشه تمام تلاش خود را میکند تا یک فیلم بینقص بسازد.

با این وجود، روی کاغذ، ویلنوو بهترین انتخاب برای کارگردانی باند است، چرا که ثابت کرده میتواند فیلمهای بسیار موفقی – اما کاملاً هنری – را در مقیاس بزرگ بسازد که با مخاطبان ارتباط برقرار میکنند. در واقع، اگر آمازون کریستوفر نولان (که گزینه اول طرفداران بود) را برای کارگردانی فیلم بعدی انتخاب کند، ویلنوو انتخاب منطقی بعدی است. او قطعاً نسبت به دیگر فیلمسازانی که شایعه شده بود برای این فیلم در نظر گرفته شدهاند، برتری دارد؛ کارگردانهای صاحبنامی چون ادگار رایت (Baby Driver)، پل کینگ (Wonka) و جاناتان نولان (سریال Fallout).
البته، همه ماجرا به این سادگیها نیست. پیش از آنکه مارک فورستر، سم مندس و کری جوجی فوکوناگا قسمتهای مدرن فرنچایز را بسازند، «باند» همیشه مجموعهای از کارگردانان جدید بود که از کار کردن با آن استقبال میکردند. در واقع، خانواده بروکلی، کارگردانان کهنهکاری را استخدام میکرد که حاضر بودند خودشان را با مجموعه وفق بدهند، نه اینکه بخواهند آن را به مسیر جدیدی ببرند. به همین دلیل است که برخی از محبوبترین فیلمهای مجموعه را ترنس یانگ، گای همیلتون، لوئیس گیلبرت و جان گلن کارگردانی کردهاند.
اگر لوئیس گیلبرت را کنار بگذاریم، باقی به جز «جیمز باند» اثر ماندگاری از خود به جای نگذاشتهاند و در کارنامهی هنری خود، چندان خوش ندرخشیدهاند. با وجود این، 15 فیلم «باند» ساختهاند که شامل کلاسیکهایی مثل «دکتر نو»، «پنجه طلایی»، «گلوله آتشین»، «تو فقط دوبار زندگی میکنی» و «جواز قتل» میشود. حتی زمانی که مجموعه وارد مسیر تازهای شد و نقش اصلی به پیرس برازنان و دنیل کریگ رسید، خاندان بروکلی به سراغ یک نفر رفت: مارتین کمبل، فردی قابل اعتماد که همیشه فیلمهای اکشن و هیجانانگیز خوبی ساخته است.
به همین خاطر است که آمازون در شرایط کنونی، دنی ویلنوو را برای «جیمز باند» در نظر گرفته است. اما آیا آنها به این فیلمساز آزادی کامل خواهند داد تا سبک و سیاق خاص خود – و نسبتاً نامتعارف – را به این جهان بیاورد؟ اینکه «بلید رانر 2049» و «تلماسه» موفق شدند، تنها به این دلیل نیست که فیلمهای خوشساختی هستند، آنها از چاشنی ویژه ویلنوو بهره میبرند. ساختار فیلمهای «جیمز باند» شاید چندان با این چاشنی سازگار نباشد و از طرف دیگر، اگر ویلنوو اصلاً بخواهد فیلم «جیمز باندیِ خودش» را بسازد، آیا آمازون به او اجازه چنین کاری را میدهد؟ فراموش نکنید که ما تنها با یک فیلم روبهرو نیستیم؛ ویلنوو پایهگذار چیزی خواهد بود که قرار است توسط فیلمسازان دیگر ادامه پیدا کند.

یک سوال دیگر هم مطرح میشود: آیا مخاطبان عام از فیلمی همچون «جیمز باند» چه چیزی میخواهند؟ ویلنوو برای سینهفیلها (علاقهمندان جدی سینما) جذاب است اما آیا تماشاگران عادی هم پیوندهای هیپنوتیزمکنندهاش با باند را درک خواهند کرد؟ بیشتر مردم شاید دلشان بخواهد به مبل یا صندلی تکیه بدهند، استراحت کنند و یک ماجراجویی ساده با باند را تماشا کنند و ما میدانیم که ویلنوو فیلم معمولی نمیسازد. در هر صورت، اگر ویلنوو این پروژه را بپذیرد، ایدههای خاصی در نظر دارد و باید دید در نهایت چه اثر متفاوتی تحویل میدهد.
منبع: faroutmagazine