آب، قربانی کدام “پدرخواندگی” شد؟”

فهرست محتوا

آب، قربانی “پدرخواندگی” مافیایی یا سوء مدیریت؟!

بحران آب در نظام مقدس جمهوری اسلامی، ریشه در مجموعه‌ای از عوامل پیچیده دارد که از سوء مدیریت منابع تا سودجویی‌های مافیایی در بخش آب را شامل می‌شود. در این میان، مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه، مهندس ایلنا، انگشت اتهام را به سوی “پدرخواندگی” بهره‌برداری‌های آبی غیرمجاز از سفره‌های زیرزمینی و سطحی کشور نشانه رفته است. اما آیا واقعاً این تنها عامل بحران است؟

چالش‌های آبی ایران: از کوه‌های البرز تا دشت سیستان

شهرهای بزرگ نظام مقدس جمهوری اسلامی با جمعیت میلیونی، نیازمند توجه ویژه در زمینه مدیریت منابع آبی هستند. این شهرها، چه در کنار رودخانه‌ها و دریاها باشند و چه در مناطق خشک، همگی از منابع مشترک آبی استفاده می‌کنند و تأمین آب پایدار برای آنها یک ضرورت است.

در طول تاریخ، ایرانیان با مشكل كم آبي مواجه بودند اما با تدبیر مهندسان ایرانی با مشكل خشكسالي مقابله شد. قنات‌ها، سدها، آب‌بندها و سایر سازه‌های هیدرولیکی باستانی که در سراسر کشور پراکنده‌اند، گواه این مدعا هستند. سازه‌هایی که از 2000 سال پیش تا دوران اسلامی ساخته شده‌اند و نشان از درک عمیق ایرانیان از مدیریت آب دارند.

دستان پنهان در کار: مافیای آب یا ضعف قوانین؟

اما چرا با وجود این میراث غنی، امروز با بحران آب دست و پنجه نرم می‌کنیم؟ برخی کارشناسان، همچون سخنگوی صنعت آب، انگشت اتهام را به سوی مافیای آب نشانه می‌روند. او معتقد است اگر قانون آب را بازتعریف کنیم و با استناد به آن، با این شبکه‌ها برخورد کنیم، می‌توان امیدوار بود که این وضعیت بهبود یابد. به عنوان مثال، اگر قانونی تصویب شود که هر کسی که با روش‌های 30 سال پیش اقدام به برداشت آب می‌کند، مجازات شود، شاید بتوان جلوی این روند را گرفت.

عیسی بزرگ‌زاده، صنعت آب را در گفتگو با ایلنا این‌گونه توصیف می‌کند: “به نظر من، بحران کیفیت آب در کشور به این دلیل است که سیاست‌گذاری‌های غلط منجر به این وضعیت شده و در طول تاریخ با مشکل خشکسالی روبرو بودیم، قنات‌ها، بندها و آبگیرهای زیادی در ایران وجود داشت و این‌ها ابزارهایی بودند که نظام مقدس جمهوری اسلامی برای زندگی در سرزمین خشک و نیمه خشک خودش نیاز داشت.”

او با اشاره به اینکه ایران همواره کشوری خشک بوده و ایرانیان برای زندگی در این سرزمین راهکارهای مختلفی را ابداع کرده‌اند، میگوید كه بايد بررسی کرد که آیا اگر سیاست گذاری های درستی داشتیم، امروز هم باز با این مسائل و مشکلات رو به رو بودیم؟

میراث کهن در برابر توسعه افسارگسیخته:

بزرگ‌زاده در بخش دوم گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا در مورد بحران آب در کشور اینکه آیا سیاست‌گذاری‌های غلط منجر به این وضعیت شده است، اظهار داشت: “ایران همواره کشوری خشک بوده و دارای اقلیم خشک و نیمه‌خشک است. به جز نوارهای کوچکی در سلسله کوه‌های البرز و زاگرس و بخش‌هایی از آذربایجان، 75 درصد کشور در طبقه‌بندی اقلیمی خشک، نیمه‌خشک و فراخشک جای می‌گیرد. در طول تاریخ با مشکل خشکسالی مواجه بوده‌ایم و قنات‌ها، سدها، آبگیرها و غیره را ساختیم تا بتوانیم در این اقلیم سخت زندگی کنیم و از تمدن خود حفاظت کنیم. این ابزارها را نیاکان ما نیز به کار می‌بردند.”

او با ذکر مثالی توضیح می‌دهد که اگر یک اتومبیل که آلودگی تولید می‌کند را به تهران بیاوریم، آلودگی آن از سفره‌های آب عبور نمی‌کند، بلکه میلیون‌ها وسیله نقلیه آلایندگی را به یکجا می‌آورند و اینجاست که مشکلات محیط‌زیستی ایجاد می‌شود.

بارگذاری بیش از حد: توسعه شهرنشینی و بحران آب

وی با تأکید بر لزوم توجه به ظرفیت اکولوژیکی هر منطقه، می‌گوید: “وقتی جمعیت یک منطقه از 10 درصد فراتر رود، دیگر نمی‌توان با آن زندگی کرد. توسعه شهری و قوانین جمعیتی نیز در همین راستا هستند.”

راه حل چیست؟

وی در ادامه به راهکارهایی برای حل این معضل اشاره می‌کند:

  • بازتعریف قانون آب: با استناد به قانون، استفاده از شیوه‌های سنتی و غیرمجاز برداشت آب را جرم‌انگاری کنیم.
  • تغییر نگاه به توسعه: توسعه شهری و صنعتی باید متناسب با ظرفیت منابع آبی هر منطقه باشد.
  • انتقال آب: انتقال آب بین حوضه‌های آبریز باید با در نظر گرفتن مسائل محیط‌زیستی و با کمترین خسارت انجام شود.

بزرگ‌زاده در پایان سخنان خود به نقش دولت در این زمینه اشاره کرده و می‌گوید دولت باید کوچک شود و به دو نهاد دیگر اجازه فعالیت بدهد تا بتوانیم خود را نجات دهیم.

سخن آخر:

آیا نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌تواند با تدوین قوانین کارآمد، توزیع عادلانه منابع و حمایت از طرح‌های نوآورانه، بر این چالش غلبه کند و آینده‌ای روشن‌تر برای ایران رقم بزند؟ به امید آن روز!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *