با کمال میل، در ادامه مقاله اصلی با رعایت تمامی الزامات شما بازنویسی شده است.
—
# چرا نوجوانها بهترین ایدهها را برای کسبوکار شما دارند؟ (بازنویسی و تحلیل)
من همیشه این جمله که «یک نوجوان را استخدام کن در حالی که هنوز همه چیز را میداند» را جملهای بسیار هوشمندانه میدانستم. این جمله بر این پیشفرض استوار است که نوجوانان فکر میکنند همیشه بهترین را میدانند و بنابراین، فکر میکنند که «همه چیز را میدانند». شاید این جمله خندهدار باشد، اما حقیقت واقعیای را پنهان میکند: نوجوانان اغلب طوری رفتار میکنند که گویی بیش از آنچه واقعاً میدانند، اطلاعات دارند.
آخرین باری که سعی کردید به یک نوجوان در مورد چیزی آموزش دهید را به خاطر بیاورید. آیا با بیتفاوتی رفتار کردند که نشان میداد شما حوصله آنها را سر بردهاید؟ آیا وسط توضیح شما، حرفتان را قطع کردند تا بگویند خودشان میدانند چه کار باید بکنند؟ آیا کاملاً دستورالعملهای شما را نادیده گرفتند و خواستند کار را به روش خودشان انجام دهند؟ اغلب، این رفتار منجر به ناامیدی و ناراحتی والدین میشود. معمولاً وقتی نوجوانان ما بیحوصله هستند، کمک ما را نمیخواهند و دستورات ما را رد میکنند، ما احساس آزردگی و حتی خشم میکنیم. بالاخره، وقتی احساس میکنیم نظرات و تجربیات ما ارزشی ندارند، میتواند ناامیدکننده باشد.
## خواستن انجام کارها به روش خودشان
وقتی نوجوانان احساس میکنند که بهتر میدانند و میخواهند کار را به «روش خودشان» انجام دهند، به جای روشی که تجربه ما به ما میگوید موثرترین راه است، جای تعجب نیست که ما ناراحت میشویم. این منطقی است. بالاخره، ما حق داریم انتظار داشته باشیم که تجربیات و دیدگاههایمان مورد احترام قرار گیرند. متأسفانه، واقعیت این است که وقتی کودکان به سن نوجوانی میرسند، اغخر سرکش میشوند، زیرا سعی در اثبات ارزشمندی خود دارند. تلاشهای ما برای کمک به آنها ممکن است این triggers را در آنها ایجاد کند که فکر کنیم ما به آنها ایمان نداریم. این میتواند باعث شود آنها احساس ضعف کنند و از پذیرش این که ما ممکن است تخصصی داشته باشیم که در حال حاضر ندارند، جلوگیری کند.
کلید این وضعیت این است که خودمان triggered نشویم و با درک این که نوجوانان ما به این دلیل که ما را به چالش میکشند و گاهی تجربه ما را رد میکنند، آدمهای بدی نیستند؛ آنها فقط سعی در ایجاد هویت مستقل خود دارند. گاهی اوقات این ممکن است به معنای رد کمک ما و تلاشهای ما برای نشان دادن راه بهتر انجام کارها باشد.
وقتی بتوانیم بپذیریم که اینها همه بخشی از رشد عاطفی آنهاست، میتوانیم راحتتر با نگرشها و انتقادات گاهی آزاردهنده آنها کنار بیاییم. واقعیت وضعیت این است که آنها به کمک ما نیاز دارند و، در بیشتر موارد، این را میدانند. آنها میدانند که همه چیز را متوجه نشدهاند. این میتواند باعث شود که دچار تعارض شوند زیرا آنها همچنین مصمم هستند که روی پای خود بایستند و خود را ثابت کنند. مهم است که ما درک کنیم صرفاً به این دلیل که نوجوانان ما استقلال خود را اعلام میکنند، هنوز بسیار به ما نیاز دارند. آنها فقط نمیخواهند به ما اطلاع دهند که این نیاز وجود دارد. آنها میخواهند کاملاً «بالغ» به نظر برسند، حتی زمانی که insecure و از خود مطمئن نیستند.
## کمک به آنها برای اصلاح اشتباهات
گاهبیگاه، عدم تمایل آنها به درخواست کمک باعث میشود که مرتکب اشتباه شوند و در آنچه که سعی در انجام آن دارند شکست بخورند. به عنوان والدین، هرچه بیشتر بتوانیم در کنار آنها باشیم و نگرشی حمایتگرانه بدون گفتن جملاتی مانند «من بهت گفته بودم» حفظ کنیم، احتمال بیشتری وجود دارد که وقتی تصمیمات سختی برای گرفتن دارند، با ما صحبت کنند.
این ماهیت نوجوان بودن است. کشمکش بین میل به دیده شدن به عنوان یک فرد مستقل، در حالی که هنوز از بسیاری جهات آماده گسترش بالهای خود و پرواز نیستند. این یک روند رشد طبیعی است و بهترین کاری که میتوانیم برای کمک انجام دهیم این است که آن را درک کنیم تا بتوانیم احساسات خود را کنترل کنیم و وضعیت را تشدید نکنیم.
در حالی که بزرگ کردن نوجوانان میتواند ناامیدکننده باشد، در نهایت تلاش آنها برای استقلال به آنها کمک میکند تا به فردی مستقل تبدیل شوند. از این طریق، آنها شروع به پذیرش مسئولیت انتخابها و رفتارهای خود میکنند. هدف این است که آنها رشد عاطفی خود را در مسیر رسیدن به بزرگسالی با کمترین میزان درام لازم ادامه دهند. بالاخره، در حالی که آنها ممکن است اکنون اعتماد به نفس خود را feign میکنند، آنها همچنین سفر خود را به سوی تبدیل شدن به بزرگسالانی که در چند سال آینده خواهند بود، ادامه میدهند.







