مغز افسرده: آیا کلید درمان در ساختار آن نهفته است یا عملکردش؟
با توجه به نتایج ناهمگون حاصل از مطالعات تصویربرداری عصبی قبلی در مورد اختلال افسردگی اساسی (MDD)، محققان به دنبال یافتن نشانگر زیستی بهتری برای این اختلال از طریق بررسی کاهش جریان خون مغزی در افراد مبتلا به MDD بودند. در مقاله اخیر خود با عنوان “نشانگرهای زیستی الگوی نقص قشر مغز عملکردی در مقابل ساختاری برای اختلال افسردگی اساسی”، کوخونوف و همکاران (Kochunov et al) به بررسی این موضوع پرداختند که آیا همگنی منطقهای (ReHo) مشاهده شده در MRI عملکردی (fMRI) میتواند نشانگر زیستی بهتری برای MDD ارائه دهد یا خیر و اینکه آیا این الگوها با کاهش جریان خون مغزی منطقهای (RCBF) مشاهده شده در MDD مرتبط هستند.
آنالیز بر روی دادههای جمعآوری شده قبلی از 4 مجموعه داده مختلف انجام شد. دادهها از مجموعههای مختلفی به دست آمدند زیرا هیچ مطالعه قبلی وجود نداشت که اندازهگیریهای RCBF مشابهی را که نویسندگان برای هر دو گروه کنترل و بیماران MDD ارزیابی کرده بودند، جمعآوری کند. محققان دریافتند که دادههای افراد مبتلا به MDD، همگنی منطقهای قشر مغز کمتری در مناطق خاصی دارد و الگوهای منطقهای همگنی به طور قابل توجهی با کاهش RCBF مرتبط است. مناطق مورد نظر که این همگنی کمتر را نشان دادند عبارت بودند از: سینگولوم (cingulum)، لوب تمپورال فوقانی (superior temporal lobe) و لوب فرونتال (frontal lobe).
بر اساس نتایج به دست آمده، نویسندگان کاهش جریان خون منطقهای خاص و ثابتی را در MDD پیشنهاد میکنند که میتواند با کمبودهای همگنی منطقهای مرتبط باشد. این رویکرد عملکردی ارتباط قویتری با رتبهبندی کمی علائم افسردگی نسبت به یک رویکرد ساختاری نشان داد. بنابراین، یک شاخص تغییرپذیری منطقهای (RVI) مبتنی بر ReHo و عملکردی میتواند نشانگر زیستی جدید و مفیدی برای MDD باشد. در مناطق مورد بررسی، تفاوت معناداری در ضخامت قشر مغز وجود نداشت که شواهد بیشتری علیه آتروفی قشر مغز به عنوان مکانیسم اصلی رخدهنده در MDD ارائه میدهد.
اثرات عصبی MDD اغلب به صورت کاهش RCBF مشاهده میشود و نویسندگان از دادههای fMRI در حالت استراحت برای جمعآوری مقادیر ReHo استفاده کردند – مقادیری که در شرکتکنندگان سالم به RCBF مرتبط شدهاند. آنها فرض کردند که اندازههای اثر برای مقادیر ReHo در افراد مبتلا به MDD میتواند اندازهگیری تقریبی برای RCBF باشد و ارتباط قویتری با MDD نسبت به آنچه قبلاً در MRI ساختاری مشاهده شده بود، نشان دهد. RCBF ارتباط نزدیکی با MDD دارد و اندازهگیریهای ReHo به این تغییرات جریان خون متصل است. محققان با استفاده از دادههای fMRI، میزان شباهت در زمانبندی سیگنالهای BOLD در حالت استراحت را در وکسلهای مجاور مناطق خاص اندازهگیری کردند. پس از شناسایی تفاوت در جریان خون در این مناطق بین شرکتکنندگان مبتلا به MDD و گروه کنترل، آنها اندازههای اثر ReHo خاص منطقه را با اندازهگیریهای ساختاری مقایسه کردند تا ارزیابی کنند که آیا کمبود در الگوهای ReHo نشاندهنده RCBF است یا خیر. اندازهگیریهای ReHo جمعآوری شده از fMRI به عنوان یک اندازهگیری تقریبی برای RCBF در نظر گرفته شد.
از آنجا که الگوهای منطقهای کمبود در ReHo و RCBF سازگار بودند، ReHo شواهدی برای یک الگوی قابل تکرار از کمبود جریان خون خاص منطقه در افراد مبتلا به MDD ارائه میدهد. نویسندگان با این اندازهگیری عملکردی دریافتند که استفاده از یک RVI مبتنی بر عملکرد که بر اساس الگوهای کمبود ReHo استوار است، به طور قابل توجهی با شدت علائم افسردگی مرتبط است، به این معنی که کمبودهای بزرگتر ReHo با علائم شدیدتری همراه است. RVهای ساختاری اندازههای اثر بسیار کوچکتری داشتند و هیچ ارتباط معناداری با رتبهبندی علائم نداشتند، که نشان میدهد RVهای عملکردی شاخصهای قویتری از MDD هستند.
اندازهگیری الگوهای کمبود عملکردی یک نشانگر زیستی مبتنی بر الگو برای MDD فراهم میکند و نشان میدهد که کمبودهای ReHo با کاهش منطقهای در جریان خون مرتبط است. این یافتههای الگو نشان میدهد که یک شاخص تغییرپذیری منطقهای مبتنی بر ReHo و عملکردی ممکن است یک نشانگر بهبود یافته برای MDD باشد. این شاخص جدید ممکن است در بررسی بیشتر MDD با استفاده از نشانگرهایی که به طور مشخص به الگوهای موجود در پاتوفیزیولوژی متصل هستند، مفید باشد.
منابع
- Kochunov P, Adhikari BM, Keator D, et al. Functional vs structural cortical deficit pattern biomarkers for major depressive disorder. JAMA Psychiatry. 2025;82;(6):582-590.
- Cooper CM, Chin Fatt CR, Liu P, et al. Discovery and replication of cerebral blood flow differences in major depressive disorder. Mol Psychiatry. 2020;25(7):1500-1510.
