سه راز ساده برای شادی بیشتر و انجام کارها

سه راز ساده برای شادی بیشتر و انجام کارها

فهرست محتوا

سه راز ساده برای افزایش شادی و بهره‌وری بیشتر

آیا احساس می‌کنید زمانتان به سرعت در حال گذر است و به کارهای مهمتان نمی‌رسید؟ آیا بین حجم عظیمی از ایمیل‌ها، جلسات و وظایف روزمره، پروژه‌های هیجان‌انگیز و کارهای کوچک اما ضروری گم شده‌اید؟ در این مقاله، سه استراتژی ساده و کاربردی را بررسی می‌کنیم که به شما کمک می‌کند تا هم شادتر باشید و هم بهره‌وری خود را به طور قابل توجهی افزایش دهید. این روش‌ها به شما یاد می‌دهند چگونه زمان خود را به طور مؤثر مدیریت کرده و از آن نهایت استفاده را ببرید.

استراتژی اول: استفاده از تایمر

اکثر ما روز خود را با وقفه‌های کوچک بین جلسات، کلاس‌ها یا پس از انجام کارهایی که انرژی زیادی از ما می‌گیرند (مانند تدریس) می‌گذرانیم. به جای صرف این زمان‌ها در چک کردن شبکه‌های اجتماعی یا نوشیدن قهوه، از یک تایمر با زمان کوتاه (مثلاً 30 دقیقه) استفاده کنید.

قوانین ساده هستند: در طول این 30 دقیقه، فقط روی یک کار تمرکز کنید. از نگاه کردن به تلفن، چک کردن ایمیل و هرگونه حواس پرتی دیگر خودداری کنید. در واقع، تمام تمرکز خود را بر روی آن یک کار قرار دهید.

این زمان، برای پیشبرد کارهای خسته کننده و پیش پا افتاده، بسیار ایده‌آل است. برای مثال، تصحیح اوراق امتحانی، وجین کردن علف‌های هرز، شستن ظروف یا مطالعه واژگان زبان اسپانیایی. با 30 دقیقه تمرکز کامل، می‌توانید پیشرفت قابل توجهی داشته باشید، بدون آنکه احساس خستگی و نیاز به استراحت ناگهانی به شما دست دهد.

اغلب اوقات، زمانی که تایمر به صدا در می‌آید، آنقدر در جریان کار غرق شده‌اید که تایمر را دوباره تنظیم می‌کنید. حتی اگر نتوانستید به طور کامل از سه نوبت 30 دقیقه‌ای استفاده کنید، باز هم پیشرفت قابل ملاحظه‌ای داشته‌اید. تایمر سیگنالی است که به شما می‌گوید هیچ چیز دیگری حق دخالت در انجام این کار را ندارد.

این روش نه تنها برای کارهای خسته کننده بلکه برای پروژه‌های بزرگ و مهم هم بسیار کارآمد است. اغلب اوقات به دلیل کمبود زمان کافی، این پروژه‌ها به تعویق می‌افتند. در این مواقع، تمرکز کامل کلید موفقیت است.

استراتژی دوم: ایجاد ارتباطات یادگیری

در فیزیک، گرانش یک قانون است، نه یک پیشنهاد. به عنوان یک روانشناس، من از نظریه یادگیری استفاده می‌کنم. این نظریه می‌گوید که جفت شدن مکرر محرک‌ها باعث می‌شود یک محرک، محرک دیگر را برانگیزد.

ورود به منطقه کاری متمرکز و بدون حواس پرتی، می‌تواند دشوار باشد. به خودتان آموزش دهید. من از موسیقی استفاده می‌کنم. به محض اینکه برای 30 دقیقه کار متمرکز آماده می‌شوم، پلی‌لیست کاری خود را پخش می‌کنم. در زمان نگارش پایان‌نامه‌ام، از آلبوم “Stop Making Sense” گروه Talking Heads و موسیقی متن فیلم “آمائوس” استفاده می‌کردم. هر دو آلبوم را دوست داشتم. هر دو پویا بودند، اما نه خیلی احساسی و نه افسرده کننده. به محض پخش موسیقی، حس می‌کردم تمرکز و سطح انرژی‌ام افزایش می‌یابد. دیگر نیازی به “در حال و هوای مناسب بودن” برای نوشتن یا تجزیه و تحلیل داده‌ها نداشتم. موسیقی مرا به آن فضا می‌برد.

استفاده از موسیقی یکسان هر روز، آن را با کار متمرکز مرتبط می‌کند. به مرور زمان، کار متمرکز با این موسیقی همراه می‌شود. علاوه بر این، از آنجایی که موسیقی بسیار آشنا می‌شود، به جای اینکه تمرکز اصلی من باشد، به عنوان پس‌زمینه و حمایتی برای کارم عمل می‌کند. اغلب متوجه می‌شوم که موسیقی‌هایی که دارای کلام هستند، در نوشتن یا کدنویسی که نیاز به تمرکز کامل دارد، تداخل ایجاد می‌کنند. موسیقی بسیار آشنا به نوعی سر و صدای سفید می‌شود.

زندگی خیلی کوتاه است و همه ما خیلی مشغولیم که منتظر لحظه الهام کامل بمانیم. این تمرکز را برای خودتان ایجاد کنید.

استراتژی سوم: تعیین یک بازه زمانی مشخص

این سخت‌ترین استراتژی برای استفاده است.

برخی از کارها به زمان زیادی نیاز دارند. اگرچه من در 30 دقیقه کار زیادی انجام می‌دهم، وقتی کار جدید یا پیچیده‌ای انجام می‌دهم، در 30 دقیقه فقط در حال ورود به جریان کار هستم. به همین دلیل است که مرتب تایمر خود را تنظیم می‌کنم. برای من، دو ساعت تعادل خوبی است. من می‌توانم کار زیادی انجام دهم، اما نمی‌توانم بدون اینکه بلند شوم و کمی ذهنم را آرام کنم، بیشتر از این تمرکز کنم.

پیدا کردن دو ساعت در روزتان به ندرت اتفاقی می‌افتد. ایجاد زمانی در زندگی‌تان برای انجام کاری که به شما لذت می‌دهد بسیار مهم است. عزت نفس و شادی ما زمانی افزایش می‌یابد که کارهای سخت را انجام می‌دهیم. این کار به زمان نیاز دارد. آن را ایجاد کنید.

به برنامه خود نگاهی دقیق بیندازید. چه زمانی شما احساس آمادگی بیشتری برای تمرکز دارید؟ به طور عجیبی، اگرچه من از صبح زود بیدار شدن متنفرم، اولین ساعات روز زمانی است که ذهنم شفاف‌ترین و از حاشیه‌ها پاک‌ترین است.

من بیدار می‌شوم و قهوه می‌نوشم (ارتباط یاد گرفته شده). به ایمیل یا اخبار نگاه نمی‌کنم. رادیو را روشن نمی‌کنم. می‌نشینم، لپ‌تاپم را باز می‌کنم و روی پروژه‌ای که دوست دارم تمرکز می‌کنم. تایمر را تنظیم می‌کنم. موسیقی‌ام را روشن می‌کنم. کار می‌کنم.

چیزی که من در مورد این استراتژی دوست دارم این است که تا ساعت 9 صبح، می‌توانم روز عادی خود را شروع کنم. کمی ورزش می‌کنم، ایمیل‌هایم را باز می‌کنم و از اتفاقات دنیا باخبر می‌شوم. مهم‌تر از همه این است که اگر بعداً در طول روز 30 دقیقه یا به طور معجزه‌آسایی یک ساعت وقت آزاد داشته باشم، کار مهم من همچنان در ذهن من است. در طول راه رفتن به کلاس، ساختن چای یا خیره شدن به جایی در انتظار شروع جلسه به آن فکر می‌کنم.

زمان‌هایی وجود داشت که صبح زود برای من کار نمی‌کرد، مثلاً وقتی بچه‌های کوچک داشتم. در آن زمان، بعد از شام وقت متمرکز را با بچه‌هایم می‌گذراندم (فعالیت مهم دیگری که نیاز به توجه من داشت و به من لذت می‌داد). بعد از اینکه آن‌ها را برای خواب آماده می‌کردم، دو ساعت قبل از خواب کار می‌کردم. صبح با طراوتی تازه و با افکاری عمیق بیدار می‌شدم.

مدیریت زمان: عامل کلیدی شادی و بهره‌وری

زمان یک منبع است که نمی‌توانیم آن را افزایش دهیم. کارهایی وجود دارند که وقتمان را می‌گیرند. با اختصاص آگاهانه زمان کم خود و بکارگیری استراتژی‌های آگاهانه که باعث می‌شوند از زمانمان کارآمدتر استفاده کنیم، می‌توانیم کار بیشتری انجام دهیم و شادی بیشتری را به زندگی خود بیاوریم.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *