-همين ديروز بود انگار...
روزهاي خوش نوجواني به سرعت از پي يكديگر مي گذرند و من در گردش روزگار محو شده ام.
گويي همين ديروز بود كه همه دوستان دور هم، در يك كلاس درس مي خوانديم. آنقدر با هم صميمي بوديم كه اكنون وقتي دفتر خاطرات ذهنم را ورق مي زنم بي اختيار گونه هايم خيس مي شود. انگار همين ديروز بود كه بي تفاوت نسبت به دنياي پيرامون، كودكانه هاي خود را با دفتر نقاشي ام قسمت مي كردم. دست خودم نيست، شايد فطرتم اينگونه است. به خاطره ها و گذشته خود وابستگي شديدي دارم. بدون مرور آنها زندگي برايم سخت مي شود. از خانه مي زنم بيرون. وقتي نزديك غروب در كوچه و خيابان هاي شهر قدم مي گذارم،
»
شعر کودکانه شهادت امام موسی کاظم (ع)
»
همه چیز درباره ی تکثیر دلقک ماهی ها
»
قدیمی ترین فرش ایران در موزه وین
»
روبيکا هیچ گونه اينترنت رايگان براي همراه اول و ايرانسلي ف...
»
زیباترین مدلهای میز تلویزیون 2022 از تلویزیون تا کنسول
»
تفاوت النترا وارداتی و مونتاژ و اختلاف قیمت آنها
»
یک روش آسان برای پاک کردن لکه خمیردندان از روی فرش
»
اپلیکیشن های فیلم و سریال با اینترنت رایگان