تور لحظه آخری
امروز : چهارشنبه ، ۲۸ مهر ۱۴۰۰    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):نشان منافق سه چیز است: 1 - سخن به دروغ بگوید . 2 - از وعده تخلف کند .3 - در اما...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها


محبوبترینها

معرفی ادکلن مردانه با قیمت مناسب


چگونه در ایران بیت کوین بخریم؟ آموزش خرید بیت کوین


بروزترین قیمت انواع داکت اسپلیت و کویل آب گرم داکت اسپلیت در سایت مایسا


همه چیز درباره پنجره های دوجداره


اطلاعیه مهم گرماتاب برای گلخانه داران


بهترین قیمت روز انواع ( نبشی ، ناودانی ، سپری )


بیماری زگیل تناسلی


صنایع دستی تهران و هدایای تبلیغاتی خاص با قیمت ارزان در بازار مینا


از کجا بدانیم که به ارتودنسی دندان احتیاج داریم؟


همه چیز در مورد آزمون IELTS


پکیج های ویدئویی زبان یا آموزش آنلاین زبان؟


خرید عمده محصولات جلاسنج از بازرگانی خدیو



اموزش تعمیرات پکیج


خربد برندهای معتبر دستگاه تصفیه آب در تصفیه آسا


بهترین ژل شستشوی صورت برای پوست خشک چیست؟


پرورش کودکان خلاق با سرگرمی های خانگی


قیمت سمپاشی منازل در تهران چقدر است؟


کاربرد موتور ایمپلنت در دندانپزشکی




حقایقی که باید در مورد خرید لایک اینستاگرام بدانید!


انواع بلندگو در فروشگاه آوازک


دلایل گسترش استفاده از کانکس ویلایی در باغ شهر ها چیست؟


چگونه کولر گازی اصلی را تشخیص دهیم




آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1667510293




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

پسر آیت‌الله طالقانی: هیچ‌وقت فکر نکردیم بچه آخوندیم/ماجرای دختر خاله بی‌حجاب و مزاح آیت‌الله با او


واضح آرشیو وب فارسی:پایگاه خبری آفتاب: پسر آیت‌الله طالقانی: هیچ‌وقت فکر نکردیم بچه آخوندیم/ماجرای دختر خاله بی‌حجاب و مزاح آیت‌الله با او
دو فرزند آیت الله طالقانی در توصیف نوع رفتار پدر در خانه می‌گویند: ما هیچ وقت فکر نکردیم بچه آخوندیم، آقا می‌گفت خود جوان‌ها باید به مسائل دینی‌شان برسند و رعایت کنند، روش امری و دستوری جواب نمی‌دهد.
آفتاب‌‌نیوز :

مهدی و طاهره  طالقانی فرزندان مرحوم آیت الله طالقانی در آستانه سالروز فوت پدر، مهمان خبرآنلاین بودند و در بخشی از صحبت‌های خود فضای داخل خانه زمان حیات آیت الله طالقانی را توصیف کردند.


مهدی طالقانی با بیان اینکه ما هیچ وقت فکر نکردیم بچه آخوندیم، گفت: مثلا مادر ما هر روز صبح سحر بلند می شد و بچه ها را مجبور به خواندن نماز می کرد، ما هم غُر می زدیم. یادم است که آقا یک روز صبح بلند شد گفت «نمازی که قرار است به زور خوانده شود نه به درد خدا می خورد نه به درد بنده خدا، اینها باید خودشان به جایی برسند که فکر کنند نماز برای شان لازم و واجب است» این جمله آقا هنوز در گوش من است. همان حرف آقا باعث شد که بیشتر به نماز خواندن اهمیت دهیم.


وی با بیان اینکه آقا هیچ مسئله ای را با فشار به ما نمی گفت، افزود: ما هیچ وقت احساس نمی کردم که خیلی محدودیم. در بعضی خانواده ها می دیدم خیلی به بچه های خود فشار می آوردند.


مهدی طالقانی ادامه داد: آقا یک دوستی در محله امیریه به نام سید محسن بهبهانی داشت که همسایه روحانی ما بود. سید محسن بهبهانی در رادیو و تلویزیون زمان شاه صحبت می کرد و ماه رمضان ها موقع افطار برای سخنرانی می آمد، حرف می زد و دعای افطار می خواند. آقا هر وقت با دوستانش می خواست به بیرون شهر برود می گفت «بگویید سید محسن هم بیاید».


فرزند مرحوم آیت الله طالقانی یادآور شد: من یک دفعه سینما نور بالاتر از خانه مان رفتم. آن زمان در سینماها قبل از پخش فیلم اخبار می گذاشتند که شاه کجا رفت و چه کار کرد. من همانجا دیدم که سید محسن آمد دست شاه را بوسید و یک قرآن به شاه داد. من حالا مانده بودم چه طور این مسئله را به آقا بگویم.


وی ادامه داد: رفتم گفتم «آقا سید محسن را خوب می شناسید؟»، گفت «بله، آدم بدی نیست»، دوباره گفتم «آقا سید محسن را خیلی خوب می شناسید؟»، گفت «چی می خواهی بگویی؟»، گفتم «دست شاه را بوسید و قرآن به شاه داد»، گفت «تو کجا دیدی؟»، گفتم (خنده) «یک جایی دیدم»، گفت « کجا دیدی؟»، گفتم «رفتم سینما قبل از پخش فیلم جزء خبرها بود»، گفت «همینجوری می روی سینما؟»، گفتم «بله رفتم سینما». آقای خیلی ناراحت شد، به هر حال ارتباطش با سید محسن قطع شد اما به سینما رفتن من زیاد گیر نمی داد یعنی خیلی در فشار نبودیم.


مهدی طالقانی اظهار کرد: مریم ما روسری سر می کرد بیرون می رفت. یک بار به مناسبتی چادر سرش کرد. آقا به او گفت «چرا دکورتو عوض کردی؟ همان طوری که بودی بیا»، حالا یادم نمی آید چه کسی می خواست بیاید که خواهرم مریم چادر سر کرد.


طاهره طالقانی نیز در بخشی از این گفتگو با خبرآنلاین، گفت: ما دختران هم در فشار نبودیم. یک بار به ما نمی گفت حجابتان چرا این طور است؟ چرا حجاب ندارید؟ چرا حجاب تان محکم نیست؟ ما سئوالات زیادی از آقا می پرسیدیم که خیلی با حوصله جواب می داد.


دختر آیت الله طالقانی افزود: دختر خاله ما  که الان هم مرحوم شدند، بی حجاب بود هر دفعه می آمد منزل در می زد ما می رفتیم در را باز می کردیم، می گفت «اگر آقا است چادر بدهید من با چادر به داخل منزل بیایم». یک بار که در خانه ما را زد، من در را باز کردم دیدم هایده خانم است. آقا هم داشت در حیاط قدم می زد، هایده خانم خودش در را پیش کرد یک کناری ایستاد تا بروم برای او چادر بیاورم، حاج آقا همین طوری که قدم می زد آمد در را باز کرد و او را دید، گفت «بفرمایید»، (خنده) دختر خاله هم عقب عقب رفته بود و گفت «منتظرم طاهره برای من چادر بیاورد»، آقا گفت «از کوچه آمدی همه شما را دیدند من یکی گناه کردم شما را ببینم». (خنده) خیلی برای هایده خانم و ما جالب بود. آقا می گفت خود جوان ها باید به مسائل دینی شان برسند و رعایت کنند امری و دستوری جواب نمی دهد.




۱۵ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۹:۱۹





این صفحه را در گوگل محبوب کنید 

[ارسال شده از: پایگاه خبری آفتاب]
[مشاهده در: www.aftabnews.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 37]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب


برچسب های کاربران:






-


سیاسی

پربازدیدترینها

طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن