واضح آرشیو وب فارسی:ایسنا: دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۹

یک مدرس دانشگاه دربارهی رقابت رسانهها در شرایط بحران و اینکه کدام رسانه در بحران اثربخشتر است، میگوید: هر رسانهای بیش از هر چیز با داشتن رویکردهای آموزشمحور، رویکرد کاهش خسارات و آسیبهاست که موثر خواهد بود. اگر رقابت رسانهها به شکلی باشد که بخواهند شهرت کاذب ایجاد کنند، به نوعی موجب گمراهی خود و افکار عمومی خواهند شد. آن رسانهای میتواند در این دنیای پرتلاطم ادامه حیات بدهد که توانسته باشد در یک روند درازمدت اعتماد مخاطب را جذب کند و به مخاطب بگوید که دروازهبانی مفیدتری را انجام میدهد. این عضو هیات علمی دانشکده خبر و ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی در عین حال گفت: در جامعه خودمان رسانههای بازاری داریم که صرفا به دنبال کار اقتصادی و درآمد هستند و آثار مخربی میتوانند داشته باشند. این رسانهها میتوانند تاثیر منفی روی کار رسانههای سازنده و رسانههای مسئول و متعهد هم برجا بگذارند و گاهی حتی آسیب جدی هم به آنها بزنند. دکتر داوود صفایی در گفتوگو با خبرنگار بخش رسانه ایسنا، در ادامه مطلب بالا توضیح داد: تعریفی که از رسانهها ارائه میدهند این است که رسانه یک بنگاه اقتصادی است. این تعریف میتواند جنبههای مثبت و منفی داشته باشد. جنبهی مثبت آن خلاقیت و مخاطبمحوری است. وقتی رسانه به صورت بنگاه اداره میشود، در نتیجه مخاطبمحور است. کافی است با جلب رضایت مخاطب فعالیت کند و بنگاه اقتصادی داشته باشد و دیگر به یارانه و حمایتهای دیگری وابسته نیست. این مدرس دانشگاه ادامه داد: بخش بزرگی از رسانهها که به آنها رسانههای تجاری هم گفته میشود، کارشان مبتنی بر فعالیتهای تجاری است و باید نوآوری کنند. سبکها و کارهای جدیدی را در عرصه اطلاعرسانی انجام بدهند تا از طرف مخاطب پذیرفته بشوند و به این ترتیب فعالیت آنها بازده داشته باشد. وی در ادامه رقابت رسانهها در موقع بحران را امری طبیعی دانست و عنوان کرد: اینکه رسانهها پس از شکلگیری بحران رقابت داشته باشند، به هر حال جزو طبیعت کارشان است و این رقابت وجود دارد. این رقابت برای اطلاعرسانی بهتر است؛ بنابراین از این نظر اشکالی دیده نمیشود و رسانهها میتوانند در آن عرصه با ابتکارات خبری، ابتکارات رسانهای و مدیریت خبر شایسته روی مخاطب و جامعه تاثیر بگذارند و طبیعتا ممکن است در حل بحران و کاهش خسارات بحران این فعالیت موثر باشند. بنابراین رقابت این رسانهها را نفی نمیکنم. منتها در برخی مواقع این رقابت شکل حرفهای خود را از دست میدهد و شکل غیرحرفهای به خود میگیرد. صفایی به یکی از تولیدات سینمای هند با موضوع انتقاد از نحوه فعالیت رسانهها اشاره کرد و یادآور شد: این فیلم بسیار خوب و درباره شبکههای خبری متعدد در هندوستان بود که با هم رقابت بازاری داشتند تا رقابت رسانهای و مخاطب را بیشتر به چشم مشتری میدیدند تا مخاطب. این رسانهها جنجال به پا میکردند، حتی روی احساسات مخاطب دست میگذاشتند و آنها را فریب میدادند و این کار را به عنوان شگرد و روش دستاویز قرار میدادند و بحث رویکرد منطقی و اطلاعرسانی و آموزش انگار دیگر فراموش شده بود. این فیلم انتقادی که خیلی هم خوشساخت بود و وضع جامعه هند را تشریح میکرد، فقر، گرفتاری و زندگی فقیرانه و سختی کشاورزان هندی را نشان میداد. بنابراین اگر ما رقابت را مبنی بر عوامفریبی بگذاریم، این رقابت پدیده سازندهای نیست و هیچ کمکی به رشد جامعه و رشد جامعه افکار عمومی و مردم نمیکند. وی سپس ادامه داد: اگر رقابت به گونهای باشد که ابتکارات خبری در آن مطرح باشد، پوشش جامع و کامل حادثه مدنظر باشد، مدیریت مناسب و جامع خبر را مدنظر قرار بدهد، انعکاس دیدگاههای مختلف و مخالف را مدنظر قرار دهد، مبتنی بر ارائه دیدگاههای انتقادی باشد، آن وقت خلاق و سازنده است و به رشد جامعه هم کمک میکند. در جامعه خودمان رسانههای بازاری داریم که صرفا به دنبال کار اقتصادی و کسب درآمد هستند و آثار مخربی میتوانند داشته باشند. از طرفی روی کار رسانههای سازنده و مسؤول و متعهد تاثیر منفی برجا میگذارد و گاهی حتی آسیب جدی هم به آنها میزند. چه به لحاظ اینکه مخاطب آنها را جذب کند و چه اینکه بتواند دیدگاه غلط و خرافات را ارائه کند؛ به عنوان مثال فرض کنید در ارتباط با بحرانی مثل زمین لرزه که به هر حال پیشبینی میشود در تهران اتفاق بیفتد و زمانش هم مشخص نیست، رسانهای ممکن است جنجال کند و خیلی از دیدگاهها و نظرها را جلب کند، عوامگری کند و مردم را بترساند و نگران کند. از طرفی ممکن است رسانهای بیاید یک رویکرد سازنده داشته باشد، آموزشهای پیشگیری از خطرات زلزله را مطرح کند، به این مفهوم که دانش و معلومات جامعه درباره زلزله افزایش پیدا کند. صفایی در بخش دیگری از گفتوگوی خود دربارهی تاثیر شبکههای اجتماعی بر روی رسانهها در مواقع بحران نیز گفت: شبکههای اجتماعی تبدیل به یک رسانه شدهاند و به یک آلترناتیو برای رسانههای حرفهای بدل شدهاند. در نتیجه روی عملکرد و فعالیتهای رسانههای حرفهای تاثیر میگذارند و گذاشتهاند؛ بنابراین رسانههای حرفهای ناچار میشوند برای اینکه عقب نمانند و شکست نخورند، تغییراتی در سبک و روش کار خود ایجاد کنند که بخشی از این تغییرات مثبت بوده و هست و بخشی هم چه مقطعی و چه درازمدت ممکن است منفی باشد. وی ادامه داد: شبکههای اجتماعی به هر حال واقعا نمیتوانند نزد آدمهای مطلع و متخصص، اعتبار شبکههای حرفهای را کسب کنند. بیشترین اعتبارشان در بخش افکار عمومی خاصی است که پیرامون آن شبکه شکل گرفته است. اینها افکار عمومی را تقسیم میکنند، کوچک و خرد میکنند. ما گاهی از افکار عمومی بزرگ صبحت میکنیم و گاهی از افکار عمومی متوسط و گاهی هزاران افکار عمومی خرد و کوچک. امروز با این پدیده روبهرو هستیم که این افکار عمومی و شبکههای کوچک گاهی به ویژه در مورد مسائل خاص و حوادث، با هم لینک شده و بزرگ میشوند. وقتی حادثه تمام میشود، اینها از هم جدا میشوند و بعد همانطور خرد و کوچک به حیاتشان ادامه میدهند. اما به هر حال این شکلگیریها و حضور گسترده و تاثیرگذار به ناچار رسانههای حرفهای را وادار میکند که عکسالعمل نشان دهند. این عضو هیات علمی دانشکده خبر و ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی با اعتقاد بر اینکه رقابت شبکههای اجتماعی با رسانههای رسمی نوعی هشدار به رسانههای رسمی است، توضیح داد: این رقابت نوعی هشدار است که رسانههای حرفهای یک مقدار نوآوریهای جدید و آمادگی بیشتر پیدا کنند و گاهی حتی با برخی از شبکههای اجتماعی همکاری مشخص و تعریفشده داشته باشند و گاهی هم نه، از آن شبکهها بهرهبرداریهای لحظهای بکنند. به هر حال گاهی اوقات آنها هم منابع خبری این رسانههای حرفهای میشوند. او تاکید کرد، آنچه مسلم است رسانههای حرفهای باید در مدیریت خبر خود تغییراتی بدهند؛ یعنی گاه علیرغم اینکه در شبکههای اجتماعی یکسری عکس از حادثهای منتشر میشود، رسانه حرفهای باید مقاومت کرده و این کار را نکند، به دلیل اینکه پخش این تصاویر را درست نمیداند و با معیارهای حرفهای خودش سازگار نیست. صفایی در عین حال یادآور شد: رسانهها باید مقاومتها و پرهیزهایی را که لازم است یک رسانه حرفهای به آن توجه کند، انجام دهند. اگر رسانه حرفهای بخواهد پیروی بی چون و چرا کند، قطعا خطاها، اشتباهات و افراط و تفریطهای شبکههای اجتماعی را تکرار میکند و تابع آنها میشود. رسانهای میتواند در این دنیای پرتلاطم ادامه حیات دهد که توانسته باشد در یک روند درازمدت اعتماد مخاطب را جذب کند و به آن بگوید که دروازهبانی مفیدتری را انجام میدهد؛ به طور مثال خانوادهها حاضر و موافق نیستند بچهها هر تصویری را ببینند و از همه بخش یک خبر مطلع شوند. وقتی ما این مساله را رعایت میکنیم و برای خانواده خودمان دروازبانی انجام میدهیم، بنابراین نمیپسندیم بی حد و مرز و بدون هیچ نوع مدیریت خبری، فرزندانمان از همه خبرها و تصاویر در ارتباط با یک پدیده مطلع بشوند. در نتیجه شاید این دیدگاه تا حدودی محافظهکارانه به نظر برسد، ولی لطمهای که میتواند آن خبر بی درو پیکر و یا بدون حد و مرز و بدون ضابطه ایجاد کند، قابل جبران نیست. رسانهای میتواند دراز و پایدار کار کند که اهل تعادل باشد و منطقی را در مدیریت و دروازهبانی خودش داشته باشد. انتهای پیام
کد خبرنگار:
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: ایسنا]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 11]