تور لحظه آخری
امروز : جمعه ، 10 اسفند 1403    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

اجاره سند در شیراز

armanekasbokar

armanetejarat

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

تعمیرات پکیج کرج

خرید از چین

خرید از چین

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

دوره آموزش باریستا

مهاجرت به آلمان

تشریفات روناک

نوار اخطار زرد رنگ

ثبت شرکت فوری

خودارزیابی چیست

فروشگاه مخازن پلی اتیلن

کاشت ابرو طبیعی

پارتیشن شیشه ای اداری

رزرو هتل خارجی

تولید کننده تخت زیبایی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کشتی تفریحی کیش

تور نوروز خارجی

خرید اسکرابر صنعتی

طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وب‌سایت

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

زومکشت

فرش آشپزخانه

خرید عسل

قرص بلک اسلیم پلاس

کاشت تخصصی ابرو در مشهد

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

مبل کلاسیک

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

کفش ایمنی و کار

دفترچه تبلیغاتی

خرید سی پی

قالیشویی کرج

سررسید 1404

تقویم رومیزی 1404

ویزای توریستی ژاپن

قالیشویی اسلامشهر

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1862628686




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
archive  refresh

تشرف ابوالحسين بن ابى البغل كاتب


واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:
تشرف ابوالحسين بن ابى البغل كاتب
تشرف ابوالحسين بن ابى البغل كاتب ابوالحسين بن ابى البغل كاتب نقل مى كند: از طرف ابى منصور بن صالحان , كارى را به عهده گرفتم , ولى اتفاقى افتاد كه باعث شد من خودم را از او پنهان كنم او هم در جستجوى من برآمد.مـدتى پنهان و هراسان بودم .آنگاه قصد كردم به مقابر قريش , يعنى مرقد منورحضرت كاظم (علیه السّلام) بروم و شب جمعه را در آن جا بمانم و دعا و مسئلت كنم تا خداى تعالى به بركت آن حضرت , فرجى در كـار من بنمايد.آن شب باد و باران بود.ازابوجعفر قيم , خواهش كردم كه درهاى حرم مطهر را ببندد و سعى كند كه آن جا خالى شود تا من در حرم خلوت كنم و بتوانم آنچه را مى خواهم , انجام دهم .ابوجعفر همين كار را كرد و درها را بست .نصف شب شد و به قدرى باد و باران آمدكه تردد زوار را از آن مـكـان مقدس قطع كرد.من هم در آن جا ماندم و دعا و زيارت مى نمودم و نماز مى خواندم .نـاگـاه صـداى پـايى از سمت ضريح مولاى خود, حضرت موسى بن جعفر (علیه السّلام) , شنيدم و مردى را ديدم كه زيارت مى كند.او در زيارت خود برحضرت آدم و انبياء اولوالعزم (علیهم السّلام) و بعد بر يك يك ائمه سلام كرد تا به صاحب الزمان (علیه السّلام) رسيد ولى ايشان را ذكر نكرد.از ايـن عـمل تعجب كردم و گفتم شايد حضرتش را فراموش كرده يا ايشان رانمى شناسد و يا اين يك مذهبى است كه خودش دارد.وقـتـى از زيـارت فارغ شد, دو ركعت نماز خواند و رو به طرف مرقد حضرت امام جواد (علیه السّلام) كرد و حضرتش را مثل امام كاظم (علیه السّلام) زيارت كرد و دو ركعت نمازخواند.مـن تـرسـان بـودم و او را نمى شناختم .ديدم شخصى است كه سن جوانى را تمام كرده ودر زمره افراد كامل محسوب مى شود, پيراهن سفيدى به تن و عمامه اى باتحت الحنك بر سر دارد و ردايى بر كتف انداخته بود.فرمود: اى ابوالحسين ابن ابى البغل , چرا دعاى فرج را نمى خوانى ؟ گـفـتـم : مولاى من , دعاى فرج كدام است ؟ فرمود: دو ركعت نماز مى خوانى و مى گويى :يا من اظـهـر الـجميل و ستر القبيح يا من لم يؤاخذ بالجريرة و لم يهتك الستروالسريرة يا عظيم المن يا كريم الصفح يا حسن التجاوز يا واسع المغفرة يا باسطاليدين بالرحمة يا منتهى كل نجوى و يا غاية كـل شـكـوى يا عون كل مستعين يامبتدء بالنعم قبل استحقاقها يا رباه ده مرتبه يا غاية رغبتاه ده مـرتـبـه اسئلك بحق هذه الاسماء و بحق محمد وآله الطاهرين عليهم السلام الا ما كشفت كربى و نـفـست همى و فرجت غمى واصلحت حالى و بعد از اين دعا هر چه مى خواهى , بطلب .آنگاه طرف راست صورت خود را بر زمين گذاشته و صد مرتبه در سجده مى گويى : يامحمد يا على , يا على يا محمد اكفيانى فانكما كافياى وانصرانى فانكماناصراى .بـعـد طـرف چـپ صـورت را بر زمين بگذار و صد مرتبه بگو: ادركنى و آن قدرمى گويى الغوث , الغوث , الغوث تا اين كه نفست تمام شود بعد هم سرت را از سجده بردار.به درستى كه خداى تعالى به كرم خود, حاجت تو را ان شاءاللّه بر مى آورد.ابن ابى البغل مى گويد: وقتى مشغول نماز و دعا شدم , او بيرون رفت .هنگامى كه نمازم تمام شد, نزد ابوجعفر رفتم تا از او راجع به اين مرد سؤال كنم , كه چطور داخل شده است , اما با كمال تعجب ديدم درها به حال خود بسته و قفل است ! بـا خود گفتم : شايد درى در اين جا باشد كه من نمى دانم و خود را به ابوجعفر قيم رساندم .او هم از اتـاق زيت (اتاقى كه محل روغن چراغ حرم بود) به طرف من آمد.جريان آن مرد و كيفيت داخل شدنش را پرسيدم .گفت : درها همان طورى كه مى بينى قفل است و من آنها را باز نكرده ام .قـضـيه را خبر دادم در اين جا ابوجعفر گفت : اين آقا, مولاى ما حضرت صاحب الزمان (علیه السّلام) است و من مكرر حضرتش را در مثل چنين شبى كه حرم خالى از مردم است مشاهده نموده ام .بـا ايـن كـلام ابوجعفر, به خاطر آنچه از دستم رفته بود, تاسف خوردم .نزديك طلوع فجر, از حرم مطهر خارج شدم و به كرخ (محلى كه پنهان بودم ) رفتم .هنوز روز نشده بود كه ياران ابن صالحان جوياى ملاقات من شدند و راجع به من از دوستانم سؤال مى كردند.آنها با خود امانى از وزير آورده بـودنـد.مـن هـم هـمـراه شـخص امينى ازدوستان , نزد او حاضر شدم .ابن صالحان از جاى خود برخاست و مرا در آغوش گرفت به طورى كه تا به حال از او چنين كارى را نديده بودم بعد گفت : كار تو به جايى رسيد كه از من نزد حضرت صاحب الزمان (ع ) شكايت كنى ؟ گفتم : دعايى مى كردم و سؤالى از آن جناب داشتم .و اين جمله را به اين خاطر گفتم تااز گفته خود صرف نظر كند ولى او گفت : ديشب (شب جمعه ) مولاى خود, حضرت صاحب الزمان (علیه السّلام) , را در خواب ديدم .آن حضرت با من درشتى كردند و دستوردادند كه هر كار نيك و خوبى را نسبت به تو انجام دهم , به طورى كه ترسيدم .ابـوالـحـسـين ابن ابى البغل مى گويد, گفتم : لا اله الا اللّه گواهى مى دهم كه ايشان حقند.شب گـذشـتـه مولاى خود را در بيدارى زيارت كردم .ايشان به من فرمودند: فلان كار رابكن .و شرح آنچه را در حرم مطهر ديده بودم , برايش گفتم .او تـعـجب كرد و بعد از آن نسبت به من كارهاى بزرگ و خوبيهايى انجام داد و به بركت مولايمان حضرت ولى عصر (علیه السلام ) به مقاصدى كه گمانش را هم از او نداشتم ,رسيدم .قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله : طوبى لمن لقيه خوشا به حال كسى كه او (حضرت بقية اللّه ارواحنا فداه ) را ملاقات کند.منبع: كمال الدين، ج 2, ص 173/خ
#دین و اندیشه#





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: راسخون]
[مشاهده در: www.rasekhoon.net]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 160]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


دین و اندیشه
پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن