واضح آرشیو وب فارسی:نیک صالحی: موطن-«باغ مظفر» عنوان سريال جديدي به كارگرداني «مهران مديري» است كه از هفته گذشته، هر شب از شبكه سوم سيما بر روي آنتن ميرود. «مديري» با آثاري از جمله «طنز 79»، «پاورچين»، «نقطهچين»، «جايزه بزرگ» و «شبهاي برره»، كه به گونهاي «كمدي سياه» بودند و به معضلات خانواده و اجتماع ميپرداختند، براي مردم تبديل به چهرهاي ماندگار و محبوب شد. «باغ مظفر» با آخرين كار مديري -«شبهاي برره»- تفاوتها و تشابهاتي دارد. برخلاف داستان شبهاي برره كه حركت موضوعي آن از «جامعه سنتي و توسعه نيافته» به «توسعه يافتگي و مدرنيسم» بود، در «باغ مظفر» روند حركت موضوعي داستان از «توسعه يافتگي و مدرنيسم» به «جامعه سنتي و توسعه نيافته»، يعني از حال به گذشته است كه در جريان اين روند به تفاوتهايي در ساختار خانوادهها و تفاوتهاي فكري و اجتماعي كه در گذر زمان، در اين دو مقطع زماني به وجود آمده، ميپردازد. در واقع «باغ مظفر» نمايانگر تغيير آداب و رسوم و تغيير در نوع رفتار افراد خانواده، در گذر زمان است. «مديري» با تيزهوشي دو خانواده را كه تقريباً از يك طبقه اجتماعي- طبقه مرفه و سرمايهدار- هستند، در دو مقطع زماني متفاوت، يكي در دوران امروز و ديگري در زماني دور، زمان نجبا و اشراف زادگان، كه اصل و نسب مايه برتري بود، با استفاده از كاراكتر (كامران مظفرزاده) كه پل ارتباطي بين اين دو دوران است به تصوير ميكشد. يكي از مواردي كه از همان ابتدا جلوهگر بود، نقش پدر خانواده، در اين دو مقطع زماني متفاوت است. در دوران گذشته، پدرسالاري بر ساختار خانوادهها حكمفرما بود. اقتدار و كاريزماي پدر توسط تمام افراد خانواده پذيرفته شده بود، در واقع پدر قدرت مطلق بود. اما اين اقتدار و قدرت مطلق بودن، با گذر زمان، ديگر به شكل گذشته در جامعه امروز ديده نميشود و رابطه پدر با همسر و فرزندان تبديل به رابطهاي عاطفي و دوستانه شده است. «مظفرخان» داراي ويژگي پدرسالاري در دوران گذشته و «آقاي بردبار» (نادر سليماني) داراي ويژگيهاي پدر در خانواده امروزي مثل شوخ طبعي و دارا بودن رابطهاي دوستانه با همسر و فرزندان است. «فروغ» دختر خانمظفر (سحر جعفري جوزاني) دختري است مغرور، ديرجوش و خودپسند و نچسب از طبقه مرفه و اشرافزاده گذشته، در برابر «فروغ»، نازنين – شقايق دهقان- دختري است خونگرم، بدون غرور، زودجوش كه مانند بسياري از افراد جامعه امروز ما، به خاطر چشم و هم چشمي از هيچ كاري فروگذار نيست. نيما، برادر نازنين، همچو بسياري از پسران امروز، بينظم، خوشگذران، رفيقباز و بيبرنامه است، در برابر او كامران پسري است منظم و تنها، او كه پلي است بين گذشته و حال بين اين دو دوره مستاصل مانده است. اما «باغ مظفر» در كنار پرداختن به مسأله و ساختار خانواده، كه هسته اصلي اجتماع هم در گذشته و هم در زمان حال بوده است، به مسايلي كه در سطح جامعه ديده ميشود نيز ميپردازد.«باغ مظفر» به ما ميگويد كه گذر زمان، نوع سرمايهداري را تغيير داده است، اما نتوانسته است كه منش آن را تغيير دهد.«حيف نان»- نصرا... رادش- نماينده طبقه فرودست است؛ طبقهاي كه هميشه فرودست مانده و هيچگاه به آگاهي نرسيده است. اين طبقه خدمت به ارباب و سرمايهداري را افتخاري براي خود ميداند، با تمام توان در طول تاريخ خدمت ميكند و با شدت تمام تحقير ميشود.«كامبيز سامورايي» يا «كامبيز استخواني» (سعيد پيردوست)- كه به هر دو نام در سريال اشاره شد- نماينده طبقه لمپن جامعه است، طبقهاي با منش و رفتاري خاص كه از گذشته بوده و متأسفانه امروز نيز در سطح جامعه ديده ميشود. جمشيد (عليلك پوريان) نمايانگر طبقه متقلب و نوكيسهاي است كه با تقلب، در صدد كسب ثروت و مقام هستند. بيكاري، پايين بودن سطح كار مفيد در جامعه، تعريف شدن جايگاهها در سازمانها، ادامه حيات شركتها و مؤسساتي كه بدون انجام فعاليتي سودمند، با واسطهگري به فعاليت ادامه ميدهند، ساخت و سازهاي بيرويه كه بدون توجه به زيباشناسي شهر و مالكيت خصوصي افراد انجام ميشود، همه از مسايلي است كه در باغ مظفر شاهد آن هستيم. يكي ديگر از تفاوتهاي «باغ مظفر» با «شبهاي برره»، نوع گويش و لهجه بازيگران است. در «شبهاي برره» عموماً بازيگران با زبان خاص بررهاي صحبت ميكردند كه اين نوع زبان در جامعه مورد استفاده زيادي داشت، به صورتي كه در محاورههاي عاميانه مردم از اصطلاحات بررهاي به صورت فراوان استفاده ميشد، اما در «باغ مظفر» گويش و لهجه خاصي مد نظر نيست و عموماً با گويش اصيل ايراني محاوره ميشود. (بخصوص خانمظفر و فروغ). گويا «مديري» از انتقاداتي كه به گويش بررهاي شده بود خسته شده و اينبار ميخواهد فارسي اصيل و قديمي را در جامعه اپيدمي كند. اما «باغ مظفر» تشابهاتي نيز با «شبهاي برره» دارد كه به كار جديد ضربه ميزند و احتمالاً باعث ريزش مخاطب «باغ مظفر» شود. اكثر بازيگران و عوامل «شبهاي برره» در باغ مظفر هم ديده ميشوند و تقريباً شخصيتي كه به آنها داده شده، همان شخصيتي است كه در كارهاي قبلي به آنها داده شده است. كامران باغ مظفر با كيانوش شبهاي برره با افكاري روشنفكرانه (با بازي سيامك انصاري)، نازنين باغ مظفر با سحرناز شبهاي برره با اخلاق و رفتاري پسرمآبانه (با بازي شقايق دهقان)... تفاوت چنداني با هم ندارند. تيتراژ، موسيقي سنتي كه دوباره با صداي مديري است، لوكيشن باغ مظفر كه بيشباهت با محيط برره نيست، مخاطب را به اين تفكر واميدارد كه شايد مديري دچار نوعي تكرار حداقل در ساختار شده است. به هرحال، باغ مظفر هنوز در ابتداي راه است و كارهاي مديري هميشه براي مخاطبين جذاب بوده، پس بايد به انتظار قسمتهاي بعدي باشيم.
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: نیک صالحی]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 325]