واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:

تاثير حكومت در سرنوشت و ديندارى از نگاه امام خمينى (ره) نويسنده:سيدمحمد شفيعى مازندرانى شيعيان همواره تلاش كردهاند تا نظام سياسى -الهى و حكومت اسلامى در جامعه ايجاد شود. در كنار اين تلاشها منتظر ظهور نظامى برتر و فراگير در سطح جهان به رهبرى امام زمان(عجلالله تعالى فرجهالشريف) هستند.! همواره حكومتها در سرنوشت فرد و جامعه تاثير بهسزايى داشتهاند. اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايند: اذا تغير السلطان تغير الزمان; هنگامى كه زمامدار جامعه عوض شود مردم روزگار نيز عوض مىشوند. و در كلامى ديگر مىفرمايند: وانماالناس مع الملوك والدنيا الا من عصمالله. مردم همپاى زمامداران و خواستههاى دنيوى خود، زندگى مىكنند مگر آنجا كه خدا آنان را حفظ كند. يكى از نويسندگان در كتابش ماجرايى را ترسيم مىكند كه گوياى اهميتحكومت و گواه بر تاثير حاكم و نظام سياسى بر سرنوشت افراد است، او مىنويسد: ابليس فرزندان خويش را بر گرد خود جمع كرد و براى انتخاب جانشين خود از ميان آنان، سؤالى بيان كرد و گفت هركس پاسخ كاملى به آن دهد لياقت جانشينى مرا دارد. سؤال اين بود: كدام عامل، در هلاكت جامعه، و سقوط مردم به وادى گمراهى مؤثرتر است؟ پس از يك هفته آنان پاسخهاى خود را آوردند. يكى از فرزندان گفت: بهترين عامل گمراهى مردم رواج شراب است. ديگرى گفت: بهترين عامل سقوط جامعه و انحراف مردم ترويج فساد و فحشا است و يكى ديگر از آنان گفت: بهترين عامل سقوط مردم رواج حرامخوارى است. و به همين ترتيب هر يك مطلبى گفتند; ولى مقبول نشد. سرانجام بر اثر اصرار فرزندان، ابليس لب به سخن گشود و گفت: برترين عامل انحطاط و سقوط و ضلالت جامعه، گماردن افراد فاسد و دور از ايمان به حكومت است. تاريخ نيز گواه ديگرى بر اثرپذيرى جامعه از زمامداران است. چنانكه آمده است: هنگامى كه عمربن عبدالعزيز به خلافت رسيد، يكى از رجال نيك انديش از او پرسيد: چرا هنگامى كه شما روى كار آمديد در جامعه ما چهره ايمان و عدالتخودنمايى كرده است در حالى كه در دوران خلفاى قبل از شما عكس آن به چشم مىخورد؟ او پاسخ داد: اذا طابت العيون عذبت الانهار; هنگامى كه سرچشمه، سالم باشد از نهرهاى مربوط به آن نيز آب سالم و حياتبخش، جارى مىشود. امام رضا عليه السلام نيز در گفتارى بر تاثير رفتار اجتماعى و حكومتها در جامعه و جهان اشاره مىفرمايند. اذا كذب الولاة حبس المطر و اذا جار السلطان هانت الدولة و اذا حبست الزكاة ماتت المواشى. لزوم حكومت و تقدم حكومت عدل ضرورت اقامه نظامى سياسى در جامعه مسالهاى عقلى است، با هرج و مرج و افسار گسيختگى جامعه، نمىتوان امنيت و آرامش و نظم لازم را تامين كرد. بدون وجود يك نظام سياسى قدرتمند نمىتوان از حقوق مردم دفاع و حراستكرد. چنانكه اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايند: لابد للناس من امير بر او فاجر. علاوه بر آن ضرورت حضور دين در جامعه، فلسفه ضرورت نظام حكومتى دينى را تشكيل مىدهد پيامبر اكرمصلى الله عليه و آله، امت را براى هميشه به تمسك به اهلبيت: فراخوانده است و فرمانبردارى از آنان نتيجهاى جز اقامه نظام سياسى بر مبناى خواست آنان ندارد. پذيرش حكومت عدل يا جور ملاك رد و قبولى عبادت اميرالمؤمنين عليه السلام از پيامبر اكرمصلى الله عليه و آله از جبرئيل از قول پروردگار متعال نقل مىكند كه خداوند متعال فرمود: و عزتى و جلالى لاعذبن كل رعية فىالاسلام، دانتبولاية امام جائر ليس منالله (عزوجل) و ان كانت الرعية فى اعمالها برة تقية ولاعفون عن كل رعية دانت لولاية امام عادل منالله تعالى به عزت و جلالم سوگند كه بدون ترديد، هر كسى را كه حكومت و ولايت آدم ستمكار و به دور از خدا را بپذيرد و بدان گردن نهد، كيفر مىدهم گرچه در زندگى شخصى و روزمره خود اهل نيكوكارى و تقوا باشد و هر كسى را كه به ولايت و حكومت امام عادل پايبند به دين خدا گردن نهد، عفو و اغماض مىنمايم. شناخت امام برحق شرط پذيرش عبادت امام صادق عليه السلام در اينباره فرمودهاند: والله لو ان عبدا صف قدميه فى ذلك المكان[ما بين الركن والمقام] قام الليل مصليا حتى يجيئهالنهار وصامالنهار حتى يجيئه الليل و لم يعرف حقنا و حرمتنا اهل البيت لم يقبل الله منه شيئا ابدا. به خدا سوگند اگر كسى در شريفترين مكانها كه بين ركن حجرالاسود و مقام ابراهيم استشبها را در نماز و روزها را در روزه بسر ببرد ولى ما را نشناسد و به حق ما اهلبيت اقرار نداشته و از ما پيروى نكند هرگز اين نماز و روزهاش پذيرفته نيست. همچنين امام باقر عليه السلام فرمودند: لو ان رجلا قام ليله و صام نهاره و تصدق لجميع ماله و حج دهره و لم يعرف ولاية ولىالله فيواليه و يكون جميع اعماله بدلالته اليه ماكان له علىالله حق من ثوابه و لاكان من اهل الايمان. اگر كسى همه شبها را در نماز، و همه روزها را در روزه بهسر برد و همه ثروت خود را در راه خدا انفاق كند و همه ساله به حج مشرف شود ولى به ولايت ولىالله، گردن ننهد، (در برابر آن همه اعمال نيك خود) پاداشى را از سوى خدا دريافت نمىدارد و در شمار افراد با ايمان قرار نمىگيرد. تاثير حكومت در تربيت انسان از ديدگاه امام خمينى قدسسره امام راحل قدسسره تشكيل حكومت و برقرارى نظام سياسى و از آن مهمتر بعثت انبيا را مقدمهاى براى تربيت انسان و وسيلهاى جهت رساندن انسانها به كمال مىدانند، و مىفرمايند: انبيا براى راهنمايى انسان به يك مقام بالاتر آمدهاند. و قرآن، كتاب آدمسازى است. اساس دعوت انبيا اين است كه انسان بالقوه راتبديل به انسان بالفعل نمايند. اسلام براى تربيت انسان آمده است. و علم انبيا، علم آدمسازى است. مكتبهاى الهى مىخواهند انسان را به گونهاى تربيت كنند كه همه در كنار هم آسوده و آرام باشند. ايشان در وصيتنامه خود بر تلاش دينداران و اولياى خدا براى تشكيل حكومت در راستاى اقامه عدل و كمال بشر تاكيد ورزيده و مىفرمايند: اينجانب در اين وصيتنامه با اشاره مىگذرم ولى اميد آن دارم كه نويسندگان و جامعه شناسان و تاريخ نويسان، مسلمانان را از اين اشتباه بيرون آورند. و آنچه گفته شده و مىشود كه انبيا به معنويات كار دارند و حكومت و سررشته دارى دنيايى مطرود است و انبيا و اوليا و بزرگان از آن احتراز مىكردند و ما نيز بايد چنين كنيم، اشتباه تاسفآورى است كه نتايج آن به تباهى كشيدن ملتهاى اسلامى و بازكردن راه براى استعمارگران خونخوار است، زيرا آنچه مردود ستحكومتهاى شيطانى و ديكتاتورى و ستمگرى است كه براى سلطهجويى و انگيزههاى منحرف و دنيايى كه از آن تحذير نمودهاند، جمعآورى ثروت و مال و قدرتطلبى و طاغوتگرايى است و بالاخره دنيايى است كه انسان را از حقتعالى غافل كند. و اما حكومتحق براى نفع مستضعفان و جلوگيرى از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعى همان است كه مثل سليمان بن داوود و پيامبر عظيمالشان اسلام صلى الله عليه و آله و اوصياى بزرگوارش براى آن كوشش مىكردند، از بزرگترين واجبات و اقامه آن از والاترين عبادات است، چنانكه سياستسالم كه در اين حكومتها بوده از امور لازمه است. بايد ملتبيدار و هشيار ايران با ديد اسلامى اين توطئهها را خنثى نمايند و جويندگان و نويسندگان متعهد به كمك ملتبرخيزند و دستشياطين توطئهگر را قطع نمايند. از عبارات حضرت امام قدسسره آشكار مىشود كه حكومت چنانكه در مسير الهى نباشد اخلاق رذيله و دنيا پرستى و همچنين ظلم و جور در جامعه رواج مىيابد و جامعه از سلامت روحى دور مىشود. امام امت قدسسره در رهنمودى ديگر در اينباره كه اگر حكومت و حاكم زير نظر ولىفقيه نباشد، آن حكومت، طاغوتى خواهد بود، فرمودند: به حرفهاى آنهايى كه برخلاف مسير اسلام هستند و خودشان را روشنفكر حساب مىكنند و مىخواهند ولايت فقيه را قبول نكنند، گوش ندهيد. اگر چنانكه فقيه در كار نباشد، ولايت فقيه در كار نباشد... طاغوت است. اگر به امر خدا نباشد، رئيسجمهور با نصب فقيه نباشد، غير مشروع است وقتى غير مشروع شد، طاغوت است. اطاعت او، اطاعت طاغوت است، وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتى از بين مىرود كه به امر خداى تبارك و تعالى يك كسى نصب بشود. شما نترسيد از اين چهار نفر آدمى كه نمىفهمند اسلام چه است، نمىفهمند فقيه چه است، نمىفهمند كه ولايتيعنى چه. آنها خيال مىكنند كه يك فاجعه به جامعه است. آنها اسلام را فاجعه مىدانند نه ولايت فقيه را، آنها اسلام را فاجعه مىدانند، ولايت فقيه فاجعه نيست. ولايت فقيه تبع اسلام است. معرفي سايت مرتبط با اين مقاله تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله
#دین و اندیشه#
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: راسخون]
[مشاهده در: www.rasekhoon.net]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 326]