واضح آرشیو وب فارسی:سیمرغ: مت دیمون تواناییها و قابلیتهای روحی و روانی بالایی دارد و میتواند با دنیای مردگان ارتباط برقرار كند. او به كمك این توانایی برای خودش كار و كاسبی به راه میاندازد و پول خوبی به دست میآورد... كلینت ایستوود در آخرین فیلمش «آخرت» سراغ موضوع زندگی پس از مرگ رفته استاز زمانی كه كلینت ایستوود درام اجتماعی و پرتنش «رود مرموز» را كارگردانی كرد و حیرت، شگفتی و تحسین منتقدان و تماشاگران سختگیر سینما را برانگیخت، هر فیلم تازهای كه از او به نمایش درآمده بلافاصله مورد توجه عموم قرار گرفته است. این فیلمها از قبل از اكران عمومی خود با بحث و سرو صدا همراه بودهاند و افتخارات زیادی در مراسم سالانه اسكار كسب كردهاند. نكته جالب هم تفاوت مضمون و ساختار این فیلمهاست. با آن كه تمام این فیلمها به بررسی شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه آمریكا پرداخته و نگاهی انتقادی به این مسائل داشتهاند، ولی ژانرهای این آثار و حال و هوای قصههای آنها، خاص و تازه و در عین حال منحصربهفرد بودهاند. این نكتهای است كه اكثریت منتقدان سینمایی در ارتباط با آن اتفاقنظر دارند. از «آخرت» فیلم جدید این فیلمساز و بازیگر گرفته تا «نامههایی از آیوو جیما»، «بچه میلیون دلاری»، «پرچمهای پدران ما»، «بچه عوضی» و حتی «گران تورینو» میتوان این تحلیل را به خوبی مشاهده كرد. ایستوود كه در 2 فیلم آخر خود بازی نداشته، «آخرت» را براساس فیلمنامهای از پیتر مورگی كارگردانی كرده و نقش اصلی آن را به مت دیمون سپرده است. این درام روانكاوانه اولین نمایش بینالمللی خود را هفته قبل در جشنواره فیلم تورنتوی كانادا داشت و به زودی در آمریكای شمالی اكران عمومی میشود. از حالا منتقدان سینمایی از این فیلم به عنوان یكی از رقبای اصلی رقابتهای اسكاری پیش رو در رشتههای اصلی اسكار یاد میكنند.«آخرت» 3 قصه مستقل دارد كه به تدریج با یكدیگر ارتباط پیدا كرده و وصل میشوند و بحث اصلی آن هم در این رابطه است كه وقتی ما از دنیا میرویم، چه اتفاقی میافتد. منتقدان سینمایی میگویند طبیعی است كه چنین موضوع مهم و پیچیدهای ذهن فیلمسازی را درگیر خود كند كه در آستانه 80 سالگی است، اما این فیلم هم مثل اكثر كارهای سینمایی ایستوود، تلاش دارد موضوع پیچیده خود را تا حد امكان ساده كند. او میگوید هنگام ساخت «آخرت» كاملا به فیلمنامه پیتر مورگی وفادار مانده است. مورگی كه برای فیلمنامه درام تاریخی «ملكه» تحسین منتقدان را برانگیخت و جوایزی را از آن خود كرد، در اینجا 3 قصه كوتاه را درهم میتند تا یك فیلمنامه كامل را برای فیلمی جذاب و تماشایی خلق كند.ایستوود گفت: وقتی طرح مورگی را شنیدم و فیلمنامه را خواندم، بلافاصله جذب آن شدم. نهتنها قصه او جذاب بود و جان میداد كه تبدیل به یك فیلم سینمایی شود، بلكه بشدت پررمز و راز و سینمایی بود. او خیلی خوب توانسته بود، 3 قصه كاملا مستقل و متفاوت را به یكدیگر مرتبط كند و یك سمفونی شاعرانه از موضوعی خاص را پدید بیاورد كه كمتر كسی جرات نزدیك شدن به آن را دارد. بخش اول قصه «آخرت» درباره یك گزارشگر رسانهای فرانسوی است كه اخبار دنیای اقتصاد را پوشش میدهد. سیسیل دفرانس نقش گزارشگر را بازی میكند. زمانی كه او در حال گذراندن تعطیلات در جنوب شرقی است، موفق میشود از یك فاجعه مهیب سونامی جان سالم به در ببرد. او كه تا یك قدمی مرگ پیش رفته، هنگام بازگشت به خانه كاملا درگیر تجربه عجیبی میشود كه پشتسر گذاشته است. به تدریج او تحقیق درباره مرگ آنی و تجربه كسانی را كه در یك قدمی مرگ قرار گرفتهاند، شروع میكند. به زودی این جوان گزارشگر متوجه این نكته میشود كه توطئهای از سوی رسانههای گروهی در جریان است تا موضوعی از این دست را به سكوت برگزار كنند و چیزی درباره آن نگویند. این زن جوان به این نتیجه میرسد كه شواهدی وجود دارد كه نشان میدهد پس از مرگ چیزهایی وجود دارد، ولی كسی علاقهای به گزارش كردن آنها و خبررسانی در این رابطه ندارد.مت دیمون كه سال قبل در درام ورزشی و ضدآپارتاید invictus با ایستوود همكاری كرد، كاراكتر اصلی قصه دوم «آخرت» است. در این قسمت بازیگر مجموعه فیلم اكشن «هویت بورن» در نقش مردی ظاهر میشود كه تواناییها و قابلیتهای روحی و روانی بالایی دارد و میتواند با دنیای مردگان ارتباط برقرار كند. او به كمك این توانایی برای خودش كار و كاسبی به راه میاندازد و پول خوبی به دست میآورد. با این حال، وی تلاش دارد هویت واقعی خود را پنهان و یك زندگی سادهتر را پیشه كند. زمانی كه این مرد با برایس دالاس هاوارد (دومین شخصیت مهم اپیزود دوم فیلم) ملاقات میكند، تلاش زیادی به خرج میدهد تا از موهبت خود برای رسیدن به یك زندگی خانوادگی سعادتمند استفاده كند و آن را در خدمت قصه عاشقانه خویش قرار دهد.ایستوود در ارتباط با بخش دوم فیلم، آن را داستانی رومانتیك در رابطه با موضوع آخرت و زندگی پس از مرگ ارزیابی میكند و از عشق و حس زندگی به عنوان نیروهایی در تضاد با مضمون مرگ اسم میبرد. به گفته او: «عشق، امید و علاقه به ادامه حیات درست در نقطه مقابل مرگ قرار دارد. به همین دلیل، در قصهای كه به موضوع زندگی پس از مرگ میپردازد، وجود یك چنین چیزی اجتنابناپذیر به نظر میرسد. مت دیمون را تماشاگران سینما بیشتر به عنوان بازیگر فیلمهای اكشن میشناسند و به همین دلیل، برای قصه قسمت دوم فیلم او را انتخاب كردم. این یك انتخاب عمومی و آگاهانه بود. تضاد بین نقشهای قبلی دیمون با این نقش، حال و هوای ویژهای به كلیت قصه میدهد و آن منظوری را كه میخواستم، بخوبی میرساند. بعضی وقتها تغییر یك بازیگر یا یك انتخاب خاص، میتواند كل موضوع را تغییر دهد و شكل و شمایل خاصی به آن قصه بدهد». منتقدان سینمایی از سومین قسمت فیلم به عنوان اصیلترین و مهمترین بخش آن اسم میبرند. این قصه 2 جوان (جورج و فرانكی مكلارن) را در شهر لندن دنبال میكند. این دو تمام سعی و تلاش خود را میكنند تا نگذارند كسی آنها را از مادرشان (كه مبتلا به مواد مخدر است) جدا كند. زمانی كه تراژدی گریبان یكی از این دو جوان را میگیرد، برادر دیگر ماجرایی را آغاز میكند تا به كمك آن بتواند با برادر مرده خود در دنیای پس از مرگ ارتباط برقرار كند.ایستوود عقیده دارد با آن كه قصه فیلم تازهاش بشدت جدی است، ولی نباید آن را در هنگام تماشا خیلی جدی گرفت. به همین دلیل است كه او صحنههای بانمكی را هم در دل قصه آن گنجانده است. وی در ارتباط با برخی از اظهارنظرهای منتقدان سینمایی هم ترجیح داده سكوت كند و فعلا چیزی نگوید. یكی از انتقاداتی كه به «آخرت» شده، این است كه قصه آن مكاشفهای جدی درباره موضوع مهمی كه مطرح میكند، ندارد. به اعتقاد آنها، ایستوود فقط در اپیزود سوم فیلم خود است كه تا حدودی به این مساله نزدیك میشود. با این وجود، منتقدان سینمایی «آخرت» را یكی از فیلمهای مطرح سال جاری میدانند كه شانس زیادی برای نامزد شدن در رشتههای بهترین فیلم و كارگردانی را دارد. نهتنها دوستداران قدیمی و پروپاقرص ایستوود كه بقیه تماشاگران هم احتمالا استقبال خوبی از فیلم جدید وی خواهند كرد. ایستوود نهمین فیلم سینمایی خود در مقام كارگردان را یكی از كارهای مورد علاقهاش میداند. او از دهه 90 میلادی كه با بازی در چند وسترن اسپاگتی ایتالیایی به شهرت رسید تا به امروز، در فیلمهای سینمایی زیادی بازی كرده است، ولی فیلمسازی را شوق و علاقه اصلی خود اعلام میكند. او میگوید: «بازیگری و حضور در جلوی دوربین كمك كرد تا فیلمسازی را یاد بگیرم. خیلی زود متوجه شدم كارگردانی حرفه مورد علاقهام است. ولی به خوبی میدانستم كه انجام آن كار سادهای نیست و به زمان احتیاج دارد. با سن و سالی كه الان دارم، بهتر است كه فعالیتم را روی فیلمسازی متمركز كنم.»این فیلمساز سن و سال بالایش را دلیل ساختن فیلمی درباره زندگی پس از مرگ نمیداند و اضافه میكند: «فكر نمیكنم هر فیلمی كه یك فیلمساز میسازد به معنی آن باشد كه در آن زمان، درگیر مسائل مربوط به آن است. شاید اگر فیلمنامه «آخرت» قبل از این هم به من پیشنهاد میشد، ساخت آن را قبول میكردم. درباره مضمون فیلم هم هیچ قضاوت شخصی ندارم و احساس میكنم خود فیلم هم این موضوع را رعایت كرده است. هر آدمی درك و تلقی خودش را از این موضوع دارد و واقعیت این است كه من هیچ وقت آنجا نبودهام و در این رابطه، یك تجربه شخصی و مشخص ندارم. این واقعیت را هم به شما بگویم كه تا زمانی كه وقتش نرسیده، هیچ علاقهای ندارم كه به آنجا بروم! اما صنعت سینما این توانایی را دارد كه درباره مسائل و چیزهای مختلف و متفاوت بحث كند و «آخرت» هم تلاشی در همین راستا است.» بازیگر قدیمی و كلاسیك سینما كه این روزها بیشتر به عنوان یك فیلمساز روشنفكر شناخته میشود، این اظهارنظر كه «آخرت» فیلمی متعلق به قشر روشنفكر میباشد را رد میكند و میگوید: «فیلم من قصهای ساده دارد كه برای عموم تماشاگران ساخته شده است، ولی طبیعی است كه هر بینندهای تلقی و دریافت خود را از آن خواهد داشت. یقینا نوع واكنش یك روشنفكر با یك تماشاچی عادی متفاوت خواهد بود. ولی احساس میكنم همه تماشاگران از هر قشر و سنی، با این قصه همراهی خواهند كرد.» ایستوود از این اظهارنظر منتقدان كه «آخرت» را ورود موفق سازندهاش به یك قلمروی مخاطرهآمیز ـ و انجام یك كار كه با ریسك بزرگی همراه بوده است ـ ابراز خشنودی میكند. منتقدان سینما در تورنتو همراه با تماشاگران كانادایی، استقبال بالایی از ایستوود و فیلم او كردند. این اولین سفر فیلمساز در 2 دهه اخیر به تورنتو بود و واكنش وی در این رابطه مورد توجه فراوان رسانههای گروهی قرار گرفت، وقتی كه گفت: «خیلی عالی است كه دوباره در اینجا در تورنتو در كنار شما هستم.»ایستوود با وجود سن بالای خود، در یك دهه اخیر یكی از پركارترین فیلمسازان سینما در سطح بینالمللی بوده است. با این حال پركاری او لطمهای به كیفیت كارش نزده و ساختههای او فیلمهایی با كیفیت بالای هنری و تكنیكی بودهاند. این هنرمند قدیمی همراه با اكران عمومی «آخرت» و آماده شدن برای رقابتهای اسكاری، كلید فیلمبرداری فیلم جدید خود «هوور» را بر مبنای یك ماجرای واقعی میزند. این درام پرنقش اجتماعی با حال و هوای شرح حال گونه خود، قصه زندگی جنجالی جی ادگار هوور مدیر اداره پلیس فدرال آمریكا (اف بی آی) را تعریف میكند. این مرد جنجالی در هر دو رشته زندگی خانوادگی و كاری خود، جزو خبرسازترین آدمهای سرشناس بود و ماجراهای پر سر و صدای او در هر دو رشته خوراك خوبی برای تیتر اول روزنامهها فراهم كرد. منتقدان سینمایی از «هوور» به عنوان یكی از فیلمهای جنجالی سال آینده صنعت سینما اسم میبرند، بویژه آن كه قرار است نقش این مرد جنجالی (و تا حدودی بدنام) را روی پرده سینماها لئوناردو دیكاپریو بازی كند. ایستوود این انتخاب را نیز عمدی و آگاهانه ذكر میكند و ادامه میدهد: «وقتی شما نقش كسی مثل هوور را به دیكاپریو میسپارید، این به چه معنی است؟ دیكاپریو همیشه روی پرده سینما یك چهره مثبت و مقبول بوده و حالا قرار است در نقش مردی جنجالی بازی كند كه زندگیاش همواره با بحث و جدل و جنجالهای كاری و خانوادگی همراه بوده است. او بازیگر خوبی است و فكر میكنم بخوبی میتواند از عهده اجرای این نقش برآید.»در همین حال، وی شباهت «هوور» با «بچه عوضی» را رو میكند و آن را فیلمی كاملا متفاوت از ساخته قبلیاش معرفی میكند. به گفته او: «این درام شرح حالگونه بیشتر یك فیلم خانوادگی است كه پسزمینهای اجتماعی دارد و نه برعكس. ولی ساخت «بچه عوضی» كمك كرد تا بتوانم «هوور» را هم بسازم. چند سال است كه میخواهم این قصه را تبدیل به یك فیلم سینمایی كنم.» ایستوود «هوور» را براساس فیلمنامهای از داستین لنس بلك كارگردانی میكند. این فیلمنامهنویس در سال 2008 فیلمنامه درام جنجالی «میلك» را نوشت كه اتفاقا آن هم قصهای شرح حالگونه درباره یك كاراكتر واقعی تاریخی بود. «میلك» هنگام نمایش عمومی سر و صدای زیادی به پا كرد و بحثهای مختلفی را به وجود آورد. تركیب 3 نفره ایستوود، دیكاپریو و هوور در درام اجتماعی «هوور» حكایت از آن میكند كه این فیلم جنجال و سروصدای بیشتری به پا كند و تبدیل به یكی از بحثانگیزترین محصولات كل تاریخ سینمای آمریكا شود. ایستوود پس از 50 سال حضور فعال و دائم در دنیای سینما، هنوز هم توانایی شگفتزدهكردن تماشاگران و منتقدان را دارد. بیدلیل نیست كه از وی به عنوان هنرمندی اسم میبرند كه متخصص انجام كارهای پیشبینی نشده است، اما «آخرت» در كارنامه سینمایی وی چیز دیگری است و به همین دلیل، تماشاگران سینما مدتهاست كه چشمانتظار نمایش عمومی آن هستند. در عین حال، این فیلم در كارنامه هنری او نیز یك حركت و گام تازه به نظر میرسد. منتقدان از آخرت به عنوان فیلمی یاد میكنند كه سینمای هنری و غیرمتعارف اروپا را با سینمای پرخرج و پرسروصدای هالیوود تلفیق كرده و نتیجه خوبی از آن گرفته است. شروع فیلم كه با وقوع سونامی در جنوب شرقی آسیاست، به سرعت بیننده را به یاد فیلمهای ژانر سینمای فاجعه همچون «2012» و «روز استقلال» میاندازد. (این صحنهها خیلی خوب، دقیق و طبیعی كار شدهاند) پس از آن، قصه و حال و هوای فیلم به آرامی به سمتی میرود كه بشدت شبیه محصولات غیرمتعارف و روشنفكرانه سینمای اروپا (بویژه فرانسه) است.
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: سیمرغ]
[مشاهده در: www.seemorgh.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 675]