واضح آرشیو وب فارسی:الف: مطالعه كتاب به همين سادگي دروني نمي شود
پاسخ گويي به نياز مي تواند تقاضاي مجدد ايجاد كند، سطح مطالعه را بالا ببرد و خواننده فعال و شايد حرفه اي تربيت كند. چنانچه گفته اند: "كتاب راهنمايي براي زندگي فرهنگي است" و براي شناختن نياز،لازم است تا ناشر نيز پا به پاي مولف حركت كند اما ؛مطالعه كتاب به همين آساني دروني نمي شود.

سرويس فرهنگي برنا
با وجود اين كه بسياري از نويسندگان و مسئولان بر تقويت نگاه مثبت به حوزه كتاب و ادبيات تاكيد دارند، اما به قول" ابراهيم حسن بيگي"؛ نويسنده و كارشناس ،اين ليوان (ادبيات) نيمه پر درخوري براي نگاه مثبت ندارد.
معضل كتاب و كتاب خواني، مجوز و مميزي، ناشر و نويسنده همه داستان هايي تكراري هستند كه هر كس آن را به گردن ديگري مي اندازد. از طرفي؛ وضعيت تاليف و ترجمه، جوايز ادبي و ... گرچه رشد كمي را شاهد بوده اما هم چنان ضعف عمده اي در اين حوزه احساس مي شود.
فقر كتابخواني، تيراژ پايين آثار داستاني، مشكلات مميزي، گراني كاغذ و ... همه از عواملي هستند كه هر روز بر ضعف اين حوزه دامن مي زنند.
اگر مشكلات نويسنده ها و نبود فراغتشان به خاطر عدم تامين مالي را هم به عوامل فوق اضافه كنيم، طبيعي است چيزي جز عرضه كم، مخاطب كم و نويسنده پر مشغله ،براي روي پا نگاه داشتن "دقيقه نودي" ادبيات نمي ماند.
نتيجه كاملا مشخص است و تكراري. در كشوري با بيش از 70 ميليون جمعيت، نياز به كتاب وجود خارجي ندارد و تيراژ هايمان هم روي 3 هزار ، در جا مي زنند.
اين ضعف با آسيب شناسي و كارشناسي هاي صورت گرفته از سوي كارشناسان و مسئولان به خوبي جايگاه خود را در رسانه ها يافته است.
"هر شهروند ايراني در شبانهروز تنها دو دقيقه از وقت خود را به خواندن كتاب اختصاص ميدهد"
نبود فرهنگ كتاب خواني به عنوان عامل اصلي و ريشه اي اين معضل نمود يافته است. جاي خالي دغدغه اي با عنوان كتاب و كتاب خواني در بين عموم مردم نتيجه اي جز عدم آگاهي نمي تواند داشته باشد.
مطالعه آگاهي ميآورد، كتاب خلوتي براي آموزش مي شود. به همين ترتيب كتاب راهنمايي براي زندگي فرهنگي مي شود اما مطالعه كتاب به همين آساني دروني نمي شود.
اين آموزش بايد از كودكي آغاز شود. بسياري از افراد جامعه تاكيد دارند كه با ترويج كتاب خواني و برخورد ريشه اي با اين معضل به راحتي و با سرعت بيشتري مي توان به مشكلات اين حوزه پايان داد. بررسي ها نشان مي دهد راه هاي مختلفي براي ترويج فرهنگ كتاب خواني در بين مردم و به خصوص نسل كودك و نوجوان وجود دارد.
دكتر نوش آفرين انصاري؛ عضو هيات علمي دانشگاه تهران و دبير شوراي كتاب كودك ايران در اين باره معتقد است: «اين فرهنگ در درجه اول از خانواده ناشي ميشود. كودكي كه در خانواده شاهد هزينه كردن براي خيلي چيزها به جز كتاب است، كودكي كه كمتر پدر و مادر خود را در حال مطالعه ميبيند،آيا مي تواند رابطهاي اصولي با كتاب داشته باشد؟ نقش مدرسه و آموزگاران در تشويق بچهها به مطالعه را نيز موثر است.»
علي شجاعي صائين؛ مديرعامل خانه كتاب نيز با تأكيد بر فرهنگ كتاب و كتابخواني مي گويد: «مساله كتاب و فرهنگ كتابخواني بايد به مسالهاي ملي تبديل شود تا شاهد روزي باشيم كه عرصه كتابخواني گسترش يابد.
مديرعامل خانه كتاب خاطرنشان كرد: اميدوارم بتوانيم از طريق رسانه اطلاعات كتاب و فرهنگ كتابخواني را به تصوير كشيم تا مخاطبان بيشتري جذب اين مقوله فرهنگي شوند.»
تبليغ كتاب، جلسات نقد و بررسي، تشويق به كتاب خواني و... همه راه هايي هستند كه به اين امر كمك مي كنند. اما اگر تخصصي تر به قضيه نگاه شود، تغذيه روحي صحيح مخاطب را نيز مي توان يكي از عوامل برشمرد.
تغذيه مخاطبان با تعدد كتاب هاي موجود و عرضه آن در تمام ژانر ها و زمينه ها سبب مي شود مخاطبان از هر قشر و با هر ديدگاه و در هر سني به هر ژانر و زمينه اي كه گرايش نشان دادند، تامين شوند.
پاسخ گويي به نياز مي تواند تقاضاي مجدد ايجاد كند، سطح مطالعه را بالا ببرد و خواننده فعال و شايد حرفه اي تربيت كند. همان طور كه مخاطب بايد با كتاب هماهنگ باشد؛ براي شناختن نياز، ناشر نيز لازم است پا به پاي مولف حركت كند.
نويسندهي ايراني هم به جاي گله از مخاطب در سطحي نگري، سهم خود را در اين آسيب فرهنگي بپذيرد و دستكم بخشي از معضل را با ارتقاي كيفيت آثار خود حل كند.
سه شنبه 28 خرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: الف]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 239]