واضح آرشیو وب فارسی:خبر آنلاین: ورزش > فوتبال جهان - ویسنته دل بوسکه باری دیگر در مقام مربی به افتخار بزرگ دست یافت. محمد علیجانی: ویسنته دل بوسکه را باید "آرشیتکت سرخ ها" دانست. اما با وجود عنوان قهرمانی جهان، فوتبال برای این مربی 59 ساله تنها و تنها یک بازی است. یک تصویر، یک نقش، یک تک چهره. همان که نقاشان و عکاسان "پرتره اش" می خوانند. دل بوسکه، یعنی سرمربی تیم قهرمان جهان حتی در بزرگ ترین لحظه ها نیز از خود بیخود نمی شود و اصولش را زیر پا نمی گذارد. او مرد واژه های بزرگ و حرف های آن چنانی نیست و سنجیده و خونسردانه واژه هایش را برمی گزیند. او همان گونه است که صحبت می کند. برهمین اساس این مرد 59 ساله پس از برد یک بر صفر برابر هلند خودش را در ساکر سیتی نقش بر زمین نکرده و یا دست هایش را از شدت خوشحالی به آسمان بلند نمی کند. او هرگز از خود بیخود نمی شود و به شیوه خاص خودش از این پیروزی بزرگ و قهرمانی لذت می برد: آرام و در کمال خونسردی. دل بوسکه خونسرد در واقع کار بزرگی را صورت داده است. جانشین لوئیس آراگونس دست به شاهکاری بزرگ زده و قهرمان یورو 2008 را به قهرمان جهان تبدیل کرده است. اما همچنان که خودش هم می گوید، "آدمی نیستم که تمام احساساتش را بروز بدهد." او شب پیش از فینال بزرگ در ژوهانسبورگ کوتاه و شاید هم کنایه آمیز می گوید: "ترجیح می دادم به عنوان بازیکن در بازی پایانی حاضر باشم. هرچند این گونه هم بسیار راضی و خوشحال هستم." زمانی که او در پایان جام ملت های اروپا سرمربی تیم ملی فوتبال اسپانیا شد، انتخابش موافقت همگانی را در برداشت؛ چیزی که در مورد 49 مربی پیش از او کمتر می توان سراغش را گرفت. فرناندو هیرو، مدیر ورزشی تیم ملی اسپانیا که همراه با دل بوسکه قراردادش را تا یورو 2012 با فدراسیون فوتبال اسپانیا تمدید کرده است، درباره او این طور می گوید: "انسان دوست، متخصص و ورزشی. دل بوسکه فرد درستی است و انتخاب درستی." در این میان پس از قهرمانی سال 2008 انتظارها به شکلی فزاینده بالا می رود. اما دل بوسکه آرام و خونسرد کارش را انجام می دهد. انتظارها را بالاتر می برد و همزمان در نقش ترمز عمل کرده و جلوی بیشتر شدن و بالا رفتن شان را می گیرد. او در ژوئیه 2008 و در یکی از نخستین گفت و گوهایش با مجله ورزشی "کیکر" به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال اسپانیا گفته بود: "اسپانیا همچنان کار مهم و برجسته ای را صورت خواهد داد." و قرمز ها اکنون به شکلی تاثیرگذار این کار را انجام داده اند. دل بوسکه اذعان می کند: "همیشه رویای قهرمانی را می دیدیم." او هر زمان در آفریقای جنوبی درباره تیمش صحبت می کرد، این کار را بیشتر نه با جمله هایی آن چنانی انجام می داد. بیشتر نگاه او و چشم هایش همه چیز را فاش می کردند. چشم هایی که برق می زدند و نشانه های لبخندی در زیر انبوه سبیل هایش. به ویژه به خاطر خشنودی جبران و تلافی و زمانی که او کوتاه از این گفت که بازیکنانش پس از باخت برابر سوئیس چه از نظر روحی و چه از نظر بازی رفته رفته به حالت تعادل بازگشتند. دل بوسکه دوست دارد، همانند پدربزرگ ها رفتار کند با این حال در درونش شادی و ذوق کودکانه از فوتبال جای دارد. چه در خانه اش در سالامانکا و زمانی که در تیم آماتورهای محلی، کار و تلاش ناشناخته ترین فوتبالیست ها را زیر نظر دارد و چه در اردوی آماده سازی تیم ملی اسپانیا برای جام جهانی و زمانی که از خوشحالی انجام یک جلسه تمرینی موفق، توپ را به سمت تماشاگران شوت می کند. چه کسی بهتر از دل بوسکه می داند که فوتبال تنها یک بازی است. پدر او کارمند راه آهن بود و در سال های دیکتاتوری فرانکو مدتی طولانی را در زندان سپری کرد. دل بوسکه که برادرش به خاطر ابتلا به سرطان خیلی زود با مرگ رو به رو شد، می گوید: یاد گرفته ام که زندگی اغلب ناعادلانه می گذرد؛ ناعادلانه و ظالمانه. دل بوسکه سه فرزند دارد که یکی از آنها به بیماری سندرم دان مبتلاست. او ادامه می دهد: "به واسطه او آموختم که به همه چیز به درستی و بر اساس اهمیت واقعی اش بها بدهم." به عنوان نمونه زمانی که فلورنتینو پرس، رییس باشگاه رئال مادرید او را در سال 2003 پس از دست یافتن به هفت عنوان قهرمانی از جمله 2 عنوان در لیگ قهرمانان اروپا کنار گذاشت. 35 سال حضور در رئال مادرید به عنوان مربی جوانان، بزرگسالان و در نهایت سرمربیگری تنها به این دلیل به پایان رسید که دل بوسکه با 18 بازی ملی از نظر پرس رسانه پرست، مدرن نبود و به اصطلاح چهره ای فتوژنیک نداشت! اما دل بوسکه دست کم تا به امروز تنها کسی است که توانسته است، کهکشانی های رئال مادرید را به طور پیوسته در مدار خود نگه دارد. او در جمع قرمزها نیز درست از آن رو موفق شد که در کنار تمام سازماندهی ها و بازیکنان تراز اول به احوال تک تک بازیکنان اهمیت زیادی می داد: "پس از هر برد به آنهایی فکر می کنم که بازی نمی کنند و چه احساسی دارند. برای همین هم پیش از تورنمنت برایم بسیار سخت بود که فهرست نهایی بازیکنانم را کاهش بدهم. جام جهانی 1978 را به دلیل آسیب دیدگی در آخرین لحظه از دست دادم. از همین رو می دانم که از دست دادن جام جهانی چه ضربه ای است." او در بازی برابر آلمان در نیمه نهایی نشان داد که تنها انسان خوبی نیست. درست همان زمانی که پدرو رابه دنبال از دست دادن آن فرصت بزرگ برای گلزنی از زمین بیرون کشید. بازیکنی که تا پیش از آن صحنه بسیار خوب کار کرده بود. دل بوسکه می گوید: "همیشه به این فکر می کنم که چه هستم و چه می کنم. مرزها برای این هستند که از آنها عبور کرد." این گفته او همانند یک شعار، یا سخنرانی یا چیزی شبیه به اینها به نظر می رسد. هر چند به عنوان قهرمان جهان این اجازه را نیز دارد. درست همانند آنچه را که درباره روزهای حضورش در رئال مادرید گفته بود: "اگر شخص به این جا رسید، باید بداند که ایستگاه بعدی تنها و تنها ایستگاه پایانی می تواند باشد." این جمله باز هم به واقع گرایی نزدیک است، به حرف های ویسنته دل بوسکه و شخصیت او. منبع: بیلد ، 12 جولای
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: خبر آنلاین]
[مشاهده در: www.khabaronline.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 509]