کابوسهای شرکتی گلن اسکافیلد: خالق Call of Duty چگونه دشمن جدیدی ساخت؟
سری بازیهای Call of Duty همواره به خاطر به تصویر کشیدن دشمنان قدرتمند و ایجاد تجربههای به یادماندنی برای بازیکنان شناخته شده است. در طول سالها، این فرنچایز، چهرههای شیطانی متعددی را به دنیای بازیهای ویدیویی معرفی کرده است. اما به نظر میرسد که طراح افسانهای این مجموعه، گلن اسکافیلد، در حال ورود به قلمروهای تازهای از دشمنسازی است.
سری Call of Duty در طول سالهای متمادی همواره در ایجاد و معرفی دشمنان به یادماندنی به بازیکنان مهارت داشته است. در نسخههای اولیه، این مجموعه غالباً بر جنگ جهانی دوم تمرکز داشت و مخاطبان را با نازیها و سایر نیروهای محور درگیر میکرد. اما با گذشت زمان و تغییر حال و هوا به سمت جنگهای مدرن، دشمنان نیز پیچیدهتر و بحثبرانگیزتر شدند.
به عنوان مثال، در Modern Warfare ۲، مأموریتی با عنوان “No Russian” وجود داشت که در آن بازیکنان نقش یک مأمور مخفی را بر عهده داشتند که در یک حمله تروریستی در فرودگاه روسیه شرکت میکرد. این مأموریت به دلیل خشونت بیسابقه و به تصویر کشیدن یک حمله بیرحمانه به غیرنظامیان، جنجالهای گستردهای را برانگیخت. با وجود این جنجالها، این مأموریت همچنان به عنوان یکی از به یادماندنیترین و بحثبرانگیزترین لحظات در تاریخ Call of Duty شناخته میشود.
با این وجود، به نظر میرسد که در بازیهای جدید، تمرکز بر دشمنان دیگری معطوف شده است و این موضوع ظاهراً به لطف گلن اسکافیلد، کارگردان سابق Call of Duty، است. او ممکن است در حال ساختن دشمنی بسیار پیچیدهتر باشد. او در این رابطه گفته است:
من ۳۰ روز برای بازی Modern Warfare ۳ کنفرانس خبری داشتم. همهجای دنیا رفتم و آخرین مقصدم بریتانیا بود. رفتم با چند خبرنگار شام میخوردم که تماس گرفتند و گفتند باید فردا به روسیه بروی و آنجا هم مصاحبه داشته باشی. من با خستگی گفتم میدانید دشمنان Modern Warfare ۳ چه کسانی هستند؟ آنها در جواب گفتند نگران نباش، بادیگاردهایی برای محافظت همراهت خواهند بود. اما من گفتم این موضوع اصلاً باعث آرامش من نمیشود و بسیار نگران هستم. من در نهایت به این کنفرانس خبری نرفتم.
زمانی که سر میز شام برگشتم به خبرنگاران گفتم بازی بعدی من هیچ کشوری را به عنوان دشمن معرفی نخواهد کرد. چون میخواهم به این کشورها سفر کنم. البته، هنوز دقیقاً نمیدانستم میخواهم چه کاری انجام بدهم. اما با خودم فکر کردم باید تغییری ایجاد کنم تا دیگر چنین مشکلی نداشته باشم. دقیقاً همان جا بود که ایده استفاده از شرکتهای نظامی خصوصی (PMC) به ذهنم رسید.

در همین راستا، در عنوان Advanced Warfare یک مدیرعامل شرور و شرکتهای نظامی خصوصی به عنوان دشمنان اصلی معرفی شدند. این انتخابی امنتر بود، چون تقریباً هیچکس از آنها خوشش نمیآید. اسکافیلد در ادامه تأکید کرد این تصمیم فقط برای راحتی سفر کردن نبود، بلکه او درگیر مسائل پیچیدهتری مثل ملیگرایی افراطی، استعمارگری و مداخلهجویی شده بود.
اگرچه چنین موضوعاتی عموماً در بازیهای اکشن آمریکایی به نمایش داده میشوند، اسکافیلد در ادامه گفت:
من فوقلیسانس مدیریت میخواستم و در دانشگاه یکی از همکلاسیهایم اهل عراق بود. او و خانوادهاش مجبور شده بودند فرار کنند، زیرا عمویش توسط صدام حسین دستگیر شده بود و قرار بود اعدام شود. صدام در روز تولدش معمولاً تعدادی زندانی آزاد میکرد. عموی او نیز یکی از زندانیان آزاد شده بود. آنها هنگام فرار به عمویش گفته بودند میخواهی با ما فرار کنی؟ میخواهیم برویم جایی که دموکراسی وجود دارد. اما او جواب داده بود دموکراسی! من نیازی به دموکراسی ندارم. آنها میآیند و کارشان را میکنند و بعد میروند. در نهایت ما میمانیم و کشوری که ویران شده است. من اینجا همه چیز دارم، شاید حاکمش کمی دیوانه و سختگیر باشد، اما من همه چیزهایی که میخواهم را دارم.
این موضوع در ذهن اسکافیلد ماندگار شد و او آن را مبنای سخنرانی جاناتان آیرونز (با بازی کوین اسپیسی)، مدیرعامل شرور Advanced Warfare، قرار داد.



آگهی فردا