چرا سرمایه‌گذاران در بازار سهام همزمان هم می‌ترسند و هم طمع می‌کنند؟

چرا سرمایه‌گذاران در بازار سهام همزمان هم می‌ترسند و هم طمع می‌کنند؟

فهرست محتوا

چرا سرمایه‌گذاران در بازار سهام همزمان هم می‌ترسند و هم طمع می‌کنند؟

بازار سهام به‌عنوان آیینه تمام‌نمای اقتصاد ایران، همواره صحنه بروز احساسات متضاد سرمایه‌گذاران بوده است. از یک سو، ترس از زیان و از سوی دیگر، طمع برای سودهای کلان، روان‌شناسی جمعی معامله‌گران را شکل می‌دهد. این دوگانگی احساسی در بورس تهران به‌وضوح قابل مشاهده است.

ریشه‌های دوگانگی احساسی در بازار سرمایه

بر اساس گزارش تجارت نیوز، ارزش ذاتی بازار سهام بر اساس گزارش‌های مالی تعیین می‌شود، اما همیشه فعالان بورسی در صف‌های فروش قدرت بیشتری نشان می‌دهند. این در حالی است که بازار با سرخوشی، در پشت صحنه خرید می‌ایستد.

بورس به جای آنکه آیینه اقتصاد ایران باشد، در دوگانگی هراس و امید اسیر شده است. صف‌های خرید و فروش، ریشه در چالش‌های اقتصادی کشور دارد. با این حال، عدم وجود ابزارهای متنوع در جهت پوشش ریسک، سبب شده تا بازار نسبت به عدد قیمت حساسیت بالایی نشان دهد و ردپای داده‌های هیجانی آن در تابلو معاملات باقی بماند. تنها راه عبور از این دوگانگی خطرناک، بازگشت ثبات به بازار و تقویت پیش‌بینی فعالان اقتصادی است.

مصداق امید و هراس

بورس تهران در سال‌های اخیر بارها نشان داده که بیش از آنکه آیینه اقتصاد باشد، صحنه بازتاب هیجانات جمعی است. شاخص کل گاه با یک خبر سیاسی رشدهای شتابانی را تجربه می‌کند و گاه به‌رغم گزارش‌های مثبت شرکت‌ها، به دلیل فضای ذهنی منفی غالب در بازار، درجه می‌زند یا سقوط می‌کند.

نمونه روشن آن ابتدای امسال بود که صرفاً خبر از مذاکرات بدون هیچ توافق واقعی، بهانه‌ای شد تا موجی از خوش‌بینی بازار را سبزپوش کند. در مقابل، اکنون با وجود سودآوری شرکت‌ها و ثبات رکوردهای فروش صنایع، نسبت P/E بازار زیر ۵ واحد استداده شده است؛ سطحی که معنایش بدبینی شدید سرمایه‌گذاران به آینده است. این دوگانگی امید و هراس، نشانه همان چرخه روانی است که علم مالی رفتاری آن را توضیح می‌دهد. روایت‌ها و داستان‌های سیاسی می‌توانند موتور محرک بازارها باشند.

در ایران نیز تجربه نشان داده کوچک‌ترین خبر از مذاکره یا رفع تحریم کافی است تا موج خرید شکل گیرد. این واکشن بیش از آنکه بر مبنای داده‌های بنیادی باشد، بر انتظارات و هیجانات جمعی سوار است. در نقطه مقابل، بازار امروز ایران نشان می‌دهد که چگونه سرمایه‌گذاران ریسک‌ها را بیش‌ازاندازه برآورد می‌کنند. نسبت قیمت به سود (P/E) کمتر از ۵ در مقایسه با میانگین تاریخی و بازارهای مشابه جهانی به این معناست که سرمایه‌گذاران آینده را بسیار تیره‌تر از واقعیت می‌بینند. این همان رفتاری است که به‌عنوان بیش‌واکنشی به اخبار منفی از آن یاد می‌شود. بازار، سناریوهای بدبینانه را پررنگ می‌کند و ارزش‌ها را پایین‌تر از آنچه هست، برآورد می‌کند.

بازار پیرو

در بازار ایران یک پدیده دیگر نیز به شدت رایج است. رفتار توده‌وار، یکی از مولفه‌هایی است که تأثیرات غیرقابل جبرانی بر سرمایه اهالی بورسی گذاشته است. رفتار توده‌وار به دلیل عدم شفافیت در شرایط مالی و همچنین در سیاست‌گذاری از اعتبار بالایی برخوردار نیست. نتیجه آنکه بورس‌بازان یا در صف خریدهای شلوغ گرفتار می‌شوند، یا در فروش‌های شتاب‌زده دارایی‌های خود را از دست می‌دهند.

هرچند این رفتار ممکن است در بازار کشورهای دیگر نیز مشاهده شود، اما در بورس ایران سرمایه‌گذاران خرد بیشتر به دنبال صف‌ها و جو عمومی حرکت می‌کنند و از تحلیل، چه از نوع بنیادی و چه تکنیکال غافل می‌مانند. نتیجه آنکه یا در صف خریدهای شلوغ گرفتار می‌شوند، یا در فروش‌های شتاب‌زده دارایی‌های خود را از دست می‌دهند.

اسارت در اعداد

آسود داموداران، عضو هیئت علمی دانشگاه و صاحب‌نظر حوزه ارزش‌گذاری سهام، در کتابی تحت عنوان «ارزش‌گذاری از داستان تا اعداد» در نکوهش توجه بسیار فعالان بازار به اعداد و ارقام و غفلت ماندن روایت در ارزش‌گذاری سهام، تأکید می‌کند و معتقد است، صرف تکیه به اعداد می‌تواند دامی برای دور شدن از داستان واقعی بازار و به‌خصوص شرکت‌ها باشد. غرق شدن در ارقام صورت‌های مالی شرکت‌ها بدون آنکه بدانیم چه کسب و کاری دارند، مسیر ناملوومی را در پیش‌روی ما قرار خواهد داد.

در بازار نیز التفاقات بیش از اندازه به عدد حمایت‌ها در شاخص سهام یا نمادها و مرکزهای حساس و روانی می‌تواند منجر به غلبه روندهای هیجانی شود که نتیجه‌ای جز بی‌ثباتی در بازار برای نخواهد داشت. موضوعی که در مالی رفتاری از آن به عنوان اثر لنگر یاد می‌شود. حمایت‌هایی که انتظار نداریم بشکنند، اما با پرواز قوی سیاه بر آسمان بازار با قدرت شکسته می‌شوند و ترس را بر جان اهالی بازار می‌اندازند. چه بسا رفتار شاخص کل طی چند سال اخیر نشان داده که اتفاقاً پس از شکست حمایت‌ها و اعدادی که فکر از دست دادن آن‌ها خطور نمی‌کرد، مسیر صعودی و پررونق آغاز شده است.

بازیگر پنهان سیاسی

شاید بتوان ریشه دوگانگی‌های بورس را در رفتار توده‌وار و اثر لنگر یا اسارت در اعداد جستجو کرد، اما بازیگر پنهان سریال تکراری بی‌ثباتی بازار سهام، سیاست‌گذاری بازار است. سیاست‌گذاران از سطح کلان تا سطوح پایین‌تر همگی در رفتار معامله‌گران اثرگذارند. به خصوص آنکه با بی‌ثباتی و تصمیمات خلقالساعه، قدرت پیش‌بینی‌پذیری را حتی از بزرگ‌ترین سرمایه‌داران بازار نیز گرفته‌اند.

هر کدام از رویکردهای سیاست‌گذاران طی سالیان اخیر از قیمت‌گذاری دستوری تا دخالت‌های مستقیم در صنایع، کبریتی بوده که بشکه باروت بازار را به آتش کشیده است. حتی تصمیمات ناگهانی در حوزه سیاست پولی در سال ۱۴۰۰ نیز تا حدودی به نفع همه نبود. چه سرمایه‌هایی که بدون هیچ برنامه‌ریزی، صرفاً با دعوت سیاست‌گذاران به بازار سهام نابود شدند.

طوفانی که چند سال است بورس تهران را با تلاطم‌های همراه کرده، موجب شده تا اعتماد فعالان اقتصادی نسبت به بازار سهام رنگ باخته و قدرت تصمیم‌گیری را از آنان بگیرد. علاوه بر آنکه ثبات سیاست‌گذاری، ریشه اصلی، اما پنهان روندهای هیجانی است، در نتیجه کاهش تلاطمات اقتصادی نیز راهکار واقعی برای پایداری روندها در بازار سرمایه به شمار می‌رود.

با این حال، عدم حضور پررنگ ابزارهای پوشش ریسک در بازار، سبب شده تا حتی با وجود تأیید ارزندگی بورس، خریداران در شرایط نااطمینانی جرئت خرید سهام را نداشته باشند. در نتیجه تنوع بیش‌تر ابزارها، یکی دیگر از راهکارهای مدیریت انتظارات بازار است.

به جز چند اختیار خرید و فروش که به لطف برخی از نهادهای مالی به نام در بازار دست به دست می‌شود، تقریباً بیش‌تر نمادها همچنان به شکل سنتی خرید و فروش می‌شوند. یکی دیگر از راهکارها، مدیریت انتظارات بازار است. سیاست‌گذاران باید با افزایش شفافیت، در تصمیمات حتی در سطوح کلان و بین‌المللی، خوش‌بینی یا بدبینی مفرد سهامداران را مدیریت کنند. در حالی که جایگاه شرکت اطلاع‌رسانی و آموزش بورس، در این شرایط از اهمیت خاصی برخوردار است.

منبع: دنیای اقتصاد
متخصص سئو: تقی مولوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *