چرا تغییرات زندگی اینقدر دشوارند؟ رازهای عبور از چالشهای تحولات شخصی
زندگی مانند کتابی پر از فصلهای مختلف است. شاید شما در حال رفتن به دانشگاه هستید یا اولین شغل بزرگسالی خود را شروع میکنید. شاید در آستانه ازدواج هستید، منتظر تولد فرزندتانید، با بحران میانسالی دست و پنجه نرم میکنید، ترفیع بزرگی گرفتهاید یا پس از سالها کار بازنشسته شدهاید. زندگی پر از ایست و خیزهاست و گذار از یک فصل به فصل دیگر هرگز آسان نیست. از آنجا که این بخشی از تجربه انسانی است، تحقیقات گستردهای به بررسی تمام زوایای این فرآیند پرداختهاند.
درک علمی تحولات زندگی
تحقیقات نشان میدهند که گذارهای “مطابق با سناریوی زندگی” – مانند فارغالتحصیلی از دانشگاه یا ازدواج – مدیریت آسانتری نسبت به گذارهای “منحرف از سناریو” دارند – مانند بیماریهای ناگهانی، طلاق یا کشف ناباروری. همچنین، گذارها زمانی آسانتر میشوند که پایانبندی “گرد و کامل” داشته باشید؛ یعنی با این احساس که کارتان را خوب انجام دادهاید و با انبوهی از حسرت رها نشدهاید. در نهایت، چالش بسیاری از گذارها، بازتعریف هویت شخصی و یادگیری مهارتهای جدیدی است که فصل تازه زندگی از شما میطلبد.
مهمترین تحولات زندگی و چالشهای آنها
ترک خانه و استقلال
شما به نوعی تنها هستید. اگر به دانشگاه میروید، با دوستانتان آپارتمان میگیرید یا شغل جدیدی شروع میکنید، جنبه مثبت ماجرا این است که بالاخره میتوانید خودتان باشید، زندگی را آنطور که میخواهید شکل دهید و هویتی جدید بسازید. اما چالش اینجاست که چگونه در دنیای بزرگسالی با حمایت کمتر حرکت کنید. مهارتهای جدیدی برای یادگیری وجود دارد – پرداخت قبضها، ایجاد روابط با غریبهها، عملکرد در محیط کار در کنار افرادی که شما را به یاد والدینتان میاندازند اما والدین شما نیستند. اگر با مشکلاتی مانند اختلال کمبود توجه/بیشفعالی (AD/HD) یا اضطراب اجتماعی دست و پنجه نرم میکنید، این مشکلات در این مرحله خود را نشان میدهند.
ازدواج
در حالی که بیشتر طلاقها در نقطه “خارش هفتساله” اتفاق میافتند، خطرناکترین زمان دوم در یک رابطه اولیه، سالهای ابتدایی است. شما باید روالها را تنظیم کنید، با حساسیتهای شریک زندگی خود کنار بیایید و برای مشکلات کوچک و بزرگ راهحلهای برد-برد پیدا کنید. پس از محو شدن شور و شوق اولیه ازدواج، چالش شما یافتن سازگاری روزمره است.
فرزنددار شدن
در ماهها یا سال اول پس از تولد فرزند، خواب چندانی ندارید. باید یاد بگیرید چگونه سبک فرزندپروری خود را برای کودک ۳ ساله در مقابل کودک ۸ ساله تنظیم کنید و همه اینها را با شریک زندگی خود هماهنگ کنید. در این مرحله تمرکز شما از رابطه زناشویی به فرزندپروری تغییر میکند و هویت شما از عاشق به مراقب تبدیل میشود. خطر اینجاست که رابطه زناشویی گم شود. چالش، حفظ این ارتباط زناشویی، ایجاد تعادل بین فرزندان، شریک زندگی، شغلها و کار تیمی برای تقویت مهارتهای فرزندپروری است. اگر پایهای که در آن سالهای اولیه ریختهاید ضعیف باشد یا مسائل سلامت روان حل نشده باقی بمانند، همه اینها دشوارتر میشود.
میانسالی
الان یا هرگز: شما آن شغل در شیکاگو را میپذیرید و آخر هفتهها به خانه برمیگردید؛ شرکت خود را تأسیس میکنید، یا سبک زندگی خود را تغییر میدهید و به آنچه شادی میآورد – هنر یا مهارتتان – متعهد میشوید، یا متوجه میشوید رابطهتان مرده است. این مرحلهای است که دیگر نگران نظر دیگران نیستید، بلکه بر آنچه باید قبل از پایان زندگی انجام دهید تمرکز میکنید. شما هنوز زمان و امیدواریم انرژی دارید، اما اگر این زمان را هدر دهید، انرژی نداشته باشید، احساس گرفتاری کنید یا از عمل بترسید، فرصتها از دست میروند و با انبوهی از حسرتها مواجه میشوید.
بازنشستگی
زمان لذت بردن از ثمرات سالها کار است. اما اگر هویت شما به کارتان گره خورده بود یا تنها چیزی که رابطه شما را نگه میداشت، بزرگ کردن فرزندان بود، روی زمین لرزانی ایستادهاید. شش ماه اول را صرف انجام فهرست کارهای معوقه میکنید، اما بعد چه؟ قرار است ۲۰ سال آینده را چگونه بگذرانید؟ برخی به زندگی کسالتبار تماشای تلویزیون، یوتیوب و هفتهای یک بار گلف بسنده میکنند؛ برخی دیگر رابطه را میشکنند و طلاق میگیرند. چالش، خلق آن فصل جدید، یافتن حس هدف و دوباره خودسازی است.
چگونه این فاصله بین فصلها را به بهترین شکل پشت سر بگذاریم؟ سه پیشنهاد کاربردی
۱. منتظر احساس فقدان باشید
حتی اگر پایانبندی “گرد و کامل” داشته باشید – یعنی بسته شده باشد و از آنچه انجام دادهاید راضی باشید – باز هم فقدانی وجود دارد و فقدان، اندوه به همراه میآورد. مانند یک عضو خیالی، انتهای عصبی فصل پشت سر گذاشته شده هنوز برای مدتی فعال میماند. افکار شما به گذشته برمیگردد، زیرا آینده هنوز نامشخص است. اما با حرکت رو به جلو، این احساس کمرنگ میشود. همانطور که آنتونیو ماچادو، شاعر، نوشته است: “ای رهرو، راهی وجود ندارد، راه با رفتن ساخته میشود.”
۲. منتظر یک منحنی یادگیری باشید
مهارتهای جدید یک شبه یاد گرفته نمیشوند. خواه هدایت سیاستهای اداری باشد، خواه مذاکره برای مصالحه با شریک زندگی، تعویض پوشک یا مدیریت پول، شما مرتکب اشتباه خواهید شد – یادگیری همین است. چالش این است که صبور باشید و از سرزنش خود یا تسلیم شدن بپرهیزید. زندگی فرآیند حذف است؛ هر اشتباه به معنای یک اشتباه کمتر برای انجام دادن است. به همین دلیل است که ممکن است در ۴۰ سالگی تجربه داشته باشید، اما در ۶۰ سالگی خرد داشته باشید.
۳. حمایت بگیرید
ممکن است یک معلم، مربی یا راهنما باشد که به شما در یادگیری مهارتها کمک کند. ممکن است یک دوست خوب باشد که از نظر عاطفی از شما حمایت میکند یا صادقانه شما را راهنمایی میکند، کسی که شما را مسئول نگه میدارد، یا ممکن است یک مشاور باشد که هر سه کار را انجام میدهد. پیشروی در زندگی یک سفر انفرادی نیست، بلکه یک فعالیت گروهی است و اغلب هر چه گروه بزرگتر باشد، بهتر است.
پیام همه اینها این است که شما بدون توجه به آنچه انجام میدهید یا نمیدهید، از این گذارها عبور خواهید کرد، صرفاً به این دلیل که رودخانه زندگی شما را به پیش میراند. سوال این است که چگونه این گذارها را به موثرترین شکل ممکن مدیریت کنید. در نهایت، این به خود شما بستگی دارد و شاید این بزرگترین چالش از همه باشد.
برای یافتن یک درمانگر، به دایرکتوری درمان Psychology Today مراجعه کنید.


تغییر کاربری کانتینر