چرا الکل نمی‌تواند خلأ وجودی شما را پر کند؟ راز واقعی غلبه بر بی‌حوصلگی

فهرست محتوا

چرا الکل نمی‌تواند خلأ وجودی شما را پر کند؟ راز واقعی غلبه بر بی‌حوصلگی

آن احساس ناخوشایند وقتی زندگی از شلوغی می‌ایستد

آیا آن حس ناخوشایند وقتی زندگی از شلوغی روزمره فاصله می‌گیرد را می‌شناسید؟ شاید یک بعدازظهر آرام یکشنبه باشد، یا شبی در وسط هفته که به طور غیرمعمولی ساکت است. وقتی هیاهوی روز فروکش می‌کند، ممکن است احساس کنید چیزی کم است.

ناگهان، میل شدیدی برای یافتن یک حواس‌پرتی – هر نوع حواس‌پرتی – به وجود می‌آید. ما به طور غریزی به سمت تلفن همراه، کنترل تلویزیون و برای بسیاری از افرادی که عملکرد بالایی دارند اما الکل مصرف می‌کنند، به بطری الکل روی می‌آوریم.

چرخه معیوب الکل و بی‌حوصلگی

اگر این صحنه برایتان آشناست: برای لحظه‌ای، نوشیدنی الکلی به نظر کمک می‌کند. ناراحتی آزاردهنده محو می‌شود و جای خود را به یک بی‌حسی وزوزکننده می‌دهد. شما آهی می‌کشید و می‌گویید: “حالا بهتر شد”، و نتیجه می‌گیرید که یک لیوان شراب درمان بی‌حوصلگی است.

اما روز بعد، خود را در همان چرخه قبلی می‌یابید. اگر این وضعیت برایتان آشناست، بدانید که تنها نیستید. نوع عمیق‌تری از بی‌حوصلگی وجود دارد که بسیاری از مصرف‌کنندگان الکل با عملکرد بالا با آن مواجه هستند – نوعی که فراتر از گذراندن وقت است.

بی‌حوصلگی وجودی چیست و چرا میل به نوشیدن را تقویت می‌کند؟

روانشناسان این حالت عمیق‌تر را “بی‌حوصلگی وجودی” می‌نامند. بی‌حوصلگی وجودی با بی‌حوصلگی روزمره، مثل گیر کردن در ترافیک یا انتظار در صف متفاوت است. این مسئله درباره نداشتن کاری برای انجام دادن نیست، بلکه درباره ندانستن دلیل انجام هر کاری است.

اگر بی‌حوصلگی موقعیتی ناشی از کمبود تحریک باشد، بی‌حوصلگی وجودی ناشی از کمبود معناست.

ویکتور فرانکل، بنیانگذار لوگوتراپی و بازمانده هولوکاست، معتقد بود که بی‌حوصلگی وجودی نشان‌دهنده بحران معناست – چیزی که او آن را “خلأ وجودی” نامید. فرانکل استدلال کرد که انسان‌ها توسط دو غریزه قدرتمند هدایت می‌شوند:

۱. اراده برای بقا
۲. اراده برای یافتن معنا در آن بقا

در گذشته، اجداد ما وقت بی‌حوصلگی نداشتند. آنها مشغول شکار، جمع‌آوری، روشن کردن آتش و دفاع از خود در برابر حیوانات وحشی یا قبایل رقیب بودند. بقا هدف آنها بود.

اما در دوران مدرن، برای بسیاری از ما، بقا تضمین شده است. و ما با سوال آرام اما آزاردهنده‌تری مواجه می‌شویم: “هدف از همه اینها چیست؟”

چرا الکل راه‌حل سریعی برای بی‌حوصلگی به نظر می‌رسد، اما نیست

بی‌حوصلگی اساساً یک فضای خالی است – خالی از فعالیت، مشارکت یا هدف. در زندگی‌ای که مدام با کار بعدی برای انجام دادن، تعهد اجتماعی بعدی برای حضور و هدف بعدی برای دنبال کردن پر شده است، یک خالی‌شدن ناگهانی می‌تواند تقریباً ترسناک به نظر برسد.

مثل این است که یک همستر برای اولین بار از چرخ پیاده شود و در حالت فلج یخ بزند: “دیگر روی چرخ نمی‌دوم… اما حالا چه؟”

بنابراین به دنبال چیزی – هر چیزی – برای پر کردن فضا می‌گردیم. الکل به یکی از ساده‌ترین راه‌حل‌ها تبدیل می‌شود. این ماده ناراحتی را کاهش می‌دهد و به ما اجازه می‌دهد از ترسناک‌ترین سؤال اجتناب کنیم: “هدف از همه اینها چیست؟”

اما ما متوجه نبودیم که پاسخ واقعی در طرف دیگر بی‌حوصلگی نهفته است. آلبر کاموس تنش بین تکرار و معنا را بررسی کرد. او پیشنهاد کرد که وقتی زندگی پوچ به نظر می‌رسد یا وقتی تکرار روزمره بی‌هدف به نظر می‌رسد، با انتخابی روبرو می‌شویم: می‌توانیم ناامید شویم، یا می‌توانیم تصمیم بگیریم معنا را خودمان بسازیم.

توهم تسکین: الکل به عنوان درمانی کاذب برای خلأ

بی‌حوصلگی مانند خانه‌ای خالی است که منتظر پر شدن است. وقتی جلوی ورودی می‌ایستید، ممکن است کمی با امکان طاقت‌فرسا فلج شوید: “می‌توانم آن را با هر چیزی که می‌خواهم پر کنم؟” این کمی ترسناک به نظر می‌رسد… اما از نوع خوب آن. و پر کردن آن به روشی که منعکس‌کننده رویاهای وحشی شما باشد، زمان و انرژی می‌طلبد.

اما آیا واقعاً می‌خواهید به نزدیک‌ترین فروشگاه ارزان‌قیمت بروید و هر چیزی که می‌بینید را بردارید، فقط برای فرار از کار؟ یا ترجیح می‌دهید وقت بگذارید و آن را با چیزهایی که واقعاً دوست دارید پر کنید؟

اکثر ما ترجیح می‌دهیم زمان و توجه لازم را برای تزئین و پر کردن آن خانه با قصد و نیت اختصاص دهیم. اما وقتی به خانه خالی بی‌حوصلگی می‌رسیم، اغلب به سراغ میوه‌های در دسترس می‌رویم – اولین گزینه‌هایی که به ذهن می‌رسند: تلفن، کنترل، بطری شراب.

چهار ستون برای پر کردن خلأ بدون الکل

تنها چیزی که واقعاً می‌تواند خلأ بی‌حوصلگی وجودی را پر کند، معناست. و به طور متناقض‌نمایی، معنا اغلب در طرف دیگر بی‌حوصلگی نهفته است.

در “کنجکاوی هوشیار”، ما معتقدیم که برای شکستن الگوهای قدیمی نوشیدن – چه از الکل برای اجتناب از بی‌حوصلگی، جستجوی تسکین، یا احساس زنده‌تر بودن استفاده کنیم – باید روی چیزی بیش از “توقف نوشیدن” تمرکز کنیم.

برای ایجاد یک زندگی پویا بدون الکل، چهار ستون اصلی هوشیاری لازم است:

ستون ۱ – کشف ارزش‌ها: برای اتصال مجدد با آنچه واقعاً به شما رضایت و احساس کمال می‌دهد
ستون ۲ – ارتقای باورها: برای بازنویسی داستانی که درباره الکل و خودتان به شما گفته شده است
ستون ۳ – ساختن مهارت‌ها: برای جایگزینی الکل با ابزارهای توانمندساز برای برآوردن نیازهایی که الکل قبلاً در زندگی به شما کمک می‌کرد برآورده کنید
ستون ۴ – تغییر ذهنیت: برای پرورش ذهنیتی که به شما امکان می‌دهد هر شکست یا چالشی را به سنگ‌پله تبدیل کنید