فوری
خروج مدل هوش مصنوعی متا از کنترل در محیط تست؛ نفوذ به سیستم‌های خارجی · توقف تولید لندروور دیسکاوری اسپرت پس از ۱۱ سال؛ پایان راه شاسی‌بلند کامپکت بریتانیایی · اعتراف متا به نفوذ هوش مصنوعی به سیستم شرکت دیگر؛ تکرار خطاهای امنیتی شرکت Irregular · دستگیره‌ های برقی خودروها به تله تبدیل شده‌اند؟ تدوین قوانین جدید برای ایمن‌سازی درهای الکترونیکی · کشف شگفت‌انگیز پژوهشگران: داروی ویاگرا مانع از گسترش و متاستاز سرطان می‌شود خروج مدل هوش مصنوعی متا از کنترل در محیط تست؛ نفوذ به سیستم‌های خارجی · توقف تولید لندروور دیسکاوری اسپرت پس از ۱۱ سال؛ پایان راه شاسی‌بلند کامپکت بریتانیایی · اعتراف متا به نفوذ هوش مصنوعی به سیستم شرکت دیگر؛ تکرار خطاهای امنیتی شرکت Irregular · دستگیره‌ های برقی خودروها به تله تبدیل شده‌اند؟ تدوین قوانین جدید برای ایمن‌سازی درهای الکترونیکی · کشف شگفت‌انگیز پژوهشگران: داروی ویاگرا مانع از گسترش و متاستاز سرطان می‌شود

من قصد داشتم مضحک‌ترین محصولات هوش مصنوعی را مسخره کنم، اما صنعت تکنولوژی زودتر آن را ساخت!

فهرست محتوا

هدف من از این شوخی این بود که نشان دهم به زودی هر وسیله معمولی خانگی به دوربین، تحلیل‌های هوش مصنوعی و اشتراک پرمیوم مجهز می‌شود؛ اما ظاهراً این ایده مسخره، اکنون به یک مدل تجاری واقعی در دنیای فناوری تبدیل شده است!

به گزارش واضح به نقل از Digital Trends، من می‌خواستم یک محصول هوش مصنوعی چنان احمقانه و خنده‌دار اختراع کنم که هیچ بنیان‌گذاری نتواند از آن برای جذب سرمایه اولیه استفاده کند. این محصول فرضی باید مشکلی را حل می‌کرد که هیچ‌کس نداشت، داده‌هایی به مراتب بیشتر از حد نیاز جمع‌آوری می‌کرد و رفتارهای عادی روزمره را به تحلیل‌هایی تبدیل می‌کرد که لحنی ناامیدکننده نسبت به صاحب خود داشتند. در نهایت نیز پویایی این ابزار به گونه‌ای می‌بود که حول و حوش ویژگی سوم، از کاربر تقاضای خرید اشتراک می‌کرد.

کارم را با یک چنگال هوش مصنوعی شروع کردم. این چنگال سرعت جویدن، تقارن گاز زدن و چیزی به نام «میزان درگیری با غذا» را اندازه‌گیری می‌کرد. وقتی چنگال متوجه «غذا خوردن احساسی» می‌شد، به آرامی می‌لرزید! کاربران نسخه پرمیوم هم می‌توانستند از چنگال بپرسند که چرا وضعیت روحی‌شان این‌گونه است!

من قصد داشتم مضحک‌ترین محصولات هوش مصنوعی را مسخره کنم، اما صنعت تکنولوژی زودتر آن را ساخت!

احمقانه‌ترین ایده‌های هوش مصنوعی که به ذهنم رسید

از آنجا که چنگال فرضی من فقط یک سری فاکتورهای بی‌هوده را اندازه‌گیری می‌کرد، ایده را ارتقا دادم و به یک بالش هوش مصنوعی رسیدم؛ بالشی که به حرف زدن شما در خواب گوش می‌دهد و صبح‌ها یک «خلاصه مدیریتی» از آن تحویلتان می‌دهد! این بالش دغدغه‌های فکری تکراری شما را شناسایی می‌کند و می‌پرسد آیا خواب دیشب شما درباره یک مرغ با دندان‌های انسانی، نشان‌دهنده عدم قطعیت در مورد برند شخصی شماست یا خیر!

سپس نوبت به دمپایی‌های هوش مصنوعی رسید که هر قدم بی‌هدف شما را در آشپزخانه نقشه‌برداری می‌کنند. این دمپایی‌ها می‌دانند چه زمانی بدون هدفی مشخص به سمت یخچال راه می‌روید و به محض تشخیص «حرکت با انگیزه پایین»، شروع به لرزش می‌کنند! دسترسی به «حالت هدفمند» این دمپایی‌ها ماهانه ۸.۹۹ دلار هزینه دارد.

من قصد داشتم مضحک‌ترین محصولات هوش مصنوعی را مسخره کنم، اما صنعت تکنولوژی زودتر آن را ساخت!

اما دوش هوش مصنوعی من از این هم فعال‌تر است. این دوش اندازه‌گیری می‌کند که چقدر زیر آب داغ می‌ایستید و به تصمیمات اشتباه زندگی‌تان فکر می‌کنید؛ سپس هر زمان که حس کند دیدگاه شما به اندازه کافی کارآفرینانه نیست، دمای آب را پایین می‌آورد!

یک ماگ قهوه هوش مصنوعی هم پای این فناوری را به محل کار باز می‌کند. این ماگ هر بار پر شدن مجدد خود را به جلسه‌ای که باعث آن شده ربط می‌دهد و نوشیدن‌های عصبی و تدافعی را در طول تماس‌های ویدیویی تشخیص می‌دهد. اما صندلی هوش مصنوعی پا را فراتر می‌گذارد؛ این صندلی وضعیت نشستن، تعلل در کار و نشستن‌های با سطح اقتدار پایین را ردیابی می‌کند. صندلی متوجه می‌شود چه زمانی یک سند کاری را باز کرده و بلافاصله گوشی خود را چک می‌کنید، و در نهایت یک گزارش عملکرد هفتگی به مدیر شما ارسال می‌کند!

محصول بعدی یک کیف پول هوش مصنوعی بود که تصمیمات مالی بد شما را هنگام پرداخت، با صدای بلند اعلام می‌کرد! این کیف پول بعد از نیمه‌شب خود را قفل می‌کند، مگر اینکه اشتراک «تکانشگری پلاس» را فعال کرده باشید. هرکسی که دچار آسیب‌پذیری عاطفی شده باشد، باید هویت خود را از طریق یک کوییز کوتاه تایید کند تا مشخص شود آیا واقعاً به یک کیبورد مکانیکی دیگر نیاز دارد یا خیر!

برای محصول نهایی، یک نگه‌دارنده دستمال توالت هوش مصنوعی طراحی کردم که سرعت چرخش رول را بررسی می‌کند، روندهای گوارشی خانه را به دست می‌آورد و برای آزاد کردن برگ آخر دستمال، از شما می‌خواهد ابتدا یک حساب کاربری بسازید!

فکر می‌کردم این ایده دیگر آن‌قدر احمقانه است که هیچ شرکت واقعی در دنیا به سراغ ساختنش نرود.

متاسفانه همه این ایده‌های مضحک، رقبای واقعی در بازار دارند!

هیچ‌کدام از این محصولات واقعی نیستند؛ دست‌کم زمانی که من آن‌ها را روی کاغذ می‌نوشتم واقعی نبودند. اما واقعیت این است که چنگال قضاوت‌گر من همین حالا هم خویشاوندانی در بازار دارد! مسواک هوش مصنوعی Epitome e1 به بیش از ۱۰۰ سنسور مجهز است. این دستگاه دندان‌ها را به ۱۰۰,۰۰۰ پیکسل نقشه‌برداری می‌کند، آلودگی‌ها را تشخیص می‌دهد و تحلیل‌های مفصلی از سلامت دهان و دندان ارائه می‌دهد. من به دنبال وسیله‌ای بودم که دهانم را پایش کند و دیدم که این صنعت از قبل به آنجا رسیده است.

بالش خیالی من هم رقبای واقعی دارد؛ گجت‌های همدمی که برای گوش دادن، به خاطر سپردن، تفسیر روحیات و پاسخ دادن عاطفی ساخته شده‌اند. پروژه نوا (Project Ava) از شرکت ریزر (Razer) صاحب خود را از طریق دوربین زیر نظر می‌گیرد، متوجه می‌شود روی صفحه نمایش کامپیوتر چه می‌گذرد و از طریق یک شخصیت هولوگرافیک به او توصیه ارائه می‌دهد. ربات Loona نیز وعده گفتگو، بازی، مراقبت از خانه و همراهی از طریق هوش مصنوعی ChatGPT را می‌دهد.

وقتی نوبت به حیوانات خانگی می‌رسد، مسخره کردن این محصولات جاسوسی سخت‌تر هم می‌شود. ظرف خاک هوش مصنوعی Purobot Max Pro ۲ از شرکت PETKIT از دوربین هوش مصنوعی، فناوری تشخیص چهره، سنسورهای وزن و پروفایل‌های مجزا برای چندین گربه استفاده می‌کند. این دستگاه دفعات رفتن به دستشویی را ثبت می‌کند، از مدفوع و ادرار گربه عکس می‌گیرد، به صدای ناله ناشی از درد گوش می‌دهد و هشدارهای سلامتی را از طریق اپلیکیشن ارسال می‌کند. این اطلاعات شاید به صاحب پت کمک کند تا یک مشکل پزشکی را زودتر تشخیص دهد، اما معنایش این است که یکی از پیشرفته‌ترین دوربین‌های فنی در یک خانه مدرن، تمام عمر خود را صرف مستندسازی مدفوع گربه می‌کند!

ماگ خیالی من فقط یک گوشه از روز را مانیتور می‌کرد، اما پروژه موتوکو (Project Motoko) از شرکت ریزر کل تصویر را می‌خواهد. این هدفون مفهومی دو دوربین 4K را نزدیک صورت کاربر قرار می‌دهد، در حالی که میکروفون‌ها صداهای او و محیط اطراف را ضبط می‌کنند. یک دستیار هوش مصنوعی می‌تواند هر چه کاربر می‌بیند را تفسیر کند، تابلوها را ترجمه کند، اشیاء را شناسایی کند، دستور پخت پیشنهاد دهد و راهنمای ورزشی ارائه کند. ظاهراً هدفون‌هایی که به همه چیز گوش می‌دادند هنوز کمبود اطلاعات داشتند، بنابراین یک نفر به آن‌ها چشم هم داده است!

حتی لوازم آشپزخانه نیز به این موج پیوسته‌اند. شرکت ال‌جی (LG) مایکروویوها و اجاق‌هایی را به نمایش گذاشته که دارای دوربین داخلی هستند؛ این دوربین‌ها غذا را تشخیص می‌دهند، روند پخت را زیر نظر می‌گیرند و ویدیوی تایم‌لپس خلاصه از آن درست می‌کنند. حالا قبل از اینکه کسی بفهمد شام خوشمزه است یا نه، روند پخت آن به «محتوای ویدیویی» تبدیل می‌شود! محصولات تخیلی من قرار بود کم‌کم غیرقابل‌باورتر شوند، اما واقعیت از همکاری با من سر باز زد!

فرمول ۸ مرحله‌ای برای تزریق هوش مصنوعی به هر وسیله معمولی

پس از مقایسه محصولات فانتزی خودم با محصولات واقعی بازار، فکر می‌کنم توانسته‌ام فرآیند مهندسی معکوس این بیزینس‌پلان را کشف کنم:

  1. وسیله‌ای را پیدا کنید که همین حالا هم بدون نیاز به حساب کاربری به خوبی کار می‌کند.
  2. دوربین، میکروفون یا سنسورهایی به تعداد کافی برای نظارت بر یک فرودگاه منطقه‌ای به آن اضافه کنید!
  3. نام تمام این جاسوسی‌ها و نظارت‌ها را «شخصی‌سازی» بگذارید.
  4. یک عادت کاملاً معمولی روزانه را به یک «امتیاز عددی» تبدیل کنید.
  5. شروع به تولید توصیه‌های مختلف کنید.
  6. تاریخچه، تفسیر اطلاعات یا کاربردی‌ترین تنظیمات دستگاه را پشت سد خرید اشتراک Premium قرار دهید.
  7. ؟؟؟
  8. کسب سود و درآمد!

محصول نهایی لزوماً کار را برای شما انجام نمی‌دهد؛ بلکه تماشا می‌کند که شما کار را انجام دهید، به تلاشتان نمره می‌دهد و نوتیفیکیشنی ارسال می‌کند که چطور می‌توانید آن را بهبود ببخشید. شرکت‌ها مدام توانایی «مشاهده کردن یک چیز» را با توانایی «کمک کردن به بهبود آن» اشتباه می‌گیرند.

تبریک می‌گویم؛ مسواک شما اکنون مدیر شماست!

یک وسیله کاربردی، تلاش و زحمت شما را کاهش می‌دهد؛ اما یک مدیر میانی، فقط میزان تلاش شما را اندازه‌گیری می‌کند. بسیاری از این گجت های هوش مصنوعی مانند یک مدیر میانی رفتار می‌کنند. مسواک تکنیک شما را بررسی می‌کند در حالی که کار اصلی تمیز کردن را خودتان انجام می‌دهید. آینه صورت شما را مطالعه کرده و توصیه‌های زیبایی ارائه می‌دهد در حالی که خودتان در حال آماده شدن هستید. هدفون موسیقی پخش می‌کند، دنیا را می‌بیند، آن را تفسیر می‌کند و تصمیم می‌گیرد چه اطلاعاتی ارزش توجه شما را دارد.

شاید برخی از این اطلاعات مفید باشند. ظرف خاکی که متوجه بیماری گربه می‌شود، چیز ارزشمندی را شناسایی کرده است. فر توکاری که اجازه نمی‌دهد شام بسوزد، واقعاً کار مفیدی انجام داده است. اما مشکل زمانی شروع می‌شود که هر فعالیت پیش‌پاافتاده روزمره، یک امتیاز، روند، خلاصه، هشدار، توصیه یا اخطاری درباره رشد شخصی تولید کند. من خودم می‌دانم که در طول جلسات کاری بد، بیش از حد قهوه می‌نوشم؛ نیازی ندارم که ماگ برای من پرونده تشکیل دهد!

من یک کالا خریدم، اما وارد یک رابطه اداری شدم!

افزودن تکنولوژی هوش مصنوعی همچنین می‌تواند یک محصول نهایی و کامل را به یک تعهد اداری و مدیریتی مداوم تبدیل کند. آن شیء نیاز به حساب کاربری دارد. حساب کاربری مجوزهای دسترسی می‌خواهد و اپلیکیشن مدام نوتیفیکیشن می‌فرستد. فیرم‌ور (Frimware) دستگاه نیاز به آپلود آپدیت دارد. دوربین چیزی را که دیده اشتباه تفسیر می‌کند و مالک باید آن را تصحیح کند. سرویس ابری گزارشی تولید می‌کند که باید باز شود، تفسیر شود، نادیده گرفته شود یا ارتقا یابد.

یک زمان مسواک فقط از شما خمیردندان می‌خواست؛ اما نسخه هوشمند امروزی ممکن است آدرس ایمیل، رمز عبور وای‌فای، تاریخ تولد و موافقت با سیاست حریم خصوصی را بخواهد که هیچ‌کس تا به حال با میل خود آن را نخوانده است! این رابطه همچنین به این بستگی دارد که شرکت سازنده چقدر به پشتیبانی از آن علاقه داشته باشد. وقتی هوش یک دستگاه روی سرور ابری قرار دارد، تولیدکننده کنترل می‌کند که آن ویژگی چقدر زنده بماند، کدام تحلیل‌ها در دسترس بمانند و آیا کاربردی‌ترین تنظیمات فردا، بخشی از یک طرح پولی و اشتراکی خواهد بود یا خیر. این یعنی حجم زیادی از عدم قطعیت برای وسیله‌ای که نسخه قبلی و غیرهوشمند آن، بدون هیچ دردسری کارش را انجام می‌داد.

من هنوز هم فکر می‌کنم ایده جادستمال توالت هوش مصنوعی آن‌قدر مضحک است که رنگ واقعیت به خود نگیرد؛ اما متاسفانه، من اکنون ویژگی‌های آن را شرح داده‌ام، مدل تجاری‌اش را شناسایی کرده‌ام و این ایده را به صورت آنلاین منتشر کرده‌ام! بعید نیست فردا آن را در بازار ببینم.