منچستر یونایتد: ولخرجی یا خرید درست؟

منچستریونایتد پیشنهادی ۵۵ میلیون پوندی برای وینگر لیگ برتر تقدیم کرد؛ اعتراف مدیر درباره فروش بازیکنان!

فهرست محتوا

آیا منچستر یونایتد در بازار نقل و انتقالات تابستانی، ولخرجی می‌کند یا خریدهای درستی انجام می‌دهد؟

بحث و جدل همیشگی در مورد خریدهای منچستر یونایتد در فصل نقل و انتقالات، بار دیگر بالا گرفته است. عده‌ای معتقدند که این باشگاه ولخرجی‌های بیهوده‌ای انجام می‌دهد، در حالی که عده‌ای دیگر باور دارند که یونایتد بالاخره در مسیر درستی گام برمی‌دارد و خریدهای منطقی و هدفمندی را انجام می‌دهد. این موضوع، به ویژه برای هواداران رقبای سنتی مانند لیورپول، از جذابیت خاصی برخوردار است.

نگاهی طنزآلود به موفقیت‌ها و ناکامی‌های تیم‌ها

یکی از نکات جالب در دنیای فوتبال، این است که هیچ تیمی از گزند طعنه و کنایه در امان نیست. حتی تاتنهام که در صدر رده‌بندی خوشحالی هواداران قرار دارد، نمی‌تواند از این قاعده مستثنی باشد. آیا واقعاً آن‌ها خوشحال‌تر از لیورپول قهرمان هستند؟ و آیا باید دست از سر تاتنهام برداریم؟

پس از فینال لیگ اروپا، هواداران تاتنهام با غرور می‌گفتند: «دیگر نمی‌توانید به ما طعنه بزنید.» اما حقیقت این است که همیشه می‌توان به هر تیمی طعنه زد، فقط کافی است هدف را تغییر دهیم.

  • قهرمانی در لیگ اروپا؟ مسابقاتی که باشگاه‌های بزرگ برای شرکت در آن خیلی خوب بودند!
  • اخراج آنژه پوستکوگلو؟ خنده‌دار است، بردن یک جام در تاتنهام یک جرم نابخشودنی است!
  • نگه داشتن آنژه؟ موفق باشید که فصل آینده در خانه و اروپا تحقیر شوید!

این فقط مختص تاتنهام نیست. همه باشگاه‌ها، فارغ از دستاوردهایشان، می‌توانند و باید مورد تمسخر قرار گیرند.

  • بردن جام اتحادیه؟ جامی بی‌ارزش که هر تیم جدی‌ای در مراحل اولیه با تیم جوانان بازی می‌کند.
  • بردن جام حذفی؟ جامی کوچک، لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا مهم هستند.
  • صعود به لیگ قهرمانان اروپا؟ اتفاق بزرگی نیست، الان که ۵ تیم صعود می‌کنند!
  • صعود به مدت ۱۵ سال متوالی؟ تبریک برای جام رتبه چهارمی (یا پنجمی، برای اینکه به‌روز باشیم)!
  • بردن لیگ؟ سال ضعیفی بود، بقیه تیم‌ها خودشان زمین خوردند، ارزشی ندارد.
  • عبور از کل لیگ بدون شکست؟ بازی‌های مساوی زیادی داشتید، در جام حذفی به میدلزبورو باختید، شکست‌ناپذیر؟ مسخره است!
  • بردن لیگ به دفعات زیاد؟ خرج کردن پول. و مالکان شما آشغال هستند.

خلاصه اینکه مهم نیست تیم شما چه برده، در چه رتبه‌ای قرار گرفته یا چقدر خوب بازی کرده است، همه تیم‌ها و هوادارانشان مورد تمسخر قرار خواهند گرفت. و این باید همینطور باشد. اگر فکر می‌کنید غیر از این است، چیزی از هواداران فوتبال نمی‌دانید.

کانر مالون، Donegal

پیش‌بینی‌های خنده‌دار فصل

در پایان فصل، مرور پیش‌بینی‌ها و نظرات کارشناسان (یا همان بچه‌هایی که یک کانال در شبکه‌های اجتماعی دارند) بسیار سرگرم‌کننده است.

یکی از این نظرات که در ابتدای فصل مطرح شد، از گری ونس بود که پس از تماشای باخت ۰-۳ تیم محبوبش منچستر یونایتد مقابل لیورپول در بازی‌های پیش‌فصل، با اطمینان اعلام کرد که “هنوز چیزهایی دیده است که نشان می‌دهد آن‌ها فصل خوبی خواهند داشت.”

براوو، ما یک برنده داریم.

کریس واکر

انتقال‌های خنده‌دار

اگر منچستر یونایتد به سیاست خرید بازیکن از رقبای خود بازگشته است، آیا نباید به دنبال بازیکنانی از برنلی، لیدز و ساندرلند باشد؟

کریس، NUFC

آیا منچستر یونایتد عاقلانه عمل می‌کند؟

منچستر یونایتد (تیم من) چه کار می‌کند؟ به نظر می‌رسد آن‌ها به دنبال بازیکنانی مانند کونا و امبوئمو هستند که سابقه موفقی در لیگ برتر دارند و در اوج دوران بازی خود قرار دارند، نه بازیکنان جوانی که پتانسیل دارند. و آن‌ها “اسم‌های بزرگی” نیستند که یک حس برتری‌جویی بالقوه مخرب را به همراه داشته باشند.

انگار که… یونایتد دارد انتقال‌های درستی انجام می‌دهد؟ یادم نمی‌آید آخرین بار کی این اتفاق افتاد.

مطمئنم فصل آینده باز هم وحشتناک خواهند بود، اما حداقل می‌توانم از پنجره نقل و انتقالات لذت ببرم.

دن (امیدوارم از شروع ایمیل من به سبک یک مدیر میانی لذت برده باشید)، Worthing

هنوز راه درازی در پیش است… پس آرام باشید

حجم زیاد اطلاعات (غلط) در طول “فصل نقل و انتقالات” حیرت‌آور است. اینکه چقدر از این اطلاعات که توسط “خبرنگارانی” که قبلاً اسمشان را نشنیده‌اید، یا توسط مدیر برنامه‌هایی که به دنبال فرصتی برای گرفتن قرارداد جدید یا بهتر برای بازیکنان خود هستند، یا توسط رسانه‌هایی که به دنبال کلیک بیشتر هستند، منتشر می‌شود، درست است؟ احتمالاً کمتر از ۱ درصد.

هر بازیکنی که صحبت از رفتنش به یکی از باشگاه‌های بزرگ انگلیس باشد، به طور خودکار رئال مادرید هم به او علاقه نشان می‌دهد. رئال؟ نه. به دست آوردن تعداد زیادی کلیک از هواداری که آرزو داشت آن بازیکن به تیم محبوبش برود؟ بله.

سال گذشته قرار بود چلسی “برنده” پنجره نقل و انتقالات باشد. و همچنین به دلیل معاملاتی مانند کایسدو و لاویا، لیورپول را “شکست” داده باشد. در واقعیت، هیچ‌کدام به اندازه گراونبرخ، مک آلیستر یا سوبوسلای، که همگی بسیار ارزان‌تر بودند، ندرخشیدند.

هنوز خیلی زود است که بگوییم کدام‌یک از این انتقال‌ها جواب می‌دهد، پس دلیلی برای ناراحت شدن وجود ندارد. و تا زمانی که سرمربی در پیش‌فصل بازیکن را در اختیار نگیرد، بازیکنان هیچ تصوری از انتظاراتی که در نهایت از آن‌ها می‌رود، نخواهند داشت.

در مورد ایمیل‌های اخیر در مورد انتقال‌ها یا عدم انتقال‌ها، به نظر می‌رسد که یونایتد هنوز هم دارد پول انتقال را هدر می‌دهد. من از اینکه هر بازیکنی به یونایتد می‌رود تعجب می‌کنم، تیمی که افتضاح بوده، سرمربی‌اش هنوز ثابت نشده و هیچ فوتبال اروپایی برای جذب بازیکنان و دیده شدن بیشتر وجود ندارد.

ماندن فرناندز هم لزوماً خوب نیست. خنده‌دار و تا حدی کنایه‌آمیز است که وقتی فرناندز برای پرتغال بازی می‌کند، تیمی که پر از بازیکنان درخشان است، به اندازه زمانی که رونالدو در مرکز توجه است، فرصت درخشش نداشته است. همین موضوع در مورد بقیه بازیکنان یونایتد هم صدق می‌کند، وقتی فرناندز بازی می‌کند، همه چیز در مورد اوست.

شاید بهتر باشد او را با مبلغ زیادی بفروشند و به آموریم فرصت دهند تا تیم را به درستی شکل دهد، با بازیکنانی که مناسب هستند. مطمئناً، امبوئمو عالی است و کونا می‌تواند از عالی به افتضاح تبدیل شود، اما آیا آن‌ها با فرناندز هماهنگ می‌شوند؟ مشخص نیست. اما این‌ها بهترین خریدهایی هستند که یونایتد بدون فوتبال اروپایی می‌تواند انجام دهد.

لیورپول، از سوی دیگر، روی بازیکنان پرریسک و پربازده سرمایه‌گذاری می‌کند. کرکز، اگر او را به خدمت بگیرند، منطقی‌ترین گزینه در بین بازیکنانی است که نامشان مطرح شده است. تقریباً یک جایگزین مستقیم برای رابرتسون. سرسخت، سریع و تهاجمی. حتی ممکن است از نسخه جوان‌تر رابرتسون هم بهتر باشد.

فریمپونگ و ویرتز پیچیده هستند. فریمپونگ نه تنها جایگزینی برای ترنت نیست، بلکه آمارش نشان می‌دهد که نه مدافع بزرگی است و نه مهاجم بزرگی. او ممکن است یک وینگ‌بک عالی باشد، اما اسلات معمولاً اینطور بازی نمی‌کند. او سریع، تکنیکی و تهاجمی است، وارد محوطه جریمه می‌شود و می‌تواند در کنار صلاح بازی کند. شاید این راهی برای استفاده بیشتر از صلاح باشد، به او اجازه می‌دهد کار مورد علاقه‌اش را انجام دهد و به داخل بزند، و در زمان غیبت او در جام ملت‌های آفریقا جای خالی‌اش را پر کند.

ویرتز نه وینگر است و نه مهاجم نوک. او بیشتر یک شماره ۱۰ است. اسلات دوست دارد از طریق مرکز بازی کند و به کناره‌ها نرود. او در مقابل تیم‌هایی که دفاع می‌کنند یا پرس سنگین انجام می‌دهند، می‌تواند بدرخشد. او در برابر پرس مقاوم است، اما نه به آرامی گراونبرخ، بلکه با ضربات هوشمندانه یا توانایی دریبل زدن. شاید اسلات متوجه شده است که لیورپول به راه‌های جایگزینی برای شکست دادن تیم‌ها نیاز دارد، زیرا در نیمه دوم فصل راحت‌تر می‌شد آن‌ها را مهار کرد.

نکته این است که با وجود تمام این صحبت‌ها، تا زمانی که انتقال‌ها نهایی نشوند و سرمربیان و مربیان فرصت پیش‌فصل را نداشته باشند تا ایده‌های خود را منتقل کنند و دسته جدید را به یک تیم تبدیل کنند، نمی‌توانیم با قطعیت چیزی بگوییم. بر اساس فصل گذشته، هنوز هم احساس می‌کنم که خریدهای لیورپول هماهنگ‌تر از خریدهای یونایتد خواهد بود.

اما تا زمانی که همه چیز تمام نشده، دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.

پل مک‌دویت

در واقع…

در حالی که همه در اینجا ممکن است فکر کنند که ویرتز یک شکست خواهد بود، من عمیقاً نگرانم که لیورپول در مسیر به خدمت گرفتن دی‌بروینه خود باشد که به آن‌ها کمک می‌کند تا برای پنج سال آینده بر لیگ مسلط شوند. دلیلش این است…

۱. اول از همه، او یک آدم سبک‌وزن و قد کوتاه نیست (قد او ۱۷۷ سانتی‌متر است، برای مقایسه، قد سایر هافبک‌های خوب مانند مایکل “بوفالو” اسین ۱۷۷ سانتی‌متر، روی کین ۱۸۰ سانتی‌متر، یوشوا کیمیش ۱۷۷ سانتی‌متر، موسی کایسدو ۱۷۷ سانتی‌متر، خاویر ماسکرانو ۱۷۴ سانتی‌متر، ژائو نوس ۱۷۷ سانتی‌متر است).

۲. نظرات بازیکنان و مربیان بزرگی مانند ژابی آلونسو و هم‌تیمی‌هایش نشان‌دهنده یک بازیکن بسیار دست‌کم گرفته شده با پتانسیل بالا است، آن‌ها به وضوح ارزش او را می‌بینند.

۳. لیورپول او را می‌خواهد (نیاز دارد؟) و او آن‌ها را می‌خواهد – بازیکنان و هواداران لیورپول به وضوح اعلام کرده‌اند که می‌خواهند با او بازی کنند. یک خلاء در ایجاد موقعیت در آن تیم لیورپول وجود دارد و می‌توانید ببینید که او کاملاً مناسب پر کردن آن است، یک مسابقه عالی برای هر دو طرف.

۴. او جوان است و این فرصت بزرگی به او می‌دهد تا دوران حرفه‌ای خود را در یک باشگاه بزرگ توسعه دهد (او برای بازی در لیورپول انگیزه و نگرش مثبتی خواهد داشت، حتی با تغییراتی که ممکن است مانع از پیشرفت قریب‌الوقوع او شود).

۵. امضای قرارداد با او (متنفرم از گفتن این حرف) لیورپول را از نظر جایگاه بالاتر از سایر باشگاه‌ها قرار می‌دهد و در نهایت بازیکنان خوبی را از باشگاه‌های دیگر جذب می‌کند.

جامو، نایروبی

یک نظر بد دیگر از بدولف

مدت زیادی از آخرین ایمیل من می‌گذرد، اما دیدن یک نظر بد دیگر از بدولف مرا مجبور به نوشتن کرد.

بیایید با خودخواه شروع کنیم، که اینگونه تعریف می‌شود: “عدم توجه به دیگران؛ عمدتاً نگران سود یا لذت شخصی خود بودن”. نیازی به نبوغ نیست تا مشخص شود که اقدام خودخواهانه در اینجا این بود که (به عنوان کاپیتان و بهترین بازیکن) منچستر یونایتد را در پایین‌ترین سطح خود به خاطر ثروت پول نفت سعودی رها کند.

برونو در حال حاضر تنها بازیکن در سطح جهانی در این باشگاه است، که به طور مداوم در لیگ (جلوتر از بازیکنان مورد علاقه هواداران مانند دی‌بروینه و اودگارد) از نظر ایجاد موقعیت در رتبه اول قرار دارد و به تنهایی منچستر یونایتد را در ۵ سال گذشته به هر جایگاه قابل قبولی رسانده است – او در این فصل ۳۷ گل و پاس گل به ثمر رسانده است. بله، او، به همراه کل تیم، در فینال لیگ اروپا عملکرد ضعیفی داشت، اما بازیکنان روزهای بد هم دارند (به عملکرد هالند در فینال جام حذفی نگاه کنید). برونو در لحظات بزرگ بازی‌های بزرگ عملکرد خوبی داشته است. پاس گل او به ماینو در فینال جام حذفی، پنالتی مقابل لیون برای الهام بخشیدن به کامبک و همچنین آن ضربه چیپ لذت‌بخش مقابل لیورپول در سال گذشته را ببینید.

این وسواس ظاهری برای کم‌اهمیت جلوه دادن دستاوردهای برونو در تضاد کامل با دفاع بدولف از راشفورد است – کسی که ظاهراً هیچ مشکل رفتاری ندارد (علیرغم اینکه اغلب به دلیل “بیماری” پس از شب‌های خوش‌گذرانی در باشگاه، تمرینات و مسابقات را از دست می‌دهد). واضح است که فرهنگ باشگاه پس از پوگبا، لینگارد، راشفورد، سانچو نیاز به بازسازی اساسی دارد و با تمام وجود این امر در حال انجام است – فقط باید دو نفر آخر را هم از در بیرون کنیم.

در مورد شکایت از بازسازی، یادآوری می‌کنم که ۴ روز از پنجره نقل و انتقالات می‌گذرد و ما (۱) با کونا به توافق رسیده‌ایم، (۲) به مقصد ترجیحی امبوئمو تبدیل شده‌ایم و (۳) بهترین بازیکن و کاپیتان خود را در برابر وسوسه ثروت سعودی حفظ کرده‌ایم. یادآوری دیگر اینکه پنجره در تاریخ ۱ سپتامبر بسته می‌شود، که زمان کافی برای پیشرفت و خلاص شدن از شر بازیکنان ناخواسته بیشتر باقی می‌گذارد.

در نهایت، مگر اینکه یک مربی ضربات ایستگاهی جدید بخواهد مقداری هورمون رشد انسانی را در چای همه بریزد تا چند سانتی‌متر به قد آن‌ها اضافه کند، فکر می‌کنم شما در تخمین تاثیری که آن‌ها می‌توانند داشته باشند، بدون امضای قرارداد با بازیکنان قدبلند و فیزیکی، بسیار اغراق می‌کنید. با این حال، بدون مقدار زیادی احساسات‌گرایی، ایمیل بدولف، بدولف نخواهد بود. می‌ترسم با این روند، یک استویی دیگر در دست داشته باشیم.

LOH، MUFC

برونو و بسکتبال

تمام صحبت‌ها در مورد جدایی احتمالی برونو از یونایتد، باعث شده است تا مقایسه‌هایی را از سراسر دنیای ورزش در ذهن خود ترسیم کنم. سلب مسئولیت!!: می‌دانم که بسکتبال بیشتر تحت تأثیر افراد است و هیچ خطری وجود ندارد که آن‌ها نتوانند سقوط کنند، اما این آزمایش فکری به هر حال سرگرم‌کننده است.

دو تیمی که امسال در فینال NBA حضور دارند، هر دو راه فروش برونو را رفته‌اند.

فقط ۳ سال پیش، هیچ‌کدام از این دو تیم به پلی‌آف نرسیدند و با قعر جدول‌های خود فاصله چندانی نداشتند. در سال‌های اخیر، OKC دو MVP را به نفع سرمایه‌گذاری در جوانان معامله کرده است، در ازای آن هیچ ستاره تثبیت‌شده‌ای و تعداد زیادی پیک درفت دریافت نکرده است، که حتی ثابت نکرده بودند که اصلاً می‌توانند در آن سطح بازی کنند (معادل آن امضای قرارداد با بازیکنان از لیگ ۱ و پایین‌تر خواهد بود؟؟). آن‌ها اکنون یک MVP دیگر و بهترین واحد تیمی منسجم و بهترین دفاع در لیگ را با یک هسته دارند که حداقل ۳/۴ سال دوام خواهد آورد.

ایندیانا هم کار مشابهی انجام داده است، نه به آن شدت، اما تصمیم گرفت بهترین بازیکن خود را کنار بگذارد تا شانسی برای بازیکنان جوان و آینده‌دار قائل شود. در نتیجه (زود به سراغ فوتبال برمی‌گردیم!)، آن‌ها هر دو به فینال رسیده‌اند و هر دو در بین ۴ تیم برتر از نظر امتیازآوری در یک پلی‌آف در ۴۰ سال گذشته هستند. یکی از آن‌ها برنده خواهد شد و دیگری قطعاً سال بعد بازخواهد گشت.

برگردیم به یونایتد، به نظر می‌رسد که اگر آن‌ها به صدر جدول بازگردند، حداقل ۲/۳ سال طول خواهد کشید، در آن زمان احتمالاً برونو به پایان راه خود نزدیک خواهد شد. هر چقدر هم که از این مرد بدم بیاید، برای جاه‌طلبی “خودخواهانه‌اش” برای ماندن در سطح بالا و نرفتن به صحرا برای بازی کردن نقش فوتبالیست، احترام قائلم.

اما فوتبال می‌تواند و گاهی اوقات باید یک تجارت سخت باشد. یونایتد همچنین بازیکنان جوان بسیار خوبی دارد، دیالو، یورو، ماینو (نمی‌دانم داستانش چیست) و حتی زیرکزی همگی بازیکنان خوبی هستند و احتمالاً بهتر هم خواهند شد. گارناچو و هویلوند را هم تا جایی که می‌توانند بفروشند. اگر مدیران یونایتد یک رویکرد جهانی به درس‌های ورزشی داشته باشند، خود را در همان نقطه‌ای خواهند یافت که OKC و ایندیانا سه سال پیش در آن قرار داشتند.

اگر به خودشان اعتماد کنند که به درستی استخدام کنند (اگر بزرگ)، می‌توانند ظرف ۳ سال دوباره رقابت کنند، با یک هسته جوان که فقط بهتر خواهد شد. من پیشنهاد می‌کنم یک سفارش دائمی با استاده رن (دوئه، دمبله، کاماوینگا، رافینیا، دوکو، چک و غیره…) تنظیم کنند.

تا آنجا که می‌دانم، آن‌ها هم به شدت به پول نیاز دارند و فقط تعداد محدودی از زنان خانه‌دار را می‌توان اخراج کرد. به هر حال، من از یونایتد حمایت نمی‌کنم، پس اگر این کار را کردند و حتی بدتر شدند، مهم نیست، و مطمئنم که تناقضات منطقی در مقایسه بین ورزشی وجود دارد، اما جالب است. شاید حتی اونانا را با یک بازیکن NBA جایگزین کنند! برد عالی و تقریباً مطمئناً می‌تواند بهتر از او یک توپ را بگیرد، طول بال‌های ومبانیاما احتمالاً تمام دروازه را می‌پوشاند و حتی می‌تواند چند روپایی هم بزند.

C، یونان

قصیده‌ای برای برونو

من مطالب زیادی در مورد برونو فرناندز می‌بینم. همیشه شایان ذکر است که ۱۴ تیم بدون برونو بالاتر از یونایتد به پایان رساندند، بنابراین هیچ چیز نشان نمی‌دهد که برونو (یا هر بازیکن دیگری) برای موفقیت بسیار حیاتی باشد. اما افرادی که توانایی یا مشارکت او را رد می‌کنند، نیاز دارند که سرشان را معاینه کنند.

سه نکته اغلب در مقایسه‌های آماری برونو از دست می‌روند. اولین مورد کار دفاعی او است. معمولاً اعدادی را در مورد موقعیت‌های ایجاد شده، پاس گل‌ها و مشارکت در گل‌ها می‌بینیم، جایی که او با اختلاف زیاد در صدر اعداد یونایتد قرار دارد و معمولاً در بین چند تیم برتر در تیم‌های لیگ برتر قرار دارد. اما در کنار آن، او از نظر توپ‌گیری و قطع توپ نیز در صدر اعداد یونایتد قرار دارد.

اگر او را با دی‌بروینه، اودگارد، انزو فرناندز یا تیلمانس مقایسه کنید، خواهید دید که در فصل تازه به پایان رسیده، برونو در مقایسه با هر یک از آن‌ها مشارکت بیشتری در گل‌ها داشته است، اما از نظر آمار دفاعی هم آن‌ها را کاملاً تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. او تقریباً ۳ برابر بیشتر از مدیسون توپ‌گیری داشته است و بیش از دو برابر اودگارد. در واقع، او توپ‌گیری‌های بیشتری نسبت به توماس پارتی داشته است. مطمئن نیستم چه کسی هافبک بهتری در حمله و دفاع است.

دومین مورد تلاش او است. مردم به سرعت به اشاره کردن بازوهایش اشاره می‌کنند. هیچ‌کس شکایت نمی‌کرد وقتی کین بر سر هم‌تیمی‌هایش فریاد می‌زد یا فردیناند بر سر هافبک‌هایش داد می‌زد. در واقع مطمئن نیستم اگر بازی‌های اطراف او مانند فصل گذشته ما بود، کین چه واکنشی نشان می‌داد. او احتمالاً چند نفر از بازیکنان خود را کتک می‌زد. اما با کنار گذاشتن این تفاوت‌های فرهنگی ظریف، نکته اصلی را از دست می‌دهیم که آمار دوندگی و دقایق بازی برونو در بین بهترین‌های اروپا، در بین لیگ‌های برتر بوده است. او بازیکنی است که احتمالاً در محوطه جریمه خود تکل می‌زند و همچنین در عرض چند ثانیه اقدام به زدن یک ضربه والی در محوطه حریف می‌کند.

و سومین و احتمالاً مهم‌ترین نکته، تخریب‌ناپذیری او است. در نقطه‌ای دچار مصدومیت خواهد شد و احتمالاً الان آن را چشم‌زخم کردم. اما در دسترس بودن او یک ابرقدرت است. طبق گزارش ترانسفرمارکت، از سال ۲۰۱۶، او در مجموع ۶ بازی برای باشگاه و کشورش را از دست داده است. این ۶ بازی در ۹ سال است، از جمله ۲ بازی به دلیل بیماری.

و به نظر می‌رسد که او به طور کلی یک تخم مرغ خوب در رختکن، با هواداران و با بازیکنان جوان است. او قهر نمی‌کند و از انجام وظایف رسانه‌ای شانه خالی نمی‌کند و بیش از اکثر افراد دیگر، به ویژه در این فصل وحشتناک، در خط مقدم قرار می‌گیرد. بنابراین بله، هر چقدر می‌خواهید نیش بزنید، اما برونو رویای هر مربی است و شک ندارم که هیچ مربی‌ای در سطح بالا وجود ندارد که اگر در دسترس بود، او را نمی‌خواست.

من نوشتن این را چند روز پیش شروع کردم، زمانی که فکر می‌کردم او در حال رفتن است. همانطور که قبلاً گفتم، هیچ‌کس غیرقابل جایگزینی نیست. و گاهی اوقات رفتن یک بازیکن بزرگ می‌تواند در واقع باعث ساختن یک تیم شود. اما بیایید تظاهر نکنیم که برونو چیزی جز یک بازیکن نخبه نیست.

ود سن (به امید چند سورپرایز در فصل آینده)، منچستر یونایتد

تیم B

فصل تمام شده است، تابستان از راه رسیده و با آن بحث‌های اجتناب‌ناپذیر در مورد ورزش محبوبمان در باغ‌های آبجو آغاز می‌شود. در میان موضوعات معمول، تیم فصل آینده، چشم‌انداز سقوط منچستر یونایتد، تاتنهام بودن تاتنهام و غیره، به یک سوال و نوعی بازی رسیدیم که قلم و کاغذ را بیرون آورد. کدام حرف از الفبا بزرگترین تیم خیالی فوتبال را ایجاد می‌کند؟

من یکی از این انتخاب‌ها را ارائه می‌دهم و آن را به خوانندگان محترم می‌سپارم تا آن را رد کنند.

پسران بِست.

بوفون

بارزی بلان بلی بونوچی

بکام برگکمپ بارنز

بست بنزما بیل

فقط ۷۳ روز دیگر تا بازگشت لیگ برتر باقی مانده است.

JDB
منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *