ماینکرفت روی پرده سینما؟ قبل از دیدن فیلم، این سوالات تو ذهنت میاد!”

ماینکرفت روی پرده سینما؟ قبل از دیدن فیلم، این سوالات تو ذهنت میاد!"

فهرست محتوا

ماینکرفت به سینما می‌آید؟ هر آنچه قبل از تماشای فیلم باید بدانید!

سال‌هاست که هنر سینما به سراغ اقتباس از دنیای بازی‌های ویدیویی رفته است. از «سوبر ماریو» و «سونیک» گرفته تا «مورتال کمبت» و… نمونه‌های زیادی از این دست بازی‌ها هستند که فیلم‌های اقتباسی از آن‌ها ساخته شده است. اما اقتباس از یک بازی ویدیویی و تبدیل آن به یک فیلم سینمایی کار آسانی نیست. چرا؟ چون بسیاری از این بازی‌ها سال‌ها در ذهن و دل طرفداران‌شان جای دارند و زمانی که فیلمی از روی آن‌ها ساخته می‌شود، باید بتواند انتظارات را برآورده کند.

به عنوان مثال، کاراکتری مثل سوپر ماریو که یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های بازی‌های ویدیویی در طول تاریخ است، باید در نسخه سینمایی هم سمپات و دوست‌داشتنی باشد تا بیننده ارتباط خوبی با فیلم برقرار کند. دلیل دوم این است که داستان‌هایی که ممکن است در نسخه بازی وجود نداشته باشند، باید برای شخصیت‌ها در نسخه سینمایی نوشته شوند. در واقع نوع روایت داستان در شکل‌گیری فیلم بازی، نقشی اساسی ایفا می‌کند.

برای نمونه، در بازی مورتال کمبت که دو کاراکتر در مقابل هم قرار می‌گیرند و به مبارزه می‌پردازند، عملاً داستان خاصی وجود ندارد. اما زمانی که این بازی وارد دنیای سینما می‌شود، باید برای کاراکترها و ارتباط‌شان با یکدیگر، داستانی نو نوشت تا کارگردان بتواند به نحوی مناسب آن را روایت کند. دلیل سوم، یافتن کارگردان مناسب است. زمانی که فیلمی از روی یک بازی کامپیوتری اقتباس می‌شود، باید علاوه بر شناخت کاراکترها و دنیای اثر، با نوستالژی بازی هم آشنا باشد تا کارگردان بتواند به نحوی مناسب آن را روایت کند.

به‌عنوان مثال، فیلم A Minecraft Movie که توسط جرد هس و با بازی جیسون موموآ و جک بلک ساخته می‌شود، اقتباسی از بازی محبوب و مشهور Minecraft است. این فرصت مناسبی است تا موارد مطرح شده را در این فیلم بررسی کنیم.

نقد و بررسی فیلم A Minecraft Movie

آیا فیلم A Minecraft Movie کمدی موفقی خواهد بود؟

فیلم A Minecraft Movie بر پایه دو اصل کمدی و مبارزه کاراکترها ساخته شده که طبیعتاً باید در هر دو مورد ناموفق عمل کند! کاراکتر اصلی فیلم یعنی «استیو» که نقشی اساسی در این مبارزات و طنزی که قرار است مخاطب را بخنداند دارد، ایفا می‌کند، ایفا می‌کند. مقدمه‌هایی که از ورود او به جهان ماینکرفت و گیر افتادن در میان‌خوک‌ها به تصویر کشیده می‌شود، هم از لحاظ زمانی و هم از نوع روایت داستان نمی‌تواند حس همذات‌پنداری بیننده نسبت به این کاراکتر را برانگیزد و زمانی که قهرمان داستان سمپات نباشد، کمدی او خنده‌دار نمی‌شود و مبارزاتش هیجان ایجاد نمی‌کند!

در واقع، کارگردان‌های فیلم خود را روی کاراکتری بنا کرده‌اند که هرگز نمی‌تواند احساسات بیننده نسبت به این کاراکتر را برانگیزند. کاراکتر «گرت» نیز شرایط بهتری نسبت به «استیو» ندارد. «گرت» که فروشنده بازی‌های کامپیوتری است و با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کند، نیز سمپاتی برای مخاطب ایجاد نمی‌کند. علاقه او به بازی‌های کامپیوتری که شکل حماقت به خود می‌گیرد و این حماقت در سکانس خرید اجناس حراج شده به چشم می‌خورد، عملاً نه طنز قابل قبولی ایجاد می‌کند و نه مخاطب را با او همراه می‌کند. در ژانر کمدی گاهی از حماقت‌های یک کاراکتر در پروسه شخصیت‌پردازی و سمپات او با مخاطب استفاده می‌شود، اما به شرطی که این حماقت‌ها حس سرخوشی بیننده را برانگیزد و او را به خنده وادار کند؛ در غیر این صورت به تصویر کشیدن حماقت، می‌تواند به‌شدت مخاطب را پس بزند.

کاراکتر دیگر داستان یعنی «هنری» هم به‌ عنوان مغز متفکر گروه، شخصیت‌پردازی بهتری نسبت به سایر کاراکترها دارد. ورود «هنری» به مدرسه و حوادثی که از پس آن اتفاق می‌افتد، او را به یک کاراکتر تیپیکال تبدیل می‌کند. کاراکتری که باهوش است، دغدغه علم دارد و می‌تواند راه‌گشای مشکلات گروه خود در سفر به دنیای ماینکرفت باشد.

دو کاراکتر زن فیلم یعنی «ناتالی» (خواهر هنری) و «داون» (زن رنگین‌پوستی که یک باغ وحش متحرک را اداره می‌کند) نقشی به شدت کمرنگ در روند داستان ایفا می‌کنند. احتمالاً عوامل فیلم از ترس جنبش‌های فمینیستی و برچسب نژادپرستی این دو کاراکتر را در داستان خود جای داده‌اند و در صورتی که یک فیلم‌نامه‌نویس و کارگردانی خوب پای این اثر بودند، از «ناتالی» و «داون» به شکلی مناسب‌تر استفاده می‌شد.

نقد و بررسی شخصیت‌پردازی فیلم A Minecraft Movie

اگرچه شخصیت‌پردازی نامناسب کاراکترها، نقشی اساسی در شکل‌ نگرفتن کمدی فیلم A Minecraft Movie دارد، اما بسیاری از این سکانس‌ها و پلان‌های به‌ظاهر کمدی، به صورت مُجزا نیز مضحک است. ورود یکی از شخصیت‌های دنیای ماینکرفت به جهان واقعی و ارتباط او با خانم «مارلن» (معاون مدرسه هنری) که چندین پلان را به خود اختصاص می‌دهد، طنز ناخوشایندی به فیلم تزریق می‌کند که بسیار بد است. همین امر در سکانسی که «استیو» خوک جادوگر را شکست می‌دهد نیز تکرار می‌شود. تلاش خوک ناتوان برای کشتن «استیو» به مسخره‌بازی تبدیل می‌شود.

مشکلات فیلم فراتر از مواردی است که تا به این‌جا ذکر کردیم. کارگردان در ساختن مکان نیز بسیار عجول است. دنیای ماینکرفت باید برای بیننده‌هایی که با بازی آن آشنا نیستند نیز قابل لمس باشد، اما المان‌هایی که در جهان فیلم وجود دارد، همگی نیاز به شناخت دنیای بازی Minecraft دارد؛ اگرچه از همین المان‌ها نیز به‌درستی در فیلم استفاده نمی‌شود. سکانس بعد از تیتراژ پایانی که ملاقات «استیو» و «الکس» (شخصیت اصلی زن در بازی ماینکرفت) را به تصویر می‌کشد، اوج نوستالژی‌بازی کارگردان است.

آیا اقتباس از Minecraft در دنیای سینما کار درستی است؟

اقتباس از یک بازی ویدیویی و تبدیل آن به سینما، جدا از شناخت کامل آن بازی به المان‌های مهم‌تری نیاز دارد که کارگردان فیلم A Minecraft Movie نسبت به تمامی آن‌ها ناآگاه است. عدم شخصیت‌پردازی کاراکتر اصلی و از پس آن سایر کاراکترها، کمدی‌های بی‌مزه موجود در فیلم، به‌ وجود آوردن فضایی نامناسب و عدم شناخت مخاطب از نسخه بازی، از جمله مواردی است که کارگردان فیلم A Minecraft Movie نسبت به تمامی آن‌ها ناآگاه است.

شخصیت‌پردازی کاراکتر اصلی و از پس آن سایر کاراکترها، کمدی‌های بی‌مزه، استفاده از ظرفیت جنبه‌های نمایش داده نشدۀ کاراکترها و.. در فیلم به‌وجود آورده است که نمی‌تواند مخاطب را بخنداند و نمی‌تواند او را نسبت به کاراکترها سمپات کند. ضمن این‌که موضوع در روند داستان شکل نمایان‌تری به‌خود می‌گیرد و کمدی اثر را تبدیل به لودگی و مسخره‌بازی می‌کند. جهان ماینکرفت در نسخه سینمایی آن هرگز ساخته نمی‌شود؛ زیرا کارگردان همه چیز را منوط به شناخت مخاطب از نسخه بازی آن کرده است. هرچند این المان‌های جهان بازی را نیز نمی‌تواند به‌درستی در داستان خود تصویر کند. به همین دلیل جای آن دارد که به فیلمی روبه‌رو هستیم که توانسته است یک بازی نسبت به نوستالژی خود را قربانی کند و از دنیای بازی آن فراتر رود.

امتیاز نویسنده به فیلم: 2 از 10

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *