علائم هشداردهنده: آیا شما فقط یک جایگزین هستید؟

علائم هشداردهنده: آیا شما فقط یک جایگزین هستید؟

فهرست محتوا

آیا رابطه جدید شما فقط یک رابطه گذراست؟ علائم هشداردهنده‌ی رابطه برگشتی

آیا از جدایی اخیرتان هنوز رنج می‌برید و به دنبال تسکین سریع هستید؟ آیا وارد رابطه‌ای جدید شده‌اید اما احساس می‌کنید چیزی درست نیست؟ بسیاری از افراد پس از یک شکست عشقی، به سرعت وارد رابطه‌ی جدیدی می‌شوند، اما آیا این راه حل مناسبی است؟ این مقاله به شما کمک می‌کند تا علائم یک رابطه برگشتی را بشناسید و تصمیم درستی بگیرید.

هشت نشانه‌ی رابطه برگشتی

رابطه برگشتی یا ریباند (Rebound Relationship) رابطه‌ای است که بلافاصله پس از پایان یک رابطه‌ی جدی شروع می‌شود. انگیزه‌ی اصلی در این نوع روابط، اغلب هنوز به شریک سابق مرتبط است، نه به شریک جدید. ممکن است تلاش کنید خودتان را سرگرم کنید، شریک سابق‌تان را حسود کنید، به او ثابت کنید که از دستش داده‌اید، یا او را دوباره به سمت خود بکشید. در این حالت، معمولاً جای چندانی برای رشد یک رابطه جدید وجود ندارد.

در حالی که روابط برگشتی لزوماً بد نیستند و می‌توانند تسکینی موقت ارائه دهند، اغلب کوتاه‌مدت هستند و به ندرت ثبات، بهبودی یا هماهنگی احساسی را به ارمغان می‌آورند. همانطور که گابریل زوین در کتاب “فردا، و فردا، و فردا” می‌گوید: «راه تبدیل معشوق سابق به دوست این است که هرگز از دوست داشتن او دست برندارید، بدانید که وقتی یک مرحله از رابطه به پایان می‌رسد، می‌تواند به چیزی دیگر تبدیل شود. این است که بپذیرید عشق همواره ثابت و همواره متغیر است.»

اگر مطمئن نیستید که آیا واقعا در حال ارتباط هستید یا در حال فرو رفتن در یک رابطه‌ی بی‌ثبات هستید، در اینجا هشت نشانه وجود دارد که نشان می‌دهد شما (یا شریک جدیدتان) در یک رابطه برگشتی قرار دارید:

1. از دلدادگی تا تقلید در سه روز!

ناگهان به ورزش پاروزنی روی آورده‌اید؟ دوچرخه‌سواری؟ یا خودتان را در میهمانی‌های شبانه می‌بینید؟ نه به این دلیل که دوستش دارید، بلکه به این دلیل که شریک جدیدتان آن را دوست دارد. شما در حال کپی کردن شخصیت او هستید و با پذیرفتن علایق او، در حال بازی کردن یک نقش هستید. شما این کار را برای اجتناب از احساس غم و اندوه خود انجام می‌دهید.

2. مدام او را با شریک سابق‌تان مقایسه می‌کنید

برخی از مقایسه‌ها نوستالژیک هستند، برخی دیگر تند و زننده. شاید بگویید: “اوه، شریک سابق من هم چپ دست بود” یا “شریک سابق من وافل خانگی درست می‌کرد، این یکی حتی نمی‌تواند ماکارونی آب پز کند.”

در میانه‌ی مکالمه حواس‌تان پرت می‌شود، لباس یا خنده‌ی او را ارزیابی می‌کنید و در ذهن‌تان او را با کسی که قلب‌تان را شکسته مقایسه می‌کنید. شما حضور ندارید؛ شما در حال تجدید خاطرات گذشته هستید.

3. شریک جدیدتان درباره‌ی شما چیزی نمی‌داند، به جز اینکه از شریک سابق‌تان متنفرید

او از علامت ماه شریک سابق شما، گروه موسیقی مورد علاقه‌ی او و هر خیانتی که در رابطه‌ی شما اتفاق افتاده است، باخبر است. اما نمی‌داند چگونه شما را بخنداند یا اسم میانی شما چیست. شما به طرز آسیب‌زایی درد و رنج خود را برای او بازگو کرده‌اید و خیلی بیشتر از اینکه با او پیوند برقرار کنید، درددل کرده‌اید.

4. رابطه‌ی شما خیلی سریع پیش می‌رود، اما به طرز عجیبی کلیشه‌ای است

با دوستانش ملاقات کرده‌اید. یک تعطیلات آخر هفته را برنامه‌ریزی کرده‌اید. درباره‌ی اسم بچه‌ها شوخی کرده‌اید. اما همچنان چیزی توخالی به نظر می‌رسد.

هیچ آسیب‌پذیری یا عمق احساسی واقعی وجود ندارد. هیچ انگیزه‌ای، هیچ شوخی خصوصی وجود ندارد. همه چیز سطحی به نظر می‌رسد. شما با شریک جدیدتان احساس پیوند نمی‌کنید، زیرا نمی‌توانید با غم و اندوه کسی قرار بگذارید.

5. مدام می‌گویید “خیلی آسون و راحت است”، اما در باطن چشم غره می‌روید

به دوستان‌تان می‌گویید که چقدر این رابطه بدون درام است، اما در اعماق وجودتان احساس بی‌ارتباطی می‌کنید. جدا افتاده‌اید. شاید حتی خسته شده‌اید. این حالت بی‌احساسی را اشتباه می‌گیرید و آن را به عنوان آرامش می‌پندارید، اما شاید سیستم عصبی شما در حال خاموش کردن احساسات باشد. به یاد داشته باشید که وقتی احساسات سخت می‌شوند، خاموش کردن آن‌ها یک مکانیسم بقا است. ممکن است آن را به عنوان امنیت احساسی تفسیر کنید، اما هیچ احساسی نداشتن، ثبات نیست.

6. درمانگر شما آن نگاه را به شما می‌کند

می‌دانید کدام نگاه را می‌گویم. لبخند ملایم، سر کج، یک تکان سر. و تمام مکالمات درباره‌ی رابطه‌ی جدید شما به نوعی به شریک سابق‌تان ختم می‌شود. وقتی درباره‌ی شریک جدیدتان صحبت می‌کنید، درمانگر شما همیشه شما را به سمت پردازش احساساتتان در مورد شریک سابق‌تان هدایت می‌کند.

7. هنوز با شریک سابق‌تان در ذهن‌تان بحث می‌کنید

شما با شریک جدیدتان شام می‌خورید، اما در ذهن‌تان در حال آماده کردن یک مونولوگ برای شریک سابق‌تان هستید: “من هرگز نگفتم که نمی‌خواهم سگ داشته باشم. گفتم که باید مسئولیت‌پذیر باشی.”

8. در شبکه‌های اجتماعی شادی خود را به نمایش می‌گذارید

صفحه‌ی شما به مجموعه‌ای از تصاویر غروب خورشید، صبحانه‌های مفصل و کپشن‌های “خوشحال و بهبود یافته” تبدیل شده است. شما طوری پست می‌کنید که انگار در اوج موفقیت هستید، اما در اعماق وجودتان، وقتی کتانی را می‌بینید که شریک سابق شما در ای‌بی (eBay) پیدا کرده است (کتانی که شما آن را گم کرده بودید)، اشک در چشمان‌تان حلقه می‌زند. اگر کپشن‌های شما طوری به نظر می‌رسند که انگار در حال متقاعد کردن کسی هستید، شاید آن شخص خودتان باشید.

آیا روابط برگشتی می‌توانند به نتیجه برسند؟

پس از اینکه برای آخرین بار در صفحه‌ی شریک سابق‌تان چرخیدید، شماره‌اش را مسدود کردید و موهایتان را کوتاه کردید، سؤال اصلی این نیست که آیا فرد جدیدی پیدا خواهید کرد یا نه، بلکه این است که آیا آماده هستید که به کسی اجازه ورود به زندگی‌تان را بدهید؟ از خودتان بپرسید: آیا واقعا این شخص را دوست دارم یا فقط دوست دارم احساس خواستنی بودن داشته باشم؟ آیا به سوی چیزی در حرکت هستم یا فقط فرار می‌کنم؟

روابط برگشتی می‌توانند راحتی و تسکین موقت ارائه دهند. اما برای اینکه یک رابطه بلندمدت به نتیجه برسد، شخص جدید باید از داستان قدیمی جدا باشد. گاهی اوقات شجاعانه‌ترین کار، یافتن فرد جدید بلافاصله نیست، بلکه نشستن در سکوت به اندازه‌ای طولانی است که بتوانید آنچه را که قلب‌تان واقعا می‌خواهد، نه فقط آنچه که سعی در فرار از آن دارد، بشنوید.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *