پردهبرداری از رازهای دکور ۲۰۰ میلیونی و جشنوارهای خیرهکننده با درخشش هنر ایرانی!
جشنوارههای هنری همواره بستری برای نمایش خلاقیت و نوآوری هنرمندان در عرصههای مختلف بودهاند. اما گاهی، شکوه و عظمت این رویدادها فراتر از انتظار رفته و چشمها را خیره میکند. گزارشهای رسیده از خبرنگار ایلنا حاکی از آن است که جشنوارهای با دکوراسیون ۲۰۰ میلیونی، مجموعهای از نمایشگاههای آیینی و هنری را در بخشهای «آموزشی»، «پژوهشی» و «اجرایی» به نمایش گذاشته و در حال برگزاری است.
به گفتهی مسئولین برگزاری، دورههای آموزشی این جشنواره در تاریخ 20 شهریورماه آغاز شده و تا 11 مهرماه ادامه خواهد داشت. سمینارها و نشستهای تخصصی داخلی و بینالمللی متعددی در حاشیهی این رویداد برگزار شده و از 12 مهرماه نیز اجراهای خیابانی با حال و هوای بخش پایانی جشنواره آغاز میشود.
درخشش نامهای آشنای هنر ایرانی در جشنواره
نمایش «بیامان اشک» به نویسندگی مهدی ترکمان و کارگردانی محسن بخشی، یکی از آثار برجستهای است که در این جشنواره آیینی و هنری روی صحنه رفته است. محسن بخشی با همراهی ایلنا تلاش کرده تا از تکنیکهای نمایش آیینی و هنری بهره ببرد و در ابتدای صحبتهایش به محتوا و چگونگی نگارش آن پرداخته است.
بخشی در ادامه صحبتهایش به شهریار مندنیپور، نویسندهی متن «دستور فارسی مرگ» اشاره میکند و میگوید: «ایدهی آن برای من بسیار جذاب و فوقالعاده بود. در این متن، فعلها، زبان قصه و کاراکترها را هدایت میکنند. ما یک تیم اجرایی هستیم که سالهاست با هم کار میکنیم. من و نویسنده، هر دو به اسطورهای آرش علاقهمند بودیم و دربارهی آن زیاد گفتوگو کردیم.»
آرش، نماد اسطورهای هنر ایرانی
این نویسنده و کارگردان در ادامه صحبتهایش از نادر ابراهیمی یاد کرده و با اشاره به قصهای از نادر ابراهیمی با عنوان «آرش در قلمرو تردید» میافزاید: «آرشی که برایمان بسیار جالب بود، آرشی متفاوت از آنچه عموم مردم میشناسند، بود. چون اغلب مردم آرش را استاد بهرام بیضایی یا آرش سیاوش کسرایی را شنیدهاند، اما آرش نادر ابراهیمی کمتر خوانده شده و کمتر قدر دیده است.»
او در ادامه میگوید: «ما از این اثر نیز ایدههایی گرفتیم؛ در آن قصه، مردی عادی ناگهان تبدیل به آرش میشود که جرقههایی شد تا در نمایش ما، یک پهلوان، به واسطهی کمان پهلوانیاش، روزی با آرش اشتباه گرفته شود و چون آرش نیست، تیرش به خطا میرود و پس از آن تصمیم میگیرد خودش تیر را تا کنار جیحون ببرد و آن را بر همان درختی که تیر آرش نشسته، بنشاند.»
جلوهگری سروِ نماد هویت ملی
بخشی همچنین تاکید میکند: «البته ما آن درخت را نیز ایرانیزه کرده و «سرو» را که نماد هویت ملی ماست، جایگزینش کردیم.»
وی در ادامه گفتوگو به مقولهی الگوی سفرهای قهرمان نیز اشاره میکند و میگوید: «این نمایش، برخوردی عمیق با تاریخ نظام مقدس جمهوری اسلامی دارد نه به صورت طولی و عرضی، بلکه پیرو همین امر خط مستقیمی را طی میکند؛ مثلاً در صحنهای نخست، با لحنی کشته شدن سهراب به دست رستم روبهرو میشویم؛ در بخش بعدی، لحظاتی از جنگ چالدَران پیش رویمان قرار میگیرد! سپس با حملهای از اعراب به نظام مقدس جمهوری اسلامی، ترکمانچای و… روبهرو میشویم و به همین ترتیب، در هفت بخش، کاراکتر سفری قهرمانی را تا رسیدن به هدف نهاییاش طی میکند.»
فرمها باید معاصر شوند
وی در بخش دیگری از صحبتهایش در مورد فرم اجرایی این اثر نیز به بیان توضیحاتی پرداخت و گفت: «من شخصاً معتقدم که در گوشهگوشهی این کشور، فرهنگها، آیینها و خردهفرهنگهای بینظیری وجود دارد. هر نقطهای از این سرزمین، شکلی از فرم و زیبایی را در خود دارد؛ اما به باور من، این فرمها باید به «معاصریت» برسند.»
تلاش برای پیوند نظ
منبع :
ایلنا
