فوری

تبلیغات

تغییر کاربری کانتینر

سرور اچ پی (HP)

وام سیم کارت

گزارش ۳

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه ایرانیان

رویال کنین

رازهای پنهان بینایی: نظریه کلاسیک، فرو ریخت!

رازهای پنهان بینایی: نظریه کلاسیک، فرو ریخت!

فهرست محتوا

رازهای بینایی: آیا محیط بر ادراک بصری ما تأثیر می‌گذارد؟

درک ما از جهان پیرامون تا چه حد تحت تأثیر فرهنگ و محیط زندگی‌مان است؟ این پرسشی است که سال‌هاست ذهن محققان علوم شناختی را به خود مشغول کرده است. مطالعه‌ی توهمات بصری، ابزاری قدرتمند برای بررسی این موضوع به شمار می‌رود. یکی از این توهمات، توهم مولر-لاایر است که در سال‌های اخیر مورد بازنگری جدی قرار گرفته است.

توهم مولر-لاایر: خطای دید یا تأثیر فرهنگ؟

دُرسا امیر، محقق دانشگاه دوک، در طی آموزش انسان‌شناسی خود شیفته‌ی توهم مولر-لاایر شد. این توهم ساده است: یک خط افقی بلند با پیکان‌هایی در دو طرف آن احاطه شده است. جهت پیکان‌ها (به داخل یا خارج) به طور چشمگیری طول ادراک‌شده‌ی خط را تغییر می‌دهد؛ افراد تمایل دارند خط را زمانی که پیکان‌ها به داخل هستند، بلندتر و زمانی که به خارج هستند، کوتاه‌تر ببینند.

تصویر توهم مولر-لاایر

توهم مولر-لاایر، طراحی مجدد توسط ایو لو بر اساس طرح اصلی فرانتس کارل مولر-لاایر

در دهه‌ی ۱۹۶۰، روانشناسان کشفی شگفت‌آور در مورد این توهم داشتند: تنها شهروندان اروپایی و آمریکایی تحت تأثیر این توهم قرار می‌گرفتند. این توهم در گروه‌های مورد بررسی در آفریقا و فیلیپین، اثر کمتری داشت یا اصلاً هیچ تأثیری نداشت.

این یافته، دُرسا امیر را که اکنون بر چگونگی شکل‌دهی فرهنگ به ذهن انسان تحقیق می‌کند، مجذوب خود ساخت. او می‌گوید: «همیشه برایم جالب بود که این امر بدیهی، می‌تواند در فرهنگ‌های مختلف، متفاوت باشد.»

فرضیه‌ی “جهان نجاری‌شده”: روایتی ناقص

تحقیقات اولیه و فرضیه‌ی مطرح‌شده برای توضیح آن، “فرضیه‌ی جهان نجاری‌شده”، اکنون به طور گسترده مورد تردید قرار دارد؛ حتی خود دُرسا امیر نیز این فرضیه را رد می‌کند. این موضوع محققان را به این فکر واداشته که چه چیزهایی را می‌توانیم در مورد چگونگی شکل‌دهی فرهنگ به ادراک بصری‌مان به طور قطع بدانیم.

مارشال سگال و همکارانش در دهه‌ی ۱۹۶۰، در آزمایشی بین‌فرهنگی بر روی توهم مولر-لاایر، فرضیه‌ای را ارائه کردند: تفاوت در سبک‌های ساختمانی. آن‌ها معتقد بودند که شیوع ویژگی‌های نجاری، مانند فضاهای مستطیلی و زوایای قائمه، سیستم‌های بینایی افراد در فرهنگ‌های صنعتی و ثروتمندتر را به گونه‌ای آموزش می‌دهد که آن‌ها را مستعدتر به توهم مولر-لاایر می‌کند.

فرضیه‌ی جهان نجاری‌شده بسیار مورد توجه قرار گرفت. روانشناسان توهمات دیگری را که شامل خطوط مستقیم و پرسپکتیو خطی بودند، در فرهنگ‌های مختلف آزمایش کردند و نتایج مشابهی یافتند. این نتایج نشان می‌داد که فرهنگ یا محیطی که فرد در آن رشد می‌کند، می‌تواند سیستم بینایی مغز او را شکل داده و به معنای واقعی کلمه بر چگونگی دید او به جهان تأثیر بگذارد. این پدیده، “فرضیه‌ی محصول جانبی فرهنگی” نیز نامیده می‌شود.

بازنگری در فرضیه‌ی جهان نجاری‌شده

اما داستان به این سادگی نبود. دُرسا امیر پس از ارتباط با چاز فایراستون، دانشمند علوم شناختی دانشگاه جان هاپکینز، متوجه شد که مطالعات دیگر در مورد توهم مولر-لاایر، توضیحاتی که در دوره تحصیلات تکمیلی به او ارائه شده بود را نقض می‌کنند. این دو محقق اخیراً شواهدی را علیه این ادعا جمع‌آوری کرده و استدلال خود را در مجله‌ی مرور روانشناسی منتشر کردند.

برای مثال، این توهم حتی زمانی که خطوط منحنی هستند یا اصلاً خطی وجود ندارد و به جای آن از نقاط استفاده می‌شود، همچنان کار می‌کند. این نشان می‌دهد که اثر توهم به ویژگی‌های نجاری وابسته نیست. شواهد قانع‌کننده‌تر این است که کودکان نابینایی که تحت عمل جراحی جایگزینی لنز قرار می‌گیرند، بلافاصله پس از به دست آوردن بینایی، نسبت به این توهم حساس می‌شوند. حتی برخی از حیوانات مانند پرندگان، ماهی‌ها، خزندگان، حشرات و پستانداران غیرانسانی نیز به نظر می‌رسد که تحت تاثیر این توهم قرار می‌گیرند. به نظر می‌رسد حساسیت ما به توهم مولر-لاایر نه از محیط‌های بصری مشترک، بلکه از چیزی ذاتی‌تر ناشی می‌شود.

عوامل مؤثر بر نتایج مطالعات اولیه

پس چه چیزی نتایج مطالعات اولیه‌ی “جهان نجاری‌شده” را توضیح می‌دهد؟ احتمالاً این نتایج ناشی از “روش‌های تحقیقاتی است که اکنون طبق استانداردهای روش‌شناسی مدرن، مشکل‌آفرین شناخته می‌شوند (از جمله کنار گذاشتن داده‌های نامطلوب و انجام ندادن آزمایش‌های آماری مناسب)”. حتی در آن زمان نیز، محققان متوجه شدند که نتایج در مطالعات مختلف بسیار ناسازگار هستند.

تأثیر فرهنگ بر ادراک بصری: مروری بر تحقیقات جدید

بسیاری از روانشناسان اکنون معتقدند که بعید است فرهنگ یا محیط بتواند بر فرآیندهای مغزی به قدمت و بنیادی بودن ویژگی‌های اساسی بینایی، مانند تشخیص عمق، کنتراست و خطوط، تأثیر بگذارد. اما فرهنگ ممکن است در سطحی بالاتر بر نحوه‌ی دیدن ما از جهان تأثیر بگذارد. برخی از نتایج نشان می‌دهند که ظرفیت‌های شناختی پیچیده‌تر مانند حافظه و توجه، تحت تأثیر تربیت ما قرار می‌گیرند که می‌تواند بر آنچه ما در مورد جهان پیرامون خود گزارش می‌دهیم، تأثیر بگذارد.

مایکل فرانک، روانشناس رشدی دانشگاه استنفورد و تیم او، در مطالعه‌ی اخیر خود، تفاوت‌های ادراکی و شناختی بین مردم ایالات متحده و چین را بررسی کردند. نتایج این مطالعه که سال گذشته در مجله‌ی روانشناسی تجربی: عمومی منتشر شد، ترکیبی از نتایج مثبت و منفی بود. محققان هیچ تفاوت فرهنگی قوی در توهم اِبینگهاوس نیافتند. در این توهم، اندازه‌ی درک‌شده‌ی یک دایره تحت تأثیر اندازه‌ی دایره‌های اطراف آن قرار می‌گیرد.

تصویر توهم اِبینگهاوس

توهم اِبینگهاوس: иллюзия نسبی اندازه

اما آن‌ها تفاوت‌های فرهنگی را در وظایف بصری که بیشتر به توجه و تفسیر وابسته بودند، یافتند. هنگامی که از شرکت‌کنندگان چینی خواسته شد تصویری را که به تازگی دیده بودند توصیف کنند، تمایل داشتند بیشتر به توصیف پس‌زمینه بپردازند تا اشیاء در پیش‌زمینه، در حالی که شرکت‌کنندگان آمریکایی عکس این کار را انجام می‌دادند. به عنوان مثال، با توجه به تصویری از یک دوچرخه قرمز در برابر پس‌زمینه چمنزار سرسبز، شرکت‌کنندگان چینی بر جزئیات چمن سبز تمرکز می‌کردند، در حالی که شرکت‌کنندگان آمریکایی دوچرخه قرمز را توصیف می‌کردند.

مایکل فرانک توضیح می‌دهد: «وظایفی که در مطالعه‌ی ما تفاوت ایجاد کردند، به توصیف‌های زبانی و فرآیندهای استدلالی آهسته و پر زحمت مربوط بودند.»

چالش‌های پژوهش‌های بین فرهنگی

شناسایی جنبه‌های فرهنگی که باعث ایجاد این تفاوت‌ها در سطوح بالاتر می‌شوند، برای محققان چالش‌برانگیز است. برخی از روانشناسان بین‌فرهنگی به جمع‌گرایی شرقی و فردگرایی غربی اشاره می‌کنند تا این نتایج را توضیح دهند، اما فرانک همچنان در این مورد بی‌طرف است. سومیتا چاترجی، مشاور پژوهشی که دکترای خود را در زمینه‌ی تأثیر فرهنگ بر ادراک بصری از دانشگاه گلاسگو دریافت کرده است، نیز همین دیدگاه را دارد.

چاترجی می‌گوید: «پیوند دادن رفتار گروه‌های فرهنگی خاص به مفاهیم بزرگ‌تر همیشه با خطر تعمیم بیش از حد همراه است. به‌طور دقیق نسبت دادن فهرستی از رفتارها به دسته‌های خاص مانند «شرق» و «غرب» می‌تواند ما را از دلایل واقعی تفاوت در رفتار کور کند.»

به طور مشابه، امیر می‌گوید که هنگام مرتبط کردن تفاوت ادراکی با جنبه‌ی خاصی از فرهنگ، مانند نجاری یا جمع‌گرایی، محققان باید به دقت در مورد آنچه واقعاً در حال اندازه‌گیری آن هستند فکر کنند و از ایجاد فرضیات بیش از حد، به ویژه آن‌هایی که شامل فرهنگ‌های خارج از قلمرو خودشان می‌شوند، خودداری کنند.

مطالعه‌ی توهم کافر در قبیله‌ی هیمبا

به عنوان مثال، در مقاله‌ی پیش‌چاپ اخیر که هنوز توسط محققان دیگر مورد بررسی قرار نگرفته است، تیمی از محققان تفاوت‌هایی را در توجه بصری و ادراک بین اعضای قبیله‌ی هیمبا در روستای نامیبیا و شرکت‌کنندگان از مناطق شهری بریتانیا و ایالات متحده یافتند. هنگامی که شرکت‌کنندگان تصویری سیاه و سفید پیچیده به نام توهم کافر را مشاهده کردند، شرکت‌کنندگان هیمبا بر قسمت‌های دایره‌ای تصویر تمرکز کردند، در حالی که شرکت‌کنندگان شهری ابتدا قسمت‌های مستطیلی را تشخیص دادند. با این حال، برای نسبت دادن این تفاوت به اختلاف بین شکل ساختمان‌های هر گروه، تحقیقات بیشتری لازم است.

امیر می‌گوید: «من فکر می‌کنم فراخوان عمومی برای مطالعه‌ی شناخت در فرهنگ‌های مختلف بسیار مهم است. برخی از چیزها ممکن است متفاوت باشند و برخی دیگر ممکن نباشد، اما مطالعات دقیق می‌توانند هر دو را آشکار کنند.»

ابتکارات جدید در زمینه‌ی پژوهش‌های بین فرهنگی

برخی از ابتکارات در تلاش برای انجام این کار هستند. فرانک و همکارانش پروژه‌ی مبادله‌ی شبکه‌ی تنوع یادگیری (LEVANTE) را برای بهبود مقایسه‌ی بین‌فرهنگی یادگیری و شناخت در طول توسعه آغاز کردند. او همچنین در ابتکارات علمی تیمی بزرگ، مانند ManyBabies، شرکت می‌کند که گروه‌های تحقیقاتی را از سراسر جهان برای به اشتراک گذاشتن روش‌ها و داده‌ها گرد هم می‌آورد. فرانک می‌گوید: «به‌طور حیاتی، در تمام این تلاش‌ها، نمایندگی «محلی» وجود دارد، به این معنی که تیم تحقیقاتی شامل افرادی از گروه‌های مورد مطالعه است. این مسائل بسیار پیچیده هستند، اما من خوشحالم که به عنوان یک حوزه در حال پیشرفت هستیم.»

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *