راز حافظهای فوقالعاده: ۳ کلید ساده برای تقویت حافظه
آیا تا به حال آرزو کردهاید که بتوانید همه چیز را به خاطر بسپارید؟ از نام اشخاص گرفته تا جزئیات مهم جلسات کاری یا حتی لیست خریدتان؟ در نگاه اول، حافظهای بینقص مانند یک موهبت الهی به نظر میرسد؛ دیگر هیچ فراموشی خجالتآوری در یادآوری اسم کسی که لحظاتی پیش با او دست دادهاید، و دیگر هیچ خریدی ناقص بدون تخممرغهایی که برایشان به فروشگاه رفته بودید!
اما واقعیت این است که حافظهی کامل لزوماً یک نعمت نیست. به جیل پرایس، اولین فردی که به سندروم حافظهی زندگینامهای فوقالعاده (HSAM) یا هایپرتیمیزیا مبتلا تشخیص داده شد، فکر کنید. او قادر به فراموش کردن هیچ روزی از زندگیاش از سن ۱۴ سالگی نیست. این موضوع در ابتدا فوقالعاده به نظر میرسد، اما جیل آن را به عنوان یک “فیلم در حال پخش مداوم” در ذهنش توصیف میکند که اغلب طاقتفرسا و از نظر احساسی خستهکننده است.
حقیقت این است که فراموشی نیز عملکردی حیاتی برای مغز ماست. مغز ما برای فیلتر کردن و دور ریختن اطلاعات طراحی شده است، نه برای حفظ و بازیابی همه چیز. هدف ما به خاطر سپردن همه چیز نیست، بلکه به خاطر سپردن اطلاعات دقیق و درست در زمان مناسب است. و خبر خوب این است که با کمی تمرین و تکنیکهای مناسب، میتوانیم این کار را انجام دهیم.
اهمیت و ارتباطپذیری: کلید اصلی تقویت حافظه
اگر صادق باشیم، بیشتر اطلاعاتی که میخواهیم به خاطر بسپاریم، خشک، خستهکننده و کاملاً بیارتباط با زندگی روزمره ما هستند. از قوانین حقوقی آزمون وکالت گرفته تا فرمولهای پیچیده آزمون GRE، هیچکدام به طرز قابل توجهی ذهن ما را درگیر نمیکنند. و این دقیقاً مشکل است.
سیستم حافظه ما برای ذخیره اطلاعات بیاهمیت تکامل نیافته است، بلکه برای به یاد آوردن افرادی که به ما خیانت کردهاند، مکان رویش میوههای خوب و غاری که آخرین بار در آن شکارچیای کمین کرده بود، تکامل یافته است.
اهمیت احساسی و ارتباطپذیری همیشه سوخت حافظه بودهاند و تحقیقات نشان میدهد که احساسات حافظه را تقویت میکنند، اما به صورت انتخابی (به عنوان مثال، کنزینگر، ۲۰۰۹). احساسات منفی اغلب باعث تیز شدن یادآوری جزئیات ذاتی میشوند، در حالی که احساسات مثبت تمایل دارند به خاطرات کلیتر منجر شوند و جزئیات کمتری را برای ما به یاد میآورند. بنابراین، احساسات مانند یک چراغقوه عمل میکنند، آنچه زیر نور آن قرار میگیرد به خاطر سپرده میشود و بقیه محو میشوند.
شاید اگر در حال خواندن و حفظ کدهای مالیاتی باشید، این موضوع ناامیدکننده به نظر برسد، اما در واقع بسیار امیدوارکننده است، زیرا ما میتوانیم اهمیت و ارتباطپذیری را خودمان ایجاد کنیم. ورزشکاران حافظه همیشه این کار را انجام میدهند. برای حفظ هزاران رقم تصادفی عدد پی، آنها اعداد را به عنوان عدد در نظر نمیگیرند، بلکه آنها را به داستان تبدیل میکنند. عدد ۹ ممکن است به یک بادکنک، و ۴ به یک قایق بادبانی تبدیل شود، و به زودی یک رشته بیمعنی به یک دنباله انیمیشنی زنده تبدیل میشود که مغز شما به آن میچسبد.
قصر حافظه: وام گرفتن از سیستم فضایی مغز
گویا اختراع دموکراسی برای ما کافی نبود، یونانیان همچنین یکی از قدرتمندترین روشهای تقویت حافظه را که امروزه نیز استفاده میشود، ابداع کردند: روش مکانها (method of loci) یا قصر حافظه.
افسانهها میگویند که شاعر سیمونیدس از کیوس پس از جان سالم به در بردن از فرو ریختن سالن ضیافت، با یادآوری محل نشستن هر یک از افراد حاضر، توانست هویت قربانیان را شناسایی کند. از این مشاهده، او متوجه شد که حافظه انسان برای مکانها بهطور غیرمعمولی قوی است و میتوان ایدههای انتزاعی را برای یادآوری آسان در یک معماری ذهنی “قرار داد”.
علم مدرن این موضوع را تأیید میکند. مطالعهای در سال ۲۰۱۷ که در مجله Neuron توسط دِسِلر و همکارانش منتشر شد، نشان داد که آموزش دادن روش مکانها به افراد عادی فقط به مدت شش هفته باعث بیش از دو برابر شدن ظرفیت حافظه آنها و نشان دادن الگوهای فعالیت مغزی مشابه قهرمانان حافظه در سطح جهانی شد.
مکانیسم این روش ساده اما هوشمندانه است، زیرا از گذشته تکاملی ما نشأت میگیرد. مغز ما برای حرکت در فضای فیزیکی با دقت فوقالعادهای سیمکشی شده است، پس چرا از این سیستم برای یادآوری اطلاعات انتزاعی استفاده نکنیم؟ با تصور اینکه در یک ساختمان آشنا قدم میزنید و تصاویر واضح و عجیب و غریبی را در هر اتاق قرار میدهید، نقاط اتکایی ایجاد میکنید که اطلاعات را تقریباً فراموش نشدنی میکنند.
پس از قرار دادن اطلاعات در قصر حافظهتان، کافی است در آن قدم بزنید تا اطلاعات را بازیابی کنید. و با تمرین، تعداد قصرهای حافظه بینهایت میشود و ذهن شما به یک سیستم بایگانی به بزرگی کتابخانه اسکندریه تبدیل میشود.
قطعهبندی و قانون سهها: تکنیکهای ساده و کارآمد
حتی بدون قصر حافظه یا ترفندهای احساسی، شما هر روز از یک کد تقلب دیگر استفاده میکنید: قطعهبندی.
به نحوهی برخورد ما با شماره تلفنها فکر کنید، ما آنها را به صورت ارقام تکی بیان نمیکنیم، بلکه آنها را به الگوهای ۳-۳-۴ تقسیم میکنیم. همین امر در مورد متن آهنگها، کدهای امنیتی و حتی لیست خرید صادق است، زیرا مغز ما به طور طبیعی اطلاعات را به واحدهای کوچکتر و معنادارتر فشرده میکند.
و سپس “قانون سهها” وجود دارد. در سراسر فرهنگها، ادیان و حتی شعارهای بازاریابی، چیزهایی که در گروههای سهتایی قرار میگیرند، به سادگی آسانتر به یاد میآیند و به نوعی کاملتر به نظر میرسند. شواهد کمی برای توضیح اینکه چرا این روش کار میکند وجود دارد، اما میتوان فرض کرد که این امر ممکن است از تمایل تکاملیافته ما برای دیدن الگوها پس از سه تکرار ناشی شود، جایی که یک یا دو تکرار ممکن است تصادفی به نظر برسند، اما سه تکرار عمدی به نظر میرسد.
بنابراین، اگر میخواهید چیزی را در حافظه خود جای دهید، آن را قطعهبندی کنید و در صورت امکان، آن را در قالب سهها قرار دهید.
این تکنیکها جدید نیستند و به هیچ وجه پیچیده نیستند. اما در کنار هم، مانند یک کد تقلب برای حافظه عمل میکنند. شما همه چیز را به خاطر نمیسپارید و این برای شما بهتر است. آنچه به خاطر خواهید آورد، چیزی است که خودتان انتخاب میکنید.


تغییر کاربری کانتینر