مراقبت از سلامتی و تصمیمگیری برای مراجعه به پزشک در زمان بیماری، همیشه کار آسانی نیست؛ اما زمانی که پای یک بیماری عفونی حاد و علائم نگرانکننده به میان میآید، لجبازی میتواند عواقب جدی به همراه داشته باشد. داستان زیر درباره مردی است که به شدت نگران وضعیت سلامتی دوستدخترش در یک هفته گذشته بوده و تلاشهای او برای نجات جان همسرش، به یک چالش و درگیری عاطفی تبدیل شده است.
علائم حاد بیماری عفونی و آغاز ماجرای درگیری زوج جوان
به گزارش واضح به نقل از Reddit و گزارش اختصاصی هایدی لازارو (Heide Lazaro)، این مرد به دوستدخترش توصیه کرده بود که از یک پزشک وقت ملاقات بگیرد تا بتواند مراقبتهای پزشکی و داروی مناسب را دریافت کند. اما او به جای عمل به این توصیه منطقی، اصرار داشت که در تختخواب بماند و فقط استراحت کند. با وخیمتر شدن علائم بیماری و مقاومت دختر در برابر توصیههای پزشکی، ناامیدی و عصبانیت این مرد افزایش یافت. برخی از افراد میتوانند کمی لجباز باشند، اینطور نیست؟ بیایید نگاه دقیقتری به این ماجرا بیندازیم.
این کاربر در تالار گفتگو با طرح سوال «آیا من مقصرم که سر دوستدخترم داد زدم چون از رفتن به دکتر امتناع میکند؟» داستان خود را اینگونه روایت میکند: دوستدخترم حدود یک هفته است که بیمار شده است. او در آخر هفته کمی بهبود یافت، اما در سه شب گذشته، به دلیل گوش درد شدید شبها بیدار مانده است. دیروز او مجبور شد محل کارش را ترک کند چون دچار لرز شدید شده بود؛ او به شدت میلرزید و عرق میکرد. همچنین تورم و درد غدد بزاقی او مانع از خوابیدنش در شب شده بود.
نشانه های بیماری حاد؛ غیبت بیسابقه از محل کار پس از سه سال
این مرد متوجه شده بود که دوستدخترش تا چه حد بیمار و بدحال است. او میگوید: وقتی دیروز او را از محل کارش برداشتم، ساعت ۳ بعد از ظهر به تختخواب رفت. او در حال حاضر هنوز هم در تختخواب است. اکنون ۱۸ ساعت گذشته است. او با محل کارش تماس گرفت و مرخصی استعلاجی گرفت. این اولین بار در سه سال گذشته بود که او سر کار نرفته است؛ او تا این حد بیمار است. امروز صبح او به من گفت که بلعیدن غذا و آب دهان برایش فوقالعاده دردناک است.
پسر جوان با مشاهده این وضعیت به او توصیه کرد که برای معاینه و دریافت دارو به پزشک متخصص مراجعه کند. او میگوید: من داخل دهانش را نگاه کردم. او لکههای سفید کوچک زیادی روی لوزههایش داشت. به او گفتم با مطب پزشک تماس بگیرد و یک وقت ملاقات برای همان روز بگیرد. ما در اسکاتلند زندگی میکنیم و خدمات درمانی رایگان است. من خودم قبلاً به بیماری تانسیلیت (التهاب لوزهها) و عفونت قارچی لوزهها مبتلا شده بودم و میدانستم که این وضعیت نیاز مبرم به مصرف آنتیبیوتیک دارد.
پاسخ عجیب دختر بیمار: خستهام و فقط میخواهم استراحت کنم!
اما دوستدختر او امتناع کرد و ترجیح داد به جای درمان پزشکی، فقط استراحت کند. این مرد توضیح میدهد: مطب پزشک تنها هشت تا نه دقیقه پیاده روی دارد. با ماشین هم فقط سه دقیقه راه است و او ماشین خودش را هم دارد. من بیرون رفتم تا سگ را بگردانم. وقتی برگشتم دوباره از او خواستم که به دکتر برود. او باز هم گفت نه و از من خواست که دیگر به او اصرار نکنم.
در این لحظه کنترل خود را از دست دادم و عصبی شدم. گفتم نمیفهمم چرا نمیخواهی به دکتر بروی؟ اما دختر در پاسخ، او را “بدجنس” خطاب کرد که چرا اینقدر به او فشار میآورد! پسر جوان در ادامه گفت: من به او گفتم برای این مشکل یک راه حل منطقی وجود دارد؛ تو یا میتوانی به دکتر نروی و برای یک تا دو هفته یا حتی بیشتر احساس وحشتناکی داشته باشی، یا اینکه میتوانی یک ساعت به دکتر مراجعه کنی، مقداری آنتیبیوتیک بگیری و تا اواسط هفته آینده کاملاً خوب شوی. اما او در پاسخ گفت که نمیخواهد برود چون فقط میخواهد استراحت کند. او گفت من با گفتن اینکه به دکتر برود، دارم در حق او بدجنسی میکنم!
دیدگاه کاربران و بررسی منطقی رفتار این زوج در زمان بیماری
این کاربر در پایان از دیگران میپرسد: آیا من آدم بدی هستم؟ کاملاً قابل درک است که بدن در زمان بیماری چقدر احساس ضعف میکند و ترجیح میدهید فقط در تختخواب مچاله شوید. با این حال، نویسنده متن (OP) دلیل کاملاً معتبری برای اصرار بر مراجعه دوستدخترش به پزشک دارد. کاملاً منطقی است که دریافت داروی مناسب و مراقبتهای پزشکیِ به موقع میتواند به او کمک کند تا هرچه زودتر سلامتی خود را به دست آورد و از عوارض خطرناکتر یک عفونت باکتریایی پیشگیری کند.



آگهی فردا