اشباح عاطفی که روابط شما را تسخیر میکنند
داستان لیندا و ریو: خانهای که تبدیل به میدان جنگ شد
دو ماه پس از ازدواجشان، لیندا و ریو به خانه جدیدی که ساخته بودند نقل مکان کردند. لیندا که مشتاق بود این فضای سرد و فلزی را به لانه عاشقانهای تبدیل کند، به ریو گفت که خانه هنوز حس گرم و صمیمی ندارد و پرسید آیا میتوانند تغییراتی ایجاد کنند تا حس خانه واقعی را بدهد.
ریو که پیمانکار ساختمان بود، سخت تلاش کرده بود تا خانه را بسازد و بهترین وسایل و مدرنترین مصالح را برای غافلگیر کردن لیندا انتخاب کند. اما لیندا نه تنها غافلگیر نشد، بلکه از این که ریو در هیچیک از این تصمیمها با او مشورت نکرده بود، احساس ناراحتی کرد. او همچنین متوجه شده بود که ریو پس از ازدواج حالت دفاعی بیشتری به خود گرفته است، بنابراین سعی کرد با ملایمت و محبت صحبت کند.
با این حال، ریو عصبانی شد، کلیدهایش را محکم روی پیشخوان کوبید و فریاد زد: “همه تلاشم را کردم تا بهترین خانه را برای تو بسازم و حالا تو به من میگویی آدم بیعرضهای هستم و هیچ کاری را درست انجام نمیدهم!”
لیندا مبهوت ماند. او که از این واکنش و اتهام گیج شده بود، ناگهان به یاد آورد که ریو قبلاً هم هنگام مواجهه با مشکلات، خود را “آدم بیعرضه” خطاب کرده بود. بنابراین به جای پاسخ دادن، سعی کرد او را آرام کند و گفت که همه چیز خوب است.
متأسفانه، مشاجرات لیندا و ریو ادامه یافت و لیندا روزبهروز ساکتتر شد و افکار و احساساتش را بیشتر در خود نگه میداشت. او کتابها و مقالات زیادی خواند تا بفهمد چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اما هیچیک از توصیفات کاملاً با رفتارهای ریو مطابقت نداشت و بسیاری از راهکارهای پیشنهادی متخصصان با هم در تضاد بودند. او به مشاور مراجعه کرد، اما فقط بیشتر سردرگم شد و احساس کرد با معماهای بیشتری مواجه شده است.
تنها چیزی که برایش معنادار بود، این ایده بود که گویی ریو به طور متناوب تحت تسخیر نیرویی خارجی قرار میگیرد، اما این فکر به نظرش بسیار نامعقول میرسید. در نهایت، لیندا برای حفظ سلامت روان خود و بازیابی احساس امنیتی که قبل از زندگی مشترک داشت، از خانه خارج شد. یک سال و نیم بعد، طلاق آنها نهایی شد – مدتی که حتی از مدت زمان ازدواجشان نیز طولانیتر بود.
وقتی گذشته از زبان ما سخن میگوید
ایده لیندا درباره “تسخیر متناوب” ریو شاید از نظر استعاری چندان هم دور از واقعیت نباشد. اشباح عاطفی از گذشته میتوانند لحظه حال را تسخیر کنند و فرد را طوری نشان دهند که گویی تحت کنترل نیرویی خارجی است. در این حالت، آنها نه با شما که با شبحی از گذشته خود صحبت میکنند. شما تبدیل به ظرفی میشوید برای نمایشنامههای ناتمام، شرمها و آسیبهای حلنشده. (اتهام گفتن حرفی که هرگز نزدهاید، اغلب نشانه حضور یک شبح عاطفی در فضاست.)
بسیاری از مردم با این اشباح عاطفی دست و پنجه نرم میکنند، بدون آنکه در آن لحظه متوجه باشند در حال رقص با گذشته هستند. افراد پرتلاش و موفق ممکن است حتی بیشتر مستعد این مشکل باشند، زیرا معمولاً برای سختکوشی و نادیده گرفتن احساسات به نفع تمرکز روی کار مورد تشویق قرار میگیرند. حضور در لحظه بسیار قدرتمند است – مگر زمانی که ناخودآگاه در حال پاسخ دادن به اشباح عاطفی از گذشته باشید. به همین دلیل است که برخی درمانگران درباره گذشته پرسوجو میکنند و بررسی میکنند که چگونه نمایشنامهها، شرمها و آسیبها ممکن است امروز خود را نشان دهند.
چرا کمک کردن اینقدر دشوار است
لیندا بسیار هوشمندانه عمل کرد که اتهام “آدم بیعرضه” ریو را به خوداتهامزنیهای قبلی او مرتبط دانست. با این حال، او در دام ناجی/تعمیرکار افتاد و سعی کرد او را آرام کند. سپس برای درک او شروع به مطالعه تحقیقات کرد – کاری که برای برخی شرکا میتواند تبدیل به وسواس شود، به طوری که روزها در سردرگمی مداوم سپری میکنند. گاهی هر دو طرف رابطه با اشباح عاطفی دست به گریبانند و نقش ناجی/تعمیرکار میتواند بازسازی نقشی از دوران کودکی باشد. سکوت فزاینده لیندا در رابطه، بازتابی از سکوت درونی خودش و عدم تأمل و آگاهی عمیقتر از احساساتش بود. این ممکن است یکی از دلایلی باشد که تلاش او برای مشاوره اینقدر سردرگمکننده به نظر میرسید. وقتی موانعی در برابر رویدادهای گذشته ایجاد میکنیم که آماده بررسیشان نیستیم، هرگونه کنکاش در آن مناطق حساس میتواند تهدیدآمیز به نظر برسد و دیوار محافظی را فعال کند که خاطرات را مسدود میکند. و در حالی که ممکن است فرد متوجه شود که واکنش آسیبزایی دارد، مسیر بهبودی به سوی حلوفصل میتواند به بلندی و پیچیدگی ادیسه هومر باشد.
آنچه میتوانید انجام دهید
- نشانههای حضور شبح عاطفی از گذشته را تشخیص دهید.
- به کلمات افراد به ویژه عبارات تکراری مانند آنچه لیندا از ریو شنید، توجه کنید.
- شرایطی که به اشباح عاطفی دامن میزند را شناسایی کنید، مانند زمانی که فرد حفرههایی در خاطراتش دارد، از صحبت درباره گذشته امتناع میکند، گذشته را کاملاً رد میکند یا فقط تصویری زیبا از آن ارائه میدهد.
- به الگوهای دفاعی بودن، انتقاد، شرم یا سکوت توجه کنید.
- از خود بپرسید آیا مشاجرات با آگاهی هر دو طرف از احساساتی که منجر به نزاع شده و با حس شنیده و درک شدن توسط یکدیگر به موفقیت حل شدهاند یا خیر.
- یاد بگیرید که بین دلسوزی و نقش ناجی/تعمیرکار که به اختلال رابطه دامن میزند، تمایز قائل شوید.
- محرکهای درونی خود را که ممکن است در این فرآیند فعال شوند، شناسایی کنید.
زمانی که باید رها کنید
وقتی عشق مانند راه رفتن روی شیشههای خرد شده احساس میشود و دعواها به سکوت و اجتناب تبدیل میشوند، شاید زمان آن رسیده باشد که با عشق رها کنید. و اگر شما همه تلاش خود را برای کار روی اشباح خود میکنید، اما طرف مقابل از کار روی اشباح خود امتناع میورزد، رشد و شکوفایی دشوار خواهد بود. بدتر از آن، این وضعیت میتواند شما را در شرایطی نگه دارد که بهبود واقعی و حل آسیب را محدود میکند.
عشق ورزیدن به کسی نباید به معنای تبدیل شدن به آینهای برای اشباح او باشد. همانطور که لیندا آموخت، گاهی عشق یعنی خارج شدن از منطقه جنگ و پرداختن به صلح درونی خود.
برای یافتن یک درمانگر، به دایرکتوری درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.




آگهی فردا