حامد پورمحمد، بازیگر و کارگردان این نمایش، تجربه تولید این اثر را به مثابه یک فرآیند کشف مداوم توصیف می کند. به گفته او، هدف اصلی این نمایش، نه انتقال یک پیام از پیش تعیین شده، بلکه صرفا ایجاد یک ساعت خنده ناب و خالص برای تماشاگران است.
تولد ایده از دل دوستی های قدیمی
در مورد چگونگی شکل گیری ایده نمایش، پورمحمد توضیح می دهد که جرقه اولیه توسط یکی از دوستانش به نام عارف در همان سال های دانشجویی زده شد. او می گوید: «عارف آن زمان یک ایده خام داشت و ما را دور هم جمع کرد تا برای شرکت در یک جشنواره دانشجویی آماده شویم. روش کار ما بسیار جالب بود؛ ما به تمرین می رفتیم و او روز به روز، صفحه به صفحه، متن را می نوشت و در همان روز برای تمرین در اختیار ما قرار می داد.» این شیوه تولید، نشان دهنده یک خلق لحظه به لحظه و پویا در فرآیند نویسندگی و آماده سازی است.
آیا هر اثر هنری باید پیام داشته باشد؟
وقتی در مورد پیام یا دغدغه کلیدی نمایش سوال شد، پورمحمد دیدگاه متفاوتی را ارائه کرد. او اظهار داشت که اساسا با این دیدگاه که یک اثر هنری باید لزوما حامل یک پیام مشخص باشد، موافق نیست. وی تصریح کرد: «یک اثر هنری لزوما پیام یا دغدغه ای را که قبلا تعریف شده باشد، با خود حمل نمی کند. بلکه این مخاطب است که می تواند بر اساس تجربه و دیدگاه خود، برداشت و پیام مورد نظرش را دریافت کند.»
وی در توصیفی یک جمله ای و خلاصه از این نمایش، آن را با عبارتی عامدانه و کنایه آمیز توصیف کرد: «چرندیات دراماتیک به مثابه ی چرندیات دراماتیک.»
چالش بزرگ کمدی: پرهیز از لودگی و هجو
پورمحمد، بزرگ ترین چالش خود در فرآیند کارگردانی این نمایش را ساخت کمدی می داند، اما نه هر نوع کمدی. او تاکید می کند: «بزرگ ترین چالش من این بود که کمدی بسازم، اما این کمدی به ورطه ی هجو و لوده بازی سقوط نکند.» این ظرافت در اجرای کمدی، نشان دهنده وسواس تیم سازنده برای ارائه یک اثر با کیفیت است.
همچنین، در خصوص آزادی عمل بازیگران، کارگردان به روشنی اعلام کرد که به هیچ عنوان بداهه پردازی در کار وجود نداشته است. او گفت: «همه چیز کاملا از قبل تعیین شده و طراحی شده بود و این مهارت و استعداد بازیگران بود که با اجرای دقیق خود، به نقش های از پیش نوشته شده روح و جان می بخشیدند.»
فرآیند در حال تغییر و کشف مداوم
یکی از نکات جالب درباره شیوه کار پورمحمد، پویایی و عدم ایستایی او در طول اجراها است. او در پاسخ به تغییرات احتمالی در ساختار نمایش گفت: «همه چیز در حال تغییر است. حامدِ امروز، با حامدِ یک ماه بعد، قطعا تفاوت دارد. من دائما در حال کشف و شهود هستم.» او اشاره کرد که ممکن است میزانسن ها بارها تغییر کنند یا حتی پس از تغییر، به حالت اولیه بازگردند. این نشان می دهد که او همیشه به دنبال بهترین حالت اجرایی برای اثر خود است.
هم لوکوموتیوران و هم بلیت فروش!
ایفای نقش در نمایشی که فرد خودش کارگردانی آن را نیز بر عهده دارد، یک چالش مضاعف است. پورمحمد این تجربه را به تشبیه جذابی نسبت داد: «مثل یک لوکوموتیوران است که خودش هم مسئولیت چک کردن بلیت ها را بر عهده دارد!»
او توضیح داد که به عنوان کارگردان، باید بر تمام جنبه ها نظارت کنی: کنترل ریتم کلی نمایش، مراقبت از بازی دیگر بازیگران و ثبت و رفع ایرادات برای اجرای شب بعد. در همین حال، باید همزمان خودش هم بازی کند و مطمئن شود که کیفیت اجرای فردی او نیز در سطح مطلوبی قرار دارد.
به عقیده او، سخت ترین بخش بازیگری در این نمایش، خنداندن تماشاگران بود. او گفت: «خنداندن تماشاگر از سخت ترین کارهای دنیاست؛ به خصوص زمانی که می دانی نمی توانی با هر شوخی و هر حرکت سطحی ای، آنها را بخندانی.»
تعادل میان دو نقش با کمک بازیگران باسابقه
در مورد چگونگی برقراری تعادل میان دو وظیفه سنگین بازیگری و کارگردانی، پورمحمد به کمک بی نظیر همکارانش اشاره کرد. او بازیگران خود را جزو «معدود باقی مانده های نسل قدیمی بازیگران تئاتر» دانست که هنوز برایشان صحنه مقدس است. وی افزود: «به همین دلیل، آنها ساعت ها به جای من بازی می کردند تا من بتوانم از بیرون به صحنه نگاه کنم و ایرادهای کار را برای اصلاح، شناسایی کنم.»
او درباره ویژگی هایی که او را به سمت نقشش جذب کرد، به رهایی و بی خیالی کاراکتر اشاره کرد و همچنین حجم بالای کمدی و تیپیکال بودن شخصیت را از دلایل اصلی علاقه اش به آن نقش دانست. البته وی تاکید کرد که شخصیت های نمایش عامدانه کاملا سطحی طراحی شده اند و عمق شخصیتی خاصی ندارند، بنابراین این نقش تغییر شخصی یا هنری خاصی در او ایجاد نکرده است.
بودجه، تمرین و هدف روشن
در خصوص دشواری های تولید، پورمحمد، همانند بسیاری از گروه های تئاتری، بودجه را به عنوان بزرگ ترین دغدغه مطرح کرد. با این حال، او از حمایت کافه میزانس تشکر کرد که سرمایه و هزینه های اجرای نمایش را تقبل کرده است.
همکاری با گروه بازیگران و عوامل، به دلیل رفاقت و دوستی قدیمی، بسیار آسان و روان پیش رفته و همدلی در طول اجرا کاملا برای تماشاگر محسوس بوده است.
پورمحمد همچنین تاکید کرد که او اهل تئاتر «بی چیز» (اشاره به مکتب گروتوفسکی) نیست و باور دارد که تئاتر با عناصری مانند طراحی صحنه، نور، صدا و موسیقی است که جان گرفته و هویت نهایی خود را پیدا می کند.
برای رسیدن به شکل دلخواه اجرا، کل گروه پنج ماه کامل تمرین داشتند. با این حال، پورمحمد و میلاد خیرخواه (یکی از بازیگران)، حدود یک سال و نیم روی کار تمرین و کار کرده بودند.
پورمحمد هیچگاه احساس نکرد که پروژه به نتیجه نخواهد رسید، چرا که تکلیف او با اثر و تکلیف اثر با مخاطب از ابتدا کاملا روشن بود. او این را پیروزی می داند، فارغ از نتیجه نهایی.
پاسخ مخاطب و نگاه به آینده
واکنش تماشاگران تا امروز بسیار دلگرم کننده بوده و صدای خنده های بلند آنها در طول اجرا، بهترین تأییدیه برای موفقیت نمایش است. او معتقد است که این نمایش قصد ندارد لزوما اثری بزرگ بر مخاطب بگذارد، بلکه هدفش این است که مخاطب یک ساعت شاد باشد و پس از آن، خودش در مورد نمایش فکر کرده و تصمیم بگیرد.
نمایش «چرندیات دراماتیک» از چهاردهم آبان ماه در تماشاخانه هما به روی صحنه رفته است. در این نمایش ۶۰ دقیقه ای، بازیگرانی چون حامد پورمحمد، علی روزبه، میلاد خیرخواه، علیرضا رهام، فاناز سلوکی و حسین موسایی نقش آفرینی می کنند و سام درخشانی نیز تهیه کنندگی کار را بر عهده داشته است.
خلاصه داستان نمایش به این شرح است: «در دهکده ای متروکه که مکان زندگی شخصیت های داستان های فراموش شده است، یک قتل اتفاق می افتد.»



آگهی فردا