ادینگتون: روایتی از شهری در بحران و فیلمی که نباید دید
کووید-19 با آمار میلیونی مبتلایان و قربانیان، نه تنها سلامت فردی، بلکه روابط اجتماعی، اقتصاد و حتی نگاه ما به امنیت و آرامش جمعی را به چالش کشید. استرس ناشی از این پاندمی، هزاران نفر را از کار بیکار کرد و بسیاری از کسبوکارها را به ورطه نابودی کشاند. در این میان، هنر و سینما نیز از این بحران در امان نماندند.
در این مطلب قصد داریم فیلم “ادینگتون” (Eddington) ساخته آری استر را مورد بررسی قرار دهیم. اما هشدار! اگر به دنبال یک روایت خطی و سرراست هستید، تماشای این فیلم را به شما توصیه نمیکنیم، چرا که “ادینگتون” مملو از خطرات لو رفتن داستان است.
آری استر، کارگردان نامآشنای فیلمهای ژانر وحشت، در این اثر نیز به سراغ دغدغههای همیشگیاش رفته است: «او که علاقهای شدید به موشکافی روابط میان فردی و نقاط تاریک روان انسان دارد، با آثار خود در تلاش است تا برداشتی تاثیرگذار از تجربههای انسانی ارائه دهد.» استر، استاد به تصویر کشیدن ترس است، اما در دو اثر اخیرش، همواره دغدغه انسان و دغدغههای شخصیاش را مدنظر قرار داده، هرچند که شخصیتپردازیهایش بعضاً بسیار پیچیده و گنگ به نظر میرسند.
نقد فیلم “ادینگتون”؛ هرج و مرج بیپایان
داستان فیلم در شهر خیالی ادینگتون در بحبوحه قرنطینههای کووید اتفاق میافتد. در مرکز این قصه، کلانتر جو کراس (با بازی واکین فینیکس) قرار دارد؛ مردی ژولیده که به گمان خود در زندگی شخصی و حرفهایاش دچار شکست شده است، اما علاقهای به پذیرش این واقعیت ندارد. او که از آسم رنگ میبرد، با شهردار، تد گارسیا (پدرو پاسکال) بر سر محدودیتهای کرونایی گلاویز میشود. چیزی که ابتدا یک اختلاف ساده است، خیلی زود تبدیل به ویروسی سیاسی شده و به نژادپرستی دامن میزند.
جو کمپین انتخاباتی راه میاندازد تا شهردار شود و گارسیا هم بر موضوع خود پافشاری میکند. پای همسر کلانتر، لوئیز (اما استون) هم به ماجرا باز میشود و ایدههای شبکههای اجتماعی با دروغ و تئوری توطئه پرده از جنبهی دیگری از این داستان برمیدارند،جنبش “جان سیاهپوستان مهم است” از راه میرسد و یک برانگیختگی همگانی (Mass Hysteria) رخ میدهد.

استر اینجا کووید-19 را بهانهای برای قصه پردازیهایش قرار میدهد بلکه آن را به مثابه یک کاتالیزور به کار میگیرد تا شکافهای فرهنگی آمریکا را به نمایش بگذارد. “ادینگتون” یک وسترن اجتماعی است، با این تفاوت که رولور را با گوشیهای هوشمند و اخبار تلویزیونی جایگزین کرده است. دویلها نه تک به تک و رودررو، بلکه در شبکههای اجتماعی، تجمعات و مکانهای مخفی انتقام میگیرند. اینجا همهچیز غریب و وحشی است، درست مثل ایدئولوژیترا.
اما ما این ایده را به طرق مختلف در آثار سینمایی مدرن دیدهایم، اما آنچه “ادینگتون” را متمایز میکند این است که دلیل مشکلی برای چند قطبی شدن این جامعه (که نمادی است برای جامعه فعلی آمریکا) میآورد: این آدمها نه به خاطر باورهایشان، بلکه بیشتر به خاطر “حس تعلق” موضوعی را میپذیرند. مشکل جو با گارسیا صرفاً به خاطر ضعف وی در ادارهی شهر نیست؛ جو میخواهد بگوید که وجود دارد. وقتی یک پیرمرد با او سلفی میگیرد، جو بیشتر به این باور میرسد که باید در قامت یک قهرمان ظاهر شود و شهر را متحول کند؛ این در حالی است که او حتی ادارهی یک پاسگاه کوچک ادینگتون را هم نمیتواند به درستی مدیریت کند.
ورود لوئیز به یک فرقه مضمحل هم به همین خاطر است؛ زیرا احساس میکند آنجا بهتر درک میشود و دیگر لازم نیست با پنهانکاریهای شوهر یا شستوشوهای مغزی مادرشوهرش دست و پنجه نرم کند. استر بیپرده از این مسئله صحبت میکند که بسیاری از این آدمها، حقیقتاً به آنچه برایش میجنگند، باور ندارند و بیشتر به دنبال دنبال کردن چیزهای دیگری هستند.

فیلم مشکلات ضعیفتری هم دارد؛ از جنبهی مضمون، زیاده از حد اینسو و آنسو میپرد، از نظر احساسی نامنسجم است و میتواند برای مخاطب کمتحمل حوصلهسربر باشد و کمدی سیاهش هم برای هر نوع سلیقهای قابل درک نیست، اما جاهطلبی استر غیرقابل انکار است؛ هرچند که حس میکنیم فیلم گاهی از زیر سنگینی پروپاگاندای موضوعی خود فرو میریزد. از طرف دیگر، شلوغی و آشفتگی فیلم، چندان هم از اتفاقات کووید-19 دور نیست؛ روزهایی که بحرانها یکی پس از دیگری از راه میرسیدند؛ چیزهایی که البته همچنان داریم آن را به شکلی دیگر تجربه میکنیم.
تا این لحظه، دهها فیلم دربارهی کووید 19 ساخته شدهاند که بیشترشان روی ابعاد تنهایی و انزوای ناشی از آن تمرکز دارند؛ استر اما اینجا به مسیر متفاوتی میرود و بینظمیاش را در کانون توجه قرار میدهد. در “ادینگتون” قهرمانی وجود ندارد، پیام اخلاقی و درسی در کار نیست، تسکینی هم نیست. تنها یک شهر ویران، یک کلانتر درمانده و آدمهایی که میخواهند ابراز وجود کنند. اما آنچه بیش از همه در ذهن باقی میماند، تصویری است که استر از جامعهی مدرن ارائه میدهد؛ جوامعی که تمایلی به سازش با خود ندارند و حداکثر از جنبهی فرهنگی به بیراهه میروند.
شناسنامه فیلم “ادینگتون” (Eddington)
- کارگردان: آری استر
- نویسنده: آری استر
- بازیگران: واکین فینیکس، پدرو پاسکال، اما استون، آستین باتلر، لوک گریمز، دیردر اوکانل، مایکل وارد
- محصول: 2025، ایالات متحده
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.8 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 70%
- خلاصه داستان: همزمان با اوجگیری کرونا، شهردار ادینگتون ، تد گارسیا محدودیتهای سختگیرانهای را اجرا میکند و جو کراس به عنوان کلانتر شهر در صدد تقابل با این قانون برمیآید؛ تقابلی که با مخالفت کلانتر شهر، جو کراس مواجه میشود؛ مخالفتی که به درگیری سیاسی و شخصی میان آن دو دامن میزند. جو با طرح اتهامی جنجالی علیه تد، رقابت انتخاباتی را شعلهورتر میکند؛ اما همسرش، لوئیز، این ادعا را رد کرده و شهر را ترک میکند.
نقد فیلم “ادینگتون” دیدگاهی شخصی نویسنده است و لزوماً موضوع دیدیجیکالا مگ نیست.






