آیا برخوردهای پلیس با زورگیران و ارازل و اوباش موجب کاهش سرقت و زورگیری در شهر میشود؟
در سالهای اخیر، یکی از چالشهای عمده جامعه شهری ایران، افزایش آمار جرم و جنایت به ویژه سرقت و زورگیری بوده است. این موضوع به ویژه در کلانشهرها از جمله تهران، مشهد و اصفهان، نگرانیهای زیادی را برای شهروندان ایجاد کرده است. در این راستا، اقدامات نیروی انتظامی و برخوردهای آنها با ارازل و اوباش و زورگیران، مورد توجه و بحثهای فراوانی قرار گرفته است. اما آیا این اقدامات واقعاً به کاهش جرم و جنایت کمک میکند؟ بیایید با هم به بررسی این موضوع بپردازیم.
به طور کلی، افزایش برخوردهای پلیس به عنوان یک اقدام پیشگیرانه شناخته میشود. در این راستا، مسئولان نیروی انتظامی اعلام کردهاند که تعداد گشتهای پلیسی در معابر و محلهای جرمخیز افزایش یافته و بازداشتهای بیشتری انجام شده است. این امر میتواند به نتایج مثبتی از جمله کاهش زمان لازم برای وقوع جرم و ایجاد حس امنیت در شهروندان منجر شود.
اما عوامل بسیاری در ایجاد و بروز جرم و جنایت دخیل هستند. از جمله این عوامل میتوان به بیکاری، فقر، نداشتن مهارتهای لازم برای ورود به بازار کار و همچنین گسترش فضای مجازی و بسترهای غیرقانونی اشاره کرد. وقتی که فردی در جامعهای با مشکلات اقتصادی و اجتماعی مواجه است، احتمال بیشتری دارد که به سمت ارتکاب جرم و در نهایت، زورگیری و سرقت روی آورد. بنابراین، نیازی به صرفنظر از ریشههای اجتماعی این مشکلات نیست.
از طرف دیگر، گاهی اوقات، برخوردهای قهری و سختگیرانه میتواند به بحرانهای بیشتری دامن بزند. افرادی که به عنوان خشنترین مجرمان شناخته میشوند معمولاً به دلیل نداشتن حمایتهای اجتماعی و اقتصادی به این مسیرها روی میآورند و این چرخه را نمیتوان تنها با قوه قهریه متوقف کرد.
برخوردهای پلیس باید به گونهای طراحی شوند که هم به ارتقا سطح امنیت اجتماعی کمک کنند و هم به بهبود شرایط معیشتی و اجتماعی متهمان و خانوادههای آنها بپردازند. به عبارت دیگر، اقدامات پلیس باید در کنار برنامههای جامع اجتماعی از جمله کارآفرینی، آموزش حرفهای و افزایش آگاهیهای اجتماعی قرار گیرد.
در کنار تمامی این نکات، گزارشهای میدانی نشان دادند که پس از افزایش گشتهای پلیسی و برخوردهای امنیتی، ممکن است نسبت به وقوع جرمهای خفیف در برخی مناطق، کاهش قابل توجهی مشاهده شود. با این حال، این کاهش عموماً مقطعی و موقتی خواهد بود. در حقیقت، وقتی که عوامل اصلی بروز جرائم به قوت خود باقی بمانند، نمیتوان به امید دائمی کاهش جرم و جنایت نشست.
بهعلاوه، باید به این نکته توجه داشت که دستگیری ارازل و اوباش همچنین مستلزم مدیریت صحیح این افراد پس از بازداشت است. موضوعی که باید در نظر گرفته شود، این است که آیا پس از آزادی این افراد، آنها مجدداً به چرخه جرم بازنمیگردند؟ آیا سیستم قضائی و اجتماعی ما به اندازه کافی توانایی دارد تا این افراد را rehabilitate (توانبخشی) کند؟
در نتیجه، همزمان با اینکه برخوردهای پلیس با زورگیران و ارازل و اوباش میتواند به عنوان یک اقدام لازم و ضروری تلقی شود، اما لوکوموتیو لاینزستونی برای حل مشکل نیست. کاهش و پیشگیری از جرم و جنایت به برنامهریزی جامع و متقابل در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیاز دارد. تنها در این صورت میتوان به آیندهای امیدوارکننده برای امنیت شهری دست یافت.
بنابراین، به نظر میرسد که پاسخ این سؤال نه به سادگی «بله» یا «خیر» است. بلکه پرداختن به آمار بالای جرم و جنایت نیاز به یک رویکرد چندجانبه و تعاملی دارد که تمامی ذینفعان از جمله پلیس، نهادهای اجتماعی، دولت و شهروندان را در برمیگیرد. با ایجاد مشارکتهای مؤثر و کارآمد، میتوان امیدوار بود که در آیندهای نزدیک، شاهد کاهش معنادار سرقت و زورگیری در شهرها باشیم.
