تور لحظه آخری
امروز : یکشنبه ، ۲۸ آبان ۱۳۹۶    احادیث و روایات:  امام علی (ع):خوش‏گمانى، مايه آسايش قلب و سلامت دين است.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون


محبوبترینها

داغ شدن تورهای نوروزی 96


درباره جزیره رویایی پوکت چه میدانید؟


جزیره اسرار آمیز در تایلند


برترین هتل 2016 آنتالیا


قلعه ویندسور انگلستان, با عظمت ترین قلعه مسکونی جهان و اروپا


سئو سایت جوملا


درمان قطعی ریزش مو با چند پیشنهاد خوراکی!


کاریکاتور/ یارانه بریزم برات؟


اطلاعات خصوصی بعضی از ستاره‌های هالیوود هک شد!+تصاویر


رضا قوچان نژاد و پیاده روی با همسر+تصاویر


رابطه جنسی زوج جوان مقابل چشم مردم! (+تصاویر)


رکورد گرانترین منوی رستوران در ایران زده شد؟/ عکس


گفتگو با محسن چاووشی خواننده مشهور و پرطرفدار+تصاویر


شیطان در شکم زن باردار! + عکس


تولد دوقلو های سیاه و سفید! +عکس


عکسهای خانوادگی سپیده خداوردی بازیگر کشورمان+تصاویر


اعتیاد به دیدن صحنه های پورنوگرافی در آقایان!


چرا پوريا پورسرخ هنوز ازدواج نکرده؟!+عکس


پوشش بازیگران مشهور زن در کاخ جشنواره فیلم فجر امسال+تصاویر


مهتاب کرامتی:سردسته دخترهای محل بودم!خاطرات کودکی+عکس


مسافران هواپیما این آدم آهنی را در حال قدم زدن روی ابرها دیدند/تصاویر


این مردها در مرخصی زایمان به سر می‌برند


شکیرا در کنار پسران زیبایش در خرید کریسمس!+عکس


وقتی کیم کارداشیان کودک بود!+عکس


چانه زدن برای قیمت فروش تن در نیمه شب های تهران




آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1478618396



اوقات شرعی 

ذکر روزهای هفته


هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

دخترای ننه‌ دریا ( احمد شاملو )


واضح آرشیو وب فارسی:بیتوته:



بیوگرافی احمد شاملو, اشعار زیبای احمد شاملو
دخترای ننه دریا شاملو احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴–۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود.شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت.احمد شاملو پس از تحمل سال‌ها رنج و بیماری، در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۷۹ درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شده‌است.
  یکی بود یکی نبود. جز خدا هیچ‌چی نبود زیر ِ این تاق ِ کبود، نه ستاره نه سرود. عموصحرا، تُپُلی با دو تا لُپ ِ گُلی پا و دستش کوچولو ریش و روحش دوقلو چپقش خالی و سرد دلکش دریای ِ درد، دَر ِ باغو بسّه بود دَم ِ باغ نشسّه بود: «ــ عموصحرا! پسرات کو؟» «ــ لب ِ دریان پسرام. دخترای ِ ننه‌دریارو خاطرخوان پسرام. طفلیا، تنگ ِ غلاغ‌پر، پا کـِشون خسته و مرده، میان از سر ِ مزرعه‌شون. تن ِشون خسّه‌ی ِ کار دل ِشون مُرده‌ی ِ زار دسّاشون پینه‌ تَرَک لباساشون نمدک پاهاشون لُخت و پتی کج‌کلاشون نمدی، می‌شینن با دل ِ تنگ لب ِ دریا سر ِ سنگ. طفلیا شب تا سحر گریه‌کنون خوابو از چشم ِ به‌دردوخته‌شون پس می‌رونن توی ِ دریای ِ نمور می‌ریزن اشکای ِ شور می‌خونن ــ آخ که چه دل‌دوز و چه دل‌سوز می‌خونن! ــ: «ــ دخترای ِ ننه‌دریا! کومه‌مون سرد و سیاس چش ِ امید ِمون اول به خدا، بعد به شماس. کوره‌ها سرد شدن سبزه‌ها زرد شدن خنده‌ها درد شدن. از سر ِ تپه، شبا شیهه‌ی ِ اسبای ِ گاری نمیاد، از دل ِ بیشه، غروب چهچه ِ سار و قناری نمیاد، دیگه از شهر ِ سرود تک‌سواری نمیاد. دیگه مهتاب نمیاد کرم ِ شب‌تاب نمیاد. برکت از کومه رفت رستم از شانومه رفت: تو هوا وقتی که برق می‌جّه و بارون می‌کنه کمون ِ رنگه به ‌رنگش دیگه بیرون نمیاد، رو زمین وقتی که دیب دنیارو پُرخون می‌کنه سوار ِ رخش ِ قشنگش دیگه میدون نمیاد.  شبا شب نیس دیگه، یخ‌دون ِ غمه عنکبوتای ِ سیا شب تو هوا تار می‌تنه. دیگه شب مرواری ‌دوزون نمی‌شه آسمون مثل ِ قدیم شب‌ها چراغون نمی‌شه. غصه‌یِ کوچیکِ سردی مثِ اشک  جایِ هر ستاره سوسو می‌زنه، سر ِ هر شاخه یِ خشک از سحر تا دلِ شب جغده که هوهو می‌زنه. دلا از غصه سیاس آخه پس خونه‌ی ِ خورشید کجاس؟ قفله؟ وازش می‌کنیم! قهره؟ نازش می کنیم! می‌کِشیم منت ِشو می خریم همت ِشو! مگه زوره؟ به خدا هیچ‌کی به تاریکی ِ شب تن نمی‌ده موش ِ کورم که می‌گن دشمن ِ نوره، به تیغ ِ تاریکی گردن نمی‌ده! دخترای ِ ننه‌دریا! رو زمین عشق نموند خیلی وخ پیش باروبندیل ِشو بست خونه تکوند دیگه دل مثل ِ قدیم عاشق و شیدا نمی‌شه تو کتابم دیگه اون‌جور چیزا پیدا نمی شه. دنیا زندون شده: نه عشق، نه امید، نه شور، برهوتی شده دنیا که تا چِش کار می‌کنه مُرده‌س و گور.  نه امیدی ــ چه امیدی؟ به‌خدا حیف ِ امید! ــ نه چراغی ــ چه چراغی؟ چیز ِ خوبی می‌شه دید؟ ــ نه سلامی ــ چه سلامی؟ همه خون‌تشنه‌ی ِ هم! ــ نه نشاطی ــ چه نشاطی؟ مگه راهش می‌ده غم؟ ــ:  داش آکل، مرد ِ لوطی، ته خندق تو قوطی! توی ِ باغ ِ بی‌بی‌جون جم‌جمک، بلگ ِ خزون! دیگه دِه مثل ِ قدیم نیس که از آب دُر می‌گرفت باغاش انگار باهارا از شکوفه گُر می‌گرفت: آب به چشمه! حالا رعیت سر ِ آب خون‌می‌کنه واسه چار چیکه‌ی ِ آب، چل‌تارو بی‌جون می‌کنه. نعشا می‌گندن و می‌پوسن و شالی می‌سوزه پای ِ دار، قاتل ِ بی‌چاره همون‌جور تو هوا چِش می‌دوزه ــ «چی می‌جوره تو هوا؟ رفته تو فکر ِ خدا؟...» ــ «نه برادر! تو نخ ِ ابره که بارون بزنه شالی از خشکی درآد، پوک ِ نشا دون بزنه: اگه بارون بزنه! آخ! اگه بارون بزنه!». دخترایِ ننه‌دریا! دل ِمون سرد و سیاس چِش ِ امیدمون اول به خدا بعد به شماس. اَزَتون پوست ِ پیازی نمی‌خایم خود ِتون بس ِمونین، بقچه‌جاهازی نمی‌خایم. چادر ِ یزدی و پاچین نداریم زیر ِ پامون حصیره، قالی‌چه و قارچین نداریم.  بذارین برکت ِ جادوی ِ شما دِه ِ ویرونه‌رو آباد کنه شب‌نم ِ موی ِ شما جیگر ِ تشنه‌مونو شاد کنه شادی از بوی ِ شما مَس شه همین‌جا بمونه غم، بره گریه‌کنون، خونه‌ی ِ غم جابمونه...» پسرای ِ عموصحرا، لب ِ دریای ِ کبود زیر ِ ابر و مه و دود شبو از راز ِ سیا پُرمی کنن، توی ِ دریای ِ نمور می‌ریزن اشکای ِ شور کاسه‌ی ِ دریارو پُردُر می‌کنن. دخترای ِ ننه‌دریا، تَه ِ آب می‌شینن مست و خراب. نیمه‌عُریون تن ِشون خزه‌ها پیرهن ِشون تن ِشون هُرم ِ سراب خنده‌شون غُل‌غُل ِ آب لب ِشون تُنگ ِ نمک وصل ِشون خنده‌ی ِ شک دل ِشون دریای ِ خون، پای ِ دیفار ِ خزه می‌خونن ضجه‌کنون: «ــ پسرای ِ عموصحرا لب ِ تون کاسه‌نبات صدتا هجرون واسه یه وصل ِ شما خمس و زکات! دریا از اشک ِ شما شور شد و رفت بخت ِمون از دَم ِ در دور شد و رفت. راز ِ عشقو سر ِ صحرا نریزین اشک ِتون شوره، تو دریا نریزین! اگه آب شور بشه، دریا به زمین دَس نمی‌ده ننه‌دریام دیگه مارو به شما پس نمی‌ده. دیگه اون‌ وخ تا قیامت دل ِ ما گنج ِ غمه اگه تا عمر داریم گریه کنیم، باز کمه. پرده زنبوری ِ دریا می‌شه بُرج ِ غم ِمون عشق ِتون دق می‌شه، تا حَشر می شه هم‌دَم ِمون!» مگه دیفار ِ خزه موش نداره؟ مگه موش گوش نداره؟ ــ موش ِ دیفار، ننه‌دریا رو خبردار می‌کنه: ننه‌دریا، کج و کوج بد دل و لوس و لجوج، جادو در کار می‌کنه. ــ تا صداشون نرسه لب ِ دریای ِ خزه، از لجش، غیه‌کشون ابرا رو بیدار می‌کنه: اسبای ِ ابر ِ سیا تو هوا شیهه‌کشون، بشکه‌ی ِ خالی ِ رعد روی ِ بوم ِ آسمون. آسمون، غرومب‌غرومب! طبل ِ آتیش، دودودومب! نعره‌ی ِ موج ِ بلا می‌ره تا عرش ِ خدا; صخره‌ها از خوشی فریاد می‌زنن. دخترا از دل ِ آب داد می‌زنن:  «ــ پسرای ِ عموصحرا! دل ِ ما پیش ِ شماس. نکنه فکر کنین حقه زیر ِ سر ِ ماس: ننه‌دریای ِ حسود کرده این آتش و دود!» پسرا، حیف! که جز نعره و دل‌ریسه‌ی ِ باد هیچ صدای ِ دیگه‌یی به گوشاشون نمیاد! ــ غم ِشون سنگ ِ صبور کج‌کلاشون نمدک نگاشون خسته و دور دل ِشون غصه‌ تَرَک، تو سیاهی، سوت و کور گوش می‌دن به موج ِ سرد مییریزن اشکای ِ شور توی ِ دریای ِ نمور... جُم جُمَک برق ِ بلا طبل ِ آتیش تو هوا! خیزخیزک موج ِ عبوس تا دَم ِ عرش ِ خدا! نه ستاره نه سرود لب ِ دریای ِ حسود، زیر ِ این تاق ِ کبود جز خدا هیچ‌چی نبود جز خدا هیچ‌چی نبود !    گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته 






این صفحه را در گوگل محبوب کنید 

[ارسال شده از: بیتوته]
[مشاهده در: www.beytoote.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 18]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب


برچسب های کاربران:






-


گوناگون

پربازدیدترینها

طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و تمامی مطالب بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت می شوند و سایت واضح مسئولیتی در قبال آنها ندارد
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن
free stats