تبلیغات
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
ورود
آمار وبسایت
کاربران آنلاین :
144
تعداد کل بازدیدها :
28043599
اوقات شرعی
تبلیغات
خب قبلا مرا دیده اید دیگر
فرهنگ > سینما - گزارش نشست فیلم «پای پیاده» احمد فرهنگنیا: *تمام عوامل فیلم که در نشست حاضر بودند، جواب سؤالاتشان را با یک جمله ثابت شروع میکردند:«خیلی خوشحالم از این که در خدمت این گروه حرفهای بودم و با آقای حسنپور کار کردم». بدون استثنا همگی در ابتدا از فضای صمیمی و رفاقت میان اعضای گروه میگفتند و ظاهراً به همه خوش گذشته بود. *شاید کسی که پرسید «لهجه آقای ناجی به ترکهای منطقه فیلمتان نمیخورد.» اگر میدانست حسنپور به خاطر ناجی، فیلمنامهاش را به کلی بازنویسی کرده، این سؤال را نمیپرسید. حسنپور البته پذیرفت که چون ترک نیست و لهجه ترکی را نمیشناسد، شاید نتوانسته لهجه را دربیاورد. همسرش، فاطمه صادقی (که بازیگر فیلم هم بود) میتوانست در این زمینه به او کمک کند. ناجی در واقع انتخاب خانم صادقی بود تا حسنپور چند نامزد دیگر این نقش را که به دلش نچسبیده بودند، کنار بگذارد و به قیمت بازنویسی فیلمنامه، ناجی را انتخاب کند. *رضا ناجی طبق معمول، از عبارت «فیلم زیبا»ی آقای حسنپور استفاده کرد و گفت که برایش افتخار بوده در این فیلم بازی کند. دلیل اینکه ناجی از فیلمنامه خوشش آمده بود این بود که «چون این فیلم، سه نسل را نشان میداد: نسل 105ساله، نسل 60ساله و نسل 35ساله. نسل جدید پدر و مادر پیرش را به سالمندان میبرد ولی ما ایرانی هستیم و نباید اینکارها را بکنیم. این فیلم، احترام به پدر و مادر را نشان میداد». و البته بازطبق معمول ادامه داد: «...خیلی هم خوشساخت است». * چرا حسنپور اینقدر به مضمون«زیارت» در فیلمهایش علاقه دارد؟ جواب حسنپور خاطرهای از کودکیاش بود: مادرش برای رفع دلتنگی همیشه به امامزادهای در نزدیک محل زندگیشان میرفت و او همیشه به این فکر میکرد که اگر این امامزادهها را جمع کنند، بعضیها چه بلایی که سرشان نمیآید. بهخاطر همین به این چیزها دلبستگی پیدا کرده است و بحثهای روشنفکری هم برایش مهم نیستند. *داستان «پای پیاده» کاملاً بیهیجان بود و حسنپور هم این را قبول داشت: «بله، درام آن جوری نیست که آدم پای فیلم میخ بشود» اما به جای توضیح بیشتر این مطلب، درباره دقت و وسواسش حرف زد: «این قصه همینقدر ظرفیت دارد اما من سعی کردم با وسواس کار کنم. هفته پیش هم کلاً نخوابیدهام تا بتوانم کپی صفر را به جشنواره تحویل بدهم. بنابراین وقت اتالوناژ نداشتیم بعضی پلانها که قرار بود روز باشد، شب شده و برعکس»! *سعید شهرام، آهنگساز، از ابتدا تا انتها در حال جویدن آدامس به سؤالات جواب داد. اولین سؤال را محسنین پرسید که ضمن تقدیر از موسیقی فیلم از شهرام خواست درباره موسیقی بگوید. شهرام گفت: «حالا سؤال را کامل بخوانید». محسنین گفت: «سؤالی نیامده، من خودم همینجوری گفتم، درباره موسیقی بگویید». *شهرام بعد از اینکه گفت: «ما متأسفانه از فقدان علمی در موسیقی فیلم رنج میبریم.» درباره تم کارش توضیح داد که در آن از تم ترانههای «نمیخوام در مزرعه مگی کار کنم» (اثر باب دیلان) و «آیا میشه کسی دوستم داشته باشه؟» (اثر باب مارلی) استفاده کرده بود چون بهحالوهوای صحنهها نزدیک بود. *تماشای فروتن در یک نقش مشابه دیگر، اینبار صدای مطبوعاتیها را درآورد: «آقای فروتن نگران نیستید از اینکه کارگردانها کمکم دارند شما را در یک نقش ثابت به کار میگیرند؟ تفاوت این نقشتان با بقیه نقشها چیست؟» فروتن گفت: «من این فیلمهای ساده و صمیمی را دوست دارم و همین گرما و صمیمیتشان برای من مهم است». اما دلیل مهم دیگر فروتن این است که میخواهد ببیند بعد از بازی در چند نقش شمالی، میتواند پختهتر بازی کند یا نه. *محمدرضا فروتن گفت که مضمون «وقتی همه خواب بودند» (فیلم قبلی حسنپور) را بهمراتب بیشتر از این فیلم دوست دارد. فروتن آنجا هم نقش مشابه با «پایپیاده» را بازی کرده بود. *حسنپور در جواب اینکه پایانبندی فیلمش سرهمبندیشده بود، گفت: «ما نیت سرهمبندی نداشتیم، امیدوارم سرهمبندی نشده باشد»! این ماجرای نیت البته بازهم مطرح شد اما در جواب یک تمجید: «آقای حسنپور، فیلمهای شما بوی عشق میدهد». حسنپور تشکر کرد، بعد گفت: «بههرحال من نیت میکنم فیلم عالی باشد؛ حالا گاهی میشود، گاهی نمیشود». *تدوین مجدد؛ این «یک پیشنهاد ثابت جشنوارهای» است از طرف منتقدان به فیلمسازانی که فیلمشان کسل کننده است. حسنپور هم با این پیشنهاد روبهرو شد اما گفت:«نه همین خوب است». *مبینا میرزا کریمی، بازیگر خردسال فیلم هم در نشست حاضر بود. اوتا اینجا کوچکترین عضو حاضر در نشستهای رسانهای فیلمها در سالن مطبوعات است. *کامیار محسنین در پایان جلسه یک آرزوی ناممکن داشت: «امیدواریم جشنواره فجر در سالهای آینده در خدمت تمام عزیزان باشد»!
شما هم رأی دهید
[ارسال شده از: خبر آنلاین]
[مشاهده در : www.khabaronline.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 13]
برچسب های کاربران:
صفحات پیشنهادی
خب قبلا مرا دیده اید دیگر
خب قبلا مرا دیده اید دیگر. فرهنگ > سینما - گزارش نشست فیلم «پای پیاده» احمد فرهنگنیا: *تمام عوامل فیلم که در نشست حاضر بودند، جواب سؤالاتشان را با یک جمله ...
خب قبلا مرا دیده اید دیگر. فرهنگ > سینما - گزارش نشست فیلم «پای پیاده» احمد فرهنگنیا: *تمام عوامل فیلم که در نشست حاضر بودند، جواب سؤالاتشان را با یک جمله ...
نکونام: قطبی بین دو نیمه بازی با کره بیادبی کرد!/ او در حد ...
این گفت و گو پر از نکاتی ست که تا قبل از این شایعاتش شنیده می شدند اما رسما ... جلوی رحمتی، چهار مدافع و جلوتر از آنها سه هافبک دفاعی داشتیم، خب این نحوه ... گرفته شده برای من یا دو هافبک دفاعی دیگر طوری بود که نمیتوانستیم در برنامههای ... شما هم بازیهای 10 سال اخیر مرا دیدهاید و از همین هفته در باشگاهم میبینید. ...
این گفت و گو پر از نکاتی ست که تا قبل از این شایعاتش شنیده می شدند اما رسما ... جلوی رحمتی، چهار مدافع و جلوتر از آنها سه هافبک دفاعی داشتیم، خب این نحوه ... گرفته شده برای من یا دو هافبک دفاعی دیگر طوری بود که نمیتوانستیم در برنامههای ... شما هم بازیهای 10 سال اخیر مرا دیدهاید و از همین هفته در باشگاهم میبینید. ...
گفتگو با برادران ترانه مادری+گزارش تصویری
افشانی: تا قبل از اینكه درگیر برنامه زنده شوم خیلی درسخوان بودم، اما بعد از آن ... افشانی: حداكثر تا چهار یا پنج سال دیگر. یعنی آنقدر این حرفه را برای خودت محدود كردی؟ ... خیرابی: آقای حمزهای تلخون را دیده بودند برای همین با من برای این كار ... یك بار به رستوران رفته بودم همه مرا شناختند و آمدند برای امضا، همین طور ...
افشانی: تا قبل از اینكه درگیر برنامه زنده شوم خیلی درسخوان بودم، اما بعد از آن ... افشانی: حداكثر تا چهار یا پنج سال دیگر. یعنی آنقدر این حرفه را برای خودت محدود كردی؟ ... خیرابی: آقای حمزهای تلخون را دیده بودند برای همین با من برای این كار ... یك بار به رستوران رفته بودم همه مرا شناختند و آمدند برای امضا، همین طور ...
چطور میشود عشقمان را در زندگی متزلزل امروز جاودانه کنیم !
اولین بار و اولین لحظه ای که عشق خود را دیده اید را بهیاد دارید ؟ ... اصلا هنگامیکه مرا میبیند چه احساسی دارد ؟ سئوالاتی از این قبیل را ترک کنید ... به این سئوالات علامت استپ را نشان دهید تا دیگر جای پیش روی نداشته باشند ! ... همهی انسانها حق دارند قبل از آن که حکمیبرایشان صادر شود از خود دفاعیه ای را ارائه دهند . ...
اولین بار و اولین لحظه ای که عشق خود را دیده اید را بهیاد دارید ؟ ... اصلا هنگامیکه مرا میبیند چه احساسی دارد ؟ سئوالاتی از این قبیل را ترک کنید ... به این سئوالات علامت استپ را نشان دهید تا دیگر جای پیش روی نداشته باشند ! ... همهی انسانها حق دارند قبل از آن که حکمیبرایشان صادر شود از خود دفاعیه ای را ارائه دهند . ...
بازخوانی تنها نامه فوتبالی سهراب ، سی سال پس از مرگش
ورزش - سی سال پس از مرگ سهراب سپهری ، حالا دیگر کیهان ورزشی هم نیست اما نامه ... کنم آن هم به ترتیب و در پی ارقام: 1- کلمه فوتبالیست را از کجا آورده اید ؟ ... که زیر جایگاه می نشینند تا آن جا که ما دیده ایم ، کمتر به جریان بازی توجه دارند ... نوشته ام ، شاید مرا از این اطناب معذور دارید. [ارسال شده از: خبر آنلاین] ...
ورزش - سی سال پس از مرگ سهراب سپهری ، حالا دیگر کیهان ورزشی هم نیست اما نامه ... کنم آن هم به ترتیب و در پی ارقام: 1- کلمه فوتبالیست را از کجا آورده اید ؟ ... که زیر جایگاه می نشینند تا آن جا که ما دیده ایم ، کمتر به جریان بازی توجه دارند ... نوشته ام ، شاید مرا از این اطناب معذور دارید. [ارسال شده از: خبر آنلاین] ...
دستور پخت کماچ سن
خمیر آماده شده را در سینی فر یا ماهی تابه ی بزرگ نچسبی که خوب با روغن چرب شده ... یک لایه خمیر دیگر که برروی سینی دیگری با وردنه پهن کرده اید را برداشته و روی ... طرف خمیرها به هم رسیده و اطراف آن را خوب بپوشاند و مواد وسط کماچ دیده نشود . ... چربيهايي که راه آب دستشويي را مسدود کرده · من نام کوچک عشقم، مرا بباز . ...
خمیر آماده شده را در سینی فر یا ماهی تابه ی بزرگ نچسبی که خوب با روغن چرب شده ... یک لایه خمیر دیگر که برروی سینی دیگری با وردنه پهن کرده اید را برداشته و روی ... طرف خمیرها به هم رسیده و اطراف آن را خوب بپوشاند و مواد وسط کماچ دیده نشود . ... چربيهايي که راه آب دستشويي را مسدود کرده · من نام کوچک عشقم، مرا بباز . ...
تا زنده ام از او دست نمي کشم
از قبل حاج آقا را مي شناختند؟ نمي دانم. گفت ما همه اشرفي اصفهاني را دوست داريم. ... خوب بود.هرکسي به در خانه مي آمد،اورا نااميد نمي کرد. .... عراقي ها با توپ زدند،من از ماشين بيرون افتادم وستون فقراتم آسيب ديد. ... ازآن جا مرا به خانه بردند.يک طرف بدنم را خودم وضو مي گرفتم وطرف ديگر را بچه ها مي گرفتند. ...
از قبل حاج آقا را مي شناختند؟ نمي دانم. گفت ما همه اشرفي اصفهاني را دوست داريم. ... خوب بود.هرکسي به در خانه مي آمد،اورا نااميد نمي کرد. .... عراقي ها با توپ زدند،من از ماشين بيرون افتادم وستون فقراتم آسيب ديد. ... ازآن جا مرا به خانه بردند.يک طرف بدنم را خودم وضو مي گرفتم وطرف ديگر را بچه ها مي گرفتند. ...
معلم خوب
گستردگی تجربیاتم زندگی معلمی ام را غنی کرده است اما مرا از لذت همکارانم ... من فکر نمی کنم چیزی که در ترم قبل مفید بوده، این ترم هم به درد بخورد. ... از آنها در پی دیگری اتفاق میافتد خیلی خوب است، اما همه میدانیم که این اتفاق هر روزی نیست. ... تا به حال چند فیلم دیده اید که شخصیت معلم در آنها حضور داشته است، و چطور ...
گستردگی تجربیاتم زندگی معلمی ام را غنی کرده است اما مرا از لذت همکارانم ... من فکر نمی کنم چیزی که در ترم قبل مفید بوده، این ترم هم به درد بخورد. ... از آنها در پی دیگری اتفاق میافتد خیلی خوب است، اما همه میدانیم که این اتفاق هر روزی نیست. ... تا به حال چند فیلم دیده اید که شخصیت معلم در آنها حضور داشته است، و چطور ...
خانواده امام(ره) هم بعد از گریم مرا نشناختند
یعنی قبل از تست گریم، حضور شما در فیلم قطعی نشده بود؟ ... همان بهت و حیرت من در مورد افراد دیگر نیز اتفاق افتاد و در این مقطع بود که من به باوری که برای ایفای ... فیلم تدوین شده زنده یاد سیفالله داد را دیدهاید؟ ... مجموعهای از عوامل خوب در این کار گرد هم آمدند تا اثری ارزشمند درباره رهبر کبیر انقلاب ارائه دهند. ...
یعنی قبل از تست گریم، حضور شما در فیلم قطعی نشده بود؟ ... همان بهت و حیرت من در مورد افراد دیگر نیز اتفاق افتاد و در این مقطع بود که من به باوری که برای ایفای ... فیلم تدوین شده زنده یاد سیفالله داد را دیدهاید؟ ... مجموعهای از عوامل خوب در این کار گرد هم آمدند تا اثری ارزشمند درباره رهبر کبیر انقلاب ارائه دهند. ...
مرثیهخوانی ام البنین علیهاالسلام
در مدینه برایش خبر آمد كه چهار پسر تو در خدمت حسین بن علی علیه السلام شهید شدند. ... من، شیر بچه من، حمله میكرد میدیدی و دیدهای! ای مردمی كه آنجا حاضر بودهاید! ... من دلم میخواهد شما قبل از من به میدان بروید، چون میخواهم اجر شهادت ... ام البنین یعنی مادر پسران، مادر شیر پسران)، دیگر مرا به این اسم نخوانید. ...
در مدینه برایش خبر آمد كه چهار پسر تو در خدمت حسین بن علی علیه السلام شهید شدند. ... من، شیر بچه من، حمله میكرد میدیدی و دیدهای! ای مردمی كه آنجا حاضر بودهاید! ... من دلم میخواهد شما قبل از من به میدان بروید، چون میخواهم اجر شهادت ... ام البنین یعنی مادر پسران، مادر شیر پسران)، دیگر مرا به این اسم نخوانید. ...
گوناگون
پربازديدترين ها
مطالب بعدی
مطالب پیشین
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و هیچ یک از مطالب درج شده را تایید یا رد نمی کند و مسئولیت استفاده از آنها بر عهده صاحب اثر و کاربران سایت می باشد







