تبلیغات
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
ورود
آمار وبسایت
کاربران آنلاین :
147
تعداد کل بازدیدها :
28043385
اوقات شرعی
تبلیغات
کوه بود که دست های مرا گرفت | دانلود کتاب
کوه بود که دست های مرا گرفت

نام کتاب : کوه بود که دست های مرا گرفت

نویسنده : ناشناس

حجم کتاب : ۳۴ کیلوبایت

دسته » ادبیات » داستان کوتاه

قالب کتاب : PDF

تعداد صفحات : ۲

پسورد : www.98ia.com

منبع : wWw.98iA.Com

دانلود کتاب
شما هم رأی دهید
[ارسال شده از: نودهشتیا]
[مشاهده در : www.98ia.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 10]
برچسب های کاربران:
صفحات پیشنهادی
کوه بود که دست های مرا گرفت | دانلود کتاب
کوه بود که دست های مرا گرفت نام کتاب : کوه بود که دست های مرا گرفت نویسنده : ناشناس حجم کتاب : ۳۴ کیلوبایت دسته » ادبیات » داستان کوتاه قالب کتاب : PDF ...
کوه بود که دست های مرا گرفت نام کتاب : کوه بود که دست های مرا گرفت نویسنده : ناشناس حجم کتاب : ۳۴ کیلوبایت دسته » ادبیات » داستان کوتاه قالب کتاب : PDF ...
متن فوق خلاصه شده شازده کوچولو : داستان های کوتاه
از بچه ها عذر می خواهم که این کتاب را به یک آدم بزرگ هدیه کرده ام. ... این بود که در شش سالگی از کار زیبای نقاشی دست کشیدم . .... او مرا چکش به دست و با انگشتان آلوده به روغن و چربی می دید که روی چیزی که در نظرش بسیار زشت بود خم شده بودم . .... شازده کوچولو از کوه بلندی بالا رفت. ..... و دست مرا در دست گرفت ولی باز ناراحت شد: ...
از بچه ها عذر می خواهم که این کتاب را به یک آدم بزرگ هدیه کرده ام. ... این بود که در شش سالگی از کار زیبای نقاشی دست کشیدم . .... او مرا چکش به دست و با انگشتان آلوده به روغن و چربی می دید که روی چیزی که در نظرش بسیار زشت بود خم شده بودم . .... شازده کوچولو از کوه بلندی بالا رفت. ..... و دست مرا در دست گرفت ولی باز ناراحت شد: ...
مرا به نام تو می خوانند
برفی كه سه شبانه روز بی امان باریده باشد و جز سپیدی، تحمل دیدن هیچ رنگ نداشته باشد. ... همه لرزش دلم از آن بود كه نیایی و همه بی تابی ام از آن مبادا گلم كه غنچه رفته است، ... من حوله بیاورم، آستین هایت را پایین زده بودی ولی دست مرا رد نمی كردی و صورتت .... برگرفته از کتاب" پرسش های کودکانه"تنظیم برای تبیان:کهتری مادر، از نوعی ...
برفی كه سه شبانه روز بی امان باریده باشد و جز سپیدی، تحمل دیدن هیچ رنگ نداشته باشد. ... همه لرزش دلم از آن بود كه نیایی و همه بی تابی ام از آن مبادا گلم كه غنچه رفته است، ... من حوله بیاورم، آستین هایت را پایین زده بودی ولی دست مرا رد نمی كردی و صورتت .... برگرفته از کتاب" پرسش های کودکانه"تنظیم برای تبیان:کهتری مادر، از نوعی ...
چهرۀ انبیاء در کتاب مقدس مسیحیها و یهودیها
چهرۀ انبیاء در کتاب مقدس مسیحیها و یهودیها-یکی از جنبه های وجود تحریف و ... و لوط از صوغر برآمد و با دو دختر خود در کوه ساکن شد زیرا ترسید که در صوغر بماند. ... و حَزائیل برای ملاقات وی رفته، هدیه ای به دست خود گرفت، یعنی بار چهل شتر از تمامی ... پس خداوند به سلیمان گفت: «چونکه این عمل را نمودی و عهد و فرایض مرا که به تو امر فرمودم ...
چهرۀ انبیاء در کتاب مقدس مسیحیها و یهودیها-یکی از جنبه های وجود تحریف و ... و لوط از صوغر برآمد و با دو دختر خود در کوه ساکن شد زیرا ترسید که در صوغر بماند. ... و حَزائیل برای ملاقات وی رفته، هدیه ای به دست خود گرفت، یعنی بار چهل شتر از تمامی ... پس خداوند به سلیمان گفت: «چونکه این عمل را نمودی و عهد و فرایض مرا که به تو امر فرمودم ...
دست هایی که پشت پرده این بی حرمتی هاست
دست هایی که پشت پرده این بی حرمتی هاست-دستهايي که پشت پرده اين ... را فرقه منحرف وهابيت، خرج نشر و توزيع کتابهاي ضد شيعه و ائمه اطهار ميکنند که با آن ... صحنه اخراجی ها را دانلود کنید جنجال در جلسه نقد اخراجی ها «اخراج اخراجیها» ، پشت . ... برخیز که بعد از تو، مرا حرمتی نخواهد بود؛ که تنها تو میدانستی حرمت خانه علی و فاطمه را .
دست هایی که پشت پرده این بی حرمتی هاست-دستهايي که پشت پرده اين ... را فرقه منحرف وهابيت، خرج نشر و توزيع کتابهاي ضد شيعه و ائمه اطهار ميکنند که با آن ... صحنه اخراجی ها را دانلود کنید جنجال در جلسه نقد اخراجی ها «اخراج اخراجیها» ، پشت . ... برخیز که بعد از تو، مرا حرمتی نخواهد بود؛ که تنها تو میدانستی حرمت خانه علی و فاطمه را .
استوار؛ چون کوه
مبارزه با خویشاناز موارد استقامت آن حضرت که بسیار بسیار ناگوار و مشکل بود، بلکه نزد ... چپ و راست جنازه را می گرفت، برگرد آن می گشت، پیش از آن که جنازه را وارد قبر کنند آن ... شد، در حالی که دست های مبارکش از کثرت کار آبله زده بود، تقاضا کرد که یکی از ..... مرا به نام تو می خوانند ... ◄◄دانلود کتاب های گرایش برق الکترونیک ...
مبارزه با خویشاناز موارد استقامت آن حضرت که بسیار بسیار ناگوار و مشکل بود، بلکه نزد ... چپ و راست جنازه را می گرفت، برگرد آن می گشت، پیش از آن که جنازه را وارد قبر کنند آن ... شد، در حالی که دست های مبارکش از کثرت کار آبله زده بود، تقاضا کرد که یکی از ..... مرا به نام تو می خوانند ... ◄◄دانلود کتاب های گرایش برق الکترونیک ...
کتاب سیاه
کتابی برداشت آن را باز کرد شگفت زده شد زیرا برگ های کتاب سیاه بود. ... راهب که میدید مردان زیادی به اون خونه رفت و آمد میکنند تصمیم گرفت با او ... چرا دست از این کار نمیکشی؟ ... مدتی گذشت راهب دوباره زن را صدا کرد و گفت: این کوه سنگ را میبینی؟ ... به خانه برگشت اشک پشیمانی ریخت و و دعا کرد: خدایا کی رحمت تو مرا از این ...
کتابی برداشت آن را باز کرد شگفت زده شد زیرا برگ های کتاب سیاه بود. ... راهب که میدید مردان زیادی به اون خونه رفت و آمد میکنند تصمیم گرفت با او ... چرا دست از این کار نمیکشی؟ ... مدتی گذشت راهب دوباره زن را صدا کرد و گفت: این کوه سنگ را میبینی؟ ... به خانه برگشت اشک پشیمانی ریخت و و دعا کرد: خدایا کی رحمت تو مرا از این ...
زیباترین دل نوشته های عاشقانه تقدیم به پدران و مادران مهربان ...
زیباترین دل نوشته های عاشقانه تقدیم به پدران و مادران مهربان : شعر-روزها چقدر زود امدن و و چه زود گذشتن و ما قدر شما ها رو ندانستیم و .........؟كسى كه ناز مرا مى كشيد مادر بود كسى كه حرف مرا مى شنيد مادر بودكسى كه گنج بدستم سپرده ... ز دست دشمن هستى در اين سيه بازار ... تو مثل كوه پا بر جا .... ◄◄دانلود کتاب های گرایش برق الکترونیک ...
زیباترین دل نوشته های عاشقانه تقدیم به پدران و مادران مهربان : شعر-روزها چقدر زود امدن و و چه زود گذشتن و ما قدر شما ها رو ندانستیم و .........؟كسى كه ناز مرا مى كشيد مادر بود كسى كه حرف مرا مى شنيد مادر بودكسى كه گنج بدستم سپرده ... ز دست دشمن هستى در اين سيه بازار ... تو مثل كوه پا بر جا .... ◄◄دانلود کتاب های گرایش برق الکترونیک ...
داستان های آموزنده : داروخانه ی معنوی ، ارتباط با خدا
داستان های آموزنده : داروخانه ی معنوی ، ارتباط با خدا-روزی شيوانا متوجه شد که باغبان مدرسه خیلی غمگین و ناراحت است. نزد او رفت و ... باغبان که مردی جاافتاده بود گفت: راستش بعدازظهرها که کارم اینجا تمام می شود ساعتی نیز در آهنگری پای کوه کار می کنم. ... امروز هم می ترسم باز او سرراهم سبز شود و باز تهدیدم کند که مرا به پائین دره هل دهد!
داستان های آموزنده : داروخانه ی معنوی ، ارتباط با خدا-روزی شيوانا متوجه شد که باغبان مدرسه خیلی غمگین و ناراحت است. نزد او رفت و ... باغبان که مردی جاافتاده بود گفت: راستش بعدازظهرها که کارم اینجا تمام می شود ساعتی نیز در آهنگری پای کوه کار می کنم. ... امروز هم می ترسم باز او سرراهم سبز شود و باز تهدیدم کند که مرا به پائین دره هل دهد!
آریوبرزن که بود و چه کرد؟
یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران در زمان هخمنشیان آریوبرزن بود که در زمان حمله اسکندر ... و تصمیم به دست یافتن به پارسه گرفت و به سوی پایتخت ایران حرکت کرد . ... اسلحه از راه کوهستان (کو ه های کهگیلویه) روانه پایتخت ایران شد و در تنگه های در ... آریوبرزن گفته بود:”شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من ...
یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران در زمان هخمنشیان آریوبرزن بود که در زمان حمله اسکندر ... و تصمیم به دست یافتن به پارسه گرفت و به سوی پایتخت ایران حرکت کرد . ... اسلحه از راه کوهستان (کو ه های کهگیلویه) روانه پایتخت ایران شد و در تنگه های در ... آریوبرزن گفته بود:”شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من ...
گوناگون
پربازديدترين ها
مطالب بعدی
مطالب پیشین
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و هیچ یک از مطالب درج شده را تایید یا رد نمی کند و مسئولیت استفاده از آنها بر عهده صاحب اثر و کاربران سایت می باشد







